تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات   با رفتن به اين تارنما ؛ به ايراني ماندن خليج پارس راي بدهيد. src="http://night-skin.ir/js/js.js"> Iron Maiden

Iron Maiden

همه چیز درباره ی Iron Maiden


اول از همه بگم که من یه وبلاگ زدم تو بلاگ اسپات به اسم www.sea-ofmadness.blogspot.com
لطفاً به دامینش نخندین!! چاره ای نداشتم....
مطمئناً این وبلاگ (همین بلاگفا ئه ) آپ خواهد شد! منتهی پست های مربوط به آیرن میدن در این وبلاگ و مطالب با موضوعات دیگه تو اون یکی نوشته میشه....
از اینکه دوباره دیر شد ببخشید .... راستش این پست رو اصلاً از یه هفته پیش به صورت آماده داشتم! ولی می خواستم بیاین پست قبلی رو بخونین بعد برم سراغش.

در عملياتي ژانگولر ! قصد دارم کل آلبوم
Seventh Son of a Seventh Son رو براتون با مخلفاتش ترجمه کنم
فعلاً اين از مقدمه آلبوم:
اگه بخوام دو تا از بهترين concept Album هايي رو که تا حالا تو عمرم شنيدم نام ببرم اين آلبوم يکيشونه ...اون يکي هم آلبوم scenes frome a memory از دريم ثيتره.
باشنيدن اين آلبوم و آلبوم قبلي يعني Somewhere In Time مطمئناً به تفاوتشون با سبک آلبوم هاي قبلي پي ميبريد.خلاقيتي که از آلبوم Somewhere In Time شروع شد (که استفاده از synth guitars يکي از اوناست) در اين آلبوم به اوج خودش مي رسه.از نکات جالب آلبوم اينه که هفتيمن کار استوديويي گروهه! که با اسم خود آلبوم تقابل جالبي داره.
آلبوم با اين جملات شروع ميشه و با همين جملات هم تمام ميشه:
Seven deadly sins, seven ways to win
Seven holy paths to hell, and your trip begins
Seven downward slopes, seven bloodied hopes
Seven are your burning fires, seven your desires...
هفت گناه کبيره، هفت راه براي پيروزي
هفت گذرگاه مقدس به دوزخ،و اين جاست که سفر تو آغاز مي گردد
هفت سراشيبي به پايين، هفت اميد خون آلود
اين هفت ها آتش سوزان تو اند، هفت ها هوس تواند    
                                                                                                                                   
طبق افسانه هاي غربي هفتمين دختر از يک هفتمين دختر يا هفتمين پسر از يک هفتمين پسر داراي قدرت هاي پنهاني و ماورا لطبعيه ميشه.آلبوم بر اساس رماني فانتزي به اسم Seventh son اثر Orson Scott Card ساخته شده که درباره ي يه بچه ايه که از بدو تولد مورد عنايت نيرو هاي خير و شر قرار ميگيره ( يعيني دست آموز اونا ميشه) و مجبورش ميکنن که نيرو هاش رو کنترل کنه تا بتونه ازشون استفاده کنه.
داستان از طريق آهنگ هاي مختلف آلبوم بازگو ميشه که به طور خلاصه از اين قراره: 
                                      
 
Moonchild: در اين آهنگ شيطان به ننه باباي Seventh Son of a Seventh Son ، به خصوص ننه هه، خط و نشون ميکشه و بهشون هشدار ميده که "هر گونه مقاومتي بيهودست".
Infinite Dreams : باباي هفتمين پسر که خودش هم هفتمين پسر باباشه يه سري الهاماتي بهش ميشه که نمي فهمه چيه و حسابي عذابش ميده.
Can I Play With Madness : باباي هفتمين پسر کذايي به دنبال پاسخي براي اين الهام ها ميگرده براي همين با يه پيشگو مشورت ميکنه، باباهه هم اصلاً از حرفايي که اون يارو ميزنه خوشش نمياد.
The Evil That men Do : هفتمين پسر از هفتمين پسر از شکم ننش مياد بيرون، باباهه هم احتمالاً ميميره.
Seventh Son Of A Seventh Son : تولد هفتمين پسر از هفتمين پسر ، خير و شر جفتشون ميخوان پسر رو نوکر خودشون کنن.
The Prophecy : هفتمين پسر جوان نيروهاش رو آماده کرده و کشف ميکنه يه حادثه تو دهاتشون قراره اتفاق بيفته، طبيعتاً هيچ کس حرفشو باور نميکنه و کل دهاتشون نابود مي شه.
The Clairvoyant : هفتمين پسراز هفتمين پسر حالا برايه خودش يه پيشگو شده و ميتونه نيروهاش رو کنترل کنه، اما طولي نمي کشه توي اين کارا غرق ميشه و احتمالاً دليل مرگش هم همينه.
Only The Good Die Young: بازنگري تلخ و طعنه آميز تر به ماجرا ; آيا مي ارزيد به همه ي اينا؟ و برميگرده به جملات اول آلبوم.
 
Seventh Son Of A Seventh Son آلبوميه که حالا حالا ها فراموش نميشه و هر کسي با شنيدنش تحسينش ميکنه. از لحاظ موسيقيايي پيچيده ترين و از لحاظ متن شعر يکي از عميق ترين آلبوم هاي گروه و همچنين آلبوم هاي کل تاريخ موسيقي راک و هوي متاله.به عقيده ي خيلي از طرفدارها و منتقد ها هم اين آلبوم بهترين آلبوم گروه به حساب مياد.
اما متاسفانه اين آلبوم آخرين همکاري آدريان اسميت با گروه بود و بعد ازاون آلبوم no prayer for dying منتشر شد که واقعاً مایوس کننده بود .... چرا که دوباره همون فرمول قدیمی رو باز هم به کاربردن... انگار که آلبومی مثل 7th son و somewhere وجود خارجی نداشتن.... بعد هم آلبوم Fear of the Dark که قابل قبول بود. واون جا بود که بروس دیکنسون هم رفت و .... خودتون بقیشو میدونین.
در پست هاي بعدي آهنگ رو دونه دونه ترجمه ميکنم ميام پايين!پست بعدی درباره ی این آهنگه:
MoonChild

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 8:34 توسط سیاوش |


سلام

آقا بسوزه پدر گشادی!! هی گفتیم الان تابستون میاد دو روز یه بار پست میکنیم!! کل تابستون به این ور یه پست درست حسابی نداشتیم .... شرمنده .... از این به بعد میخوام  دو هفته  یه بارو دیگه پست کنم ....

چند نفر هم اومده بودن نظر داده بودن که من جوابشون رو نداده بودم ... الان اینجا میدم:

دوستی یه فوروم راه انداخته برای آیرن میدن .... به آدرس Ironmaiden.ir البته هنوز کاملاً راه نیفتاده:

بابا دمت گرم منتظریم ببینیم چطور میشه  ... راستی اگه اینجارو میخونی من نمیدونم کامپیوتر توله سگم چه مرگش شده که یاهو میل رو باز نمیکنه!! برایه همین نتونستم بهت میل بزنم

خب... من هر چی میگردم میبینم دیگه نظر دیگه ای نبود جواب بدم!

راستی یه درخواست  : کسی یه سایت خوب آپلود عکس نمیشناسه که عکس هاش رو پاک نکنه و احتمال فیلتر شدنش  کم باشه؟؟؟ اگه کسی میدونه بیاد تو نظرات بگه .... کارمون لنگ اینه....

-----------------------------------------------------------

حالا بریم سر موضوع این پست

یه آهنگ فوق العاده از آلبوم فوق العاده تر Piece of Mind .... من هر چی در وصف این آلبوم بگم کم گفتم ... قبلاً هم دوبار از این آلبوم در این وبلاگ پست کردم ، یکی revelations ، اون یکی هم flight of  Icarus

شعر خیلی زیبایی داره .... مطمئناً با خوندن شعر ، یاد ارباب حلقه ها و اون قسمت باتلاق مرده ها می افتین

پیشنهاد میکنم پست رو تا آخر بخونین ارزششو داره

اگه این آهنگ رو ندارین و میخواین دانلود کنید: برین google.com ! (ته سایته!) تو اون مستطیله وسط بزنین download still life Iron maiden free بعد گزینه search رو فشار بدید!

طبیعت بی جان

بيا يک نگاه به آبگير بنداز و  ببین چي ميبيني
در عمق تاريک آبگير چهره هايي وجود دارن که دارن به من اشاره ميکنن
نميتوني ببيني؟ خيلي واضح هستن
اونا اونجان ،اي بابا ، مي دونم حرفمو باور نميکني

اي بابا... هيچ وقت چنين احساس عجيبي نداشتم
اما....... ديوونه نميشم

شک ندارم که فکر مي کني عقلمو از دست دادم
مستقيماً نگفتي اما به جاش ميتونم  از تو چشمات بخونم
ساعت ها مي ايستم به آبگير زل ميزنم
يک چيزي منو به سمت آبگير ميکشه ، نميدونم چکار کنم

اي بابا .... اونا  زور و نيروي منو ميکشن زير آب
اي بابا .... اونا ازم مي خوان باهاشون بمونم

کابوس ها ..... ارواح، من رو صدا ميزنن
کابوس ها ..... اونا منو به حال خودم رها نمي کنن

هر چي خون داشتم کم کم داره خشک ميشه
و احساس ميکنم هر روز نسبت به روز قبل ضعيغتر ميشم
از طرفي مي دونم ميل ندارم که برم
و به اونها در انتهاي آبگير ملحق بشم

اکنون.... احساس ميکنم اونا خيلي نزديکترن
من ...... دارم به طور واضح مي بينمشون

کابوس ها... پشت سر هم مي آن
کابوس ها... قطعه اي از مغز رو بهم ميدن

حالا همه چي روشن شده و ميدونم بايد چي کار کنم
بايد تو رو هم ببرم اون پايين تا ببينيشون
دست در دست هم ميديم با هم مي پريم تو آبگير
نميدوني اين فقط من نيستم، اونا هم تو رو ميخوان

اوه ... ما با هم غرق خواهيم شد
اين ... تا ابد هست

کابوس ها ....... تا ابد منو صدا ميزنن
کابوس ها ....... حالا ما در آرامش استراحت ميکنيم


Still Life

[Murray/Harris]

Take a look in the pool and what do you see
In the dark depths there faces beckoning me
Can't you see them it's plain for all to see
They were there oh I know you don't believe me.

Oh.....I've never felt so strange
But.....I'm not going insane.

I've no doubt that you think I'm off my head
You don't say but it's in your eyes instead
Hours I spend out just gazing into that pool
Something draws me there I don't know what to do.

Oh.....they drain my strength away
Oh.....they're asking me to stay.

Nightmares.....spirits calling me
Nightmares.....they won't leave me be.

All my life's blood is slowly draining away
And I feel that I'm weaker every day
Somehow I know I haven't long to go
Joining them at the bottom of the pool.

Now.....I feel they are so near
I.....begin to see them clear

Nightmares.....coming all the time
Nightmares.....Will give me peace of mind.

Now it's clear and I know what I have to do
I must take you down there to look at them too
Hand in hand then we'll jump right into the pool
Can't you see not just me they want you too.

Oh.....we'll drown together
It.....will be forever.

Nightmares.....forever calling me
Nightmares.....Now we rest in peace.


بدون شک اين آهنگ از بهترين هاي اين آلبوم و کل کار هاي ميدنه. متن اين آهنگ درباره ي یه بابایه که درگير ارواح داخل آبگير ميشه و آخر سر هم عضوي از اوناها ميشه، و يارش(!) رو هم با خودش ميبره.اشاره شده که (( طبيعت بي جان)) بر اساس داستاني کوتاه با نام : ((ساکن درياچه The Inhabitant Of The Lake )) در کتابي از مجموعه داستان کوتاه به نام : ((عکس سرد  (Cold Print (1969)) اثر   Ramsey Campbell نوشته شده. به هر حال سازندگان آلبوم، اسمي ازش نبردن بنابراین زياد نميشه مطمئن بود.اگر چه استيو هريس گفته اين آهنگ درباره ي ترس از غرق شدنه و هميشه هم منو ياد قسمت باتلاق مردگان از کتاب ارباب حلقه هاي تالکين ميندازه :



                         "فرودو با صدايي رويا گونه گفت :(( نميدانم.ولي من هم آنها را ديدم.توي آبگير ها، وقتي شمع ها روشن شدند.توي آبگير ها دراز کشيده اند.چهره هاي رنگ پريده،در اعماق آبهاي تاريک.آنها را ديدم: چهره هاي مخوف و پليد، چهره هاي نجيب و غمگينو چهره هاي مغرور و زيبا با ساقه هاي علف لابه لاي موهاي نقره اي شان.اما همه گنديده، همه در حال فاسد شدن، همه مرده.يک جور روشنايي مهلک در آنها هست))"
                         

 ((کتاب ارباب حلقه ها : دو برج

 ترجمه ي رضا عليزاده ))
                                

از لحاظ موسيقيايي هم اين اهنگ يکي از بهترين هاست و باعث شده اين آلبوم خلاصه، killer باشه! سولو هاي طولاني و ريف هاي پيچيده و تغيير ریتم و تمپو از ويژگي هاي اين آهنگه. از نکات جالب اين آهنگ Backward message اول آهنگه که اگه با يه نرم افزار مثلاً sounforge ، برعکسش کنين به اين جمله ميرسين که از دو کيلومتري معلومه که کار نيکو مک برينه! :
قسمت اول: "What ho sed de t'ing wid de t'ree bonce"
که يعني:
"What ho said the monster with the three heads."
 و قسمت دوم:
"Don't meddle widt'ings you don't understand."!!!!
 که در آخر هم  يک نيمچه آروغ ميشنويم از این آروغ چسی ها!  اگه یه کم پیاز خورده بود میتونست بهتر بزنه.

اين قسمت مثل اينکه جمله اي از کتاب هاي ((عيدي امين Idi Amin)) بوده. با کمي تحقيق اين بابايي که دارم مطلبشو ترجمه ميکنم ! ايشون (Idi Amin)  تا حالا کتابي ننوشتن!!
جالب اينه که بعد از آلبوم 666  آمريکايي هاي خرافاتي فکر ميکردن ميدن يه گروه شيطون پرسته.... ميدن هم اين برچسب رو با خودش توي آلبوم بعد هم با خودش کشوند ..... اگه دقت کنيد ميبينيد که اين message در کل يه چيز سرکاريه !!! برايه همونا، تا سر کار باشن.... ميدونين که گروه هاي شيطون پرست اون زمان از  backward message  براي بيان عقايدشون زیاد استفاده ميکردن .... آيرن ميدن هم از اين موقعيت استفاده کرد و با هوشمندي ملتو سرکار گذاشت (:
خب ، الکي زور نزنين اين قسمت رو خودم براتون آپلود کردم :

Download Still Life Backward Message

همش 160 کیلوبایته!


و در آخر هم نقل قولي از استيو هريس درباره ي اين آهنگ :                        

                                          "به طور کلی، این آهنگ، داستان یه بابایه که مثل آهن ربا به آبگیر پر از آب کشیده میشه.اون چهره هایی رو تو دریاچه می بینه.اون کابوس هایی رو درباره این هم میبینه و در آخر هم میپره و خانوم خودش رو هم می بره.این اهنگ برای اجرا کردن خیلی حال میده چون چیزای زیادی تو این اهنگ اتفاق می افته.دوباره ما داریم یه حسی رو خلق میکنیم که با صدای خیلی سنگین گیتار همراهه.سولو اولیه ماله آدریانه بعد از اون نت های staccato درامز و بیسه که همراه و  ریف اصلی اجرا میشه.من این قسمتو خیلی دوست دارم."

منابع: Maidenfans.com

        یک مشت سایت دیگه


+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 22:53 توسط سیاوش |


سلام
می خوام تو این پست درباره ی آهنگ "میراث" آیرن میدن توضیح بدم.
البته قبلش از اظهار لطف شما در نظرات پست قبل قبلی(!)سپاسگزاری می کنم.
خب.آهنگ میراث آخرین آهنگ آخرین آلبوم آیرن میدن،یعنی موضوع مرگ و زندگی(یا همون چیزی بسی مهم) هست که میشه گفت جدیدترین آهنگ آیرن میدن به حساب میاد(البته اگه شما آلبوم رو از اولش گوش کرده باشین!) و همینطور پیشروترین آهنگ آلبوم و خیلیا اونو تو سبک پروگرسیو متال حساب میکنن.
آهنگ با یه ریتم آکوستیک کمی ترسناک شروع میشه،که مثل آهنگای سنتی اسکاتلند و ایرلنده، و در ادامه اش صدای بروس رو میشنویم که خیلی آروم شروع به لالایی خوندن میکنه:"میخوام یه چیزی برات تعریف کنم که بیش تر از دو دقیقه وقتت رو نمی گیره" بعد از اون،آهنگ به طرز ترسناکی ادامه پیدا میکنه،و البته نوازندگی گیتاریست ها خیلی خیلی لذت بخشه.از دقیقه چهارم آهنگ وارد فاز سوم میشه.بعد از دو دقیقه، آهنگ وارد فاز نهایی میشه، که توش یه سولو از -احتمالاً-آدریان اسمیت هست.
در کل آهنگ خیلی خوب حس رو منتقل می کنه و واقعاً یه شاهکاره.یعنی خب بگیرین گوش کنین حتماً!
حالا می پردازیم به محتوای شعری این قطعه.
همونطور که گفتم اولین قسمت وکال مثل یه لالایی می مونه..."قصه ی مردایی که همشون سیاه پوشیدن" و "به جنگ فرستاده شدن تا یه کمی بازی کنن".به نظر میاد این مردا کسی نیستن جز ماموران ویژه که به ماموریتی فوق سری فرستاده شدن،چون "وقتی که بر می گردن
هیچ اسمی یادشون نیست"و احتمالاً خیلی هم خطرناک، از اونجا که "بیشترشون هم برنمی گردن".
در همون اوایل اشاره ای به "یه جور گاز ناشناخته زردرنگ" که با ذهناشون وررفته میشه،که مربوط میشه به فیلمی به نام "نردبان ژاکوب" که در این فیلم به سربازای آمریکایی جنگ ویتنام دارویی میدن که با ذهنشون ور میره و تصورشون از واقعیت رو دچار اشکال میکنه و باعث میشه خیلی پرخاشگر بشن.البته توی شعر از "گاز" نامبرده شده.
بعد از این قسمت(یعنی وقتی وارد فاز سوم میشیم)شعر به لحظات آخر زندگی یه نفر - که گویا سیاستمدار پدرسوخته ای هم بوده(البته اینجا بیهوده گویی کردم که تمام سیاستمدارا پدرسوخته ان و تمام پدرسوخته ها سیاستمدار) می پردازه.از به یادموندنی ترین کاراشم همون فرستادن اون مردان سیاه پوش(!) به ماموریت سری بوده...که کمی جلوتر می فهمیم "تو هممونو به وعده های صلح معتاد کردی درحالیکه در تمام این مدت نقشه ت گول زدن بود" و همینطور باعث شده خیلیا به جهنم برن...سایت میدن فنز اینجا اشاره ای هم به ایران میکنه...به نظر شما ممکنه این شخصیت رو ماهم بشناسیم؟
در بخش نهایی این قطعه،شعر به صورتی کلی تر به وضعیت کنونی دنیا می پردازه...من دیگه چیز بیشتری نمیتونم بگم،حود شعر به اندازه ی کافی گویا هست.البته دوستان خبر دارن که ترجمه ی این شعر اصلاً کار راحتی نیست و به همین دلیل سرشار از اشکاله...از اشکالات مفهومی گرفته تا ترجمه ای.به همین خاطر لطفاً حتماً متن اصلی رو هم بخونین.
آهنگ از ینیک گرز و استیو هریس، و شعر از استیو هریسه.
"قصه ای که دودقیقه بیشتر وقتو نمیگیره"- اگه آهنگو گوش کرده باشین می بینین که خیلی خیلی کمتر از دودقیقه وقتمون رو "می گیره"، به نظر شما این نمیتونه اشاره ی دیگه یی به "دو دقیقه تا نیمه شب" باشه؟
خب،زیاد سرتون رو درد آوردم!حالا میرسیم به ترجمه ی پر اشکال من:

می خوام یه چیزی برات تعریف کنم
که لازمه بدونی
بیشتر از دو دقیقه وقتتو نمی گیره، بعدش می تونی بری

می خوام قصه ی مردایی رو برات بگم
که همشون سیاه پوشیدن
و بیشترشون هم برنمی گردن

به جنگ فرستاده می شن
تا یه کمی بازی کنن
و وقتی که بر می گردن
هیچ اسمی یادشون نیست

یه جور گاز ناشناخته ی زرد رنگ
با ذهنشون ور رفته
چشماشونو قرمز کرده
تمام دروغارو پاک کرده

همونطور که می بینی عجیبه
که مرگ حد و حدود نمی شناسه
این که چند نفرشون خوب میشن رو
فقط زمان مشخص می کنه
فقط زمان مشخص می کنه

تو توی بستر مرگت دراز کشیده ای
ولی چی برامون آوردی؟
فقط گناه مقدس
اعتماد مطلق چیز کشنده ایه

وقتی داشتیم برای صلح مقدس دعا می کردیم
خبر نداشتیم که پشت پرده چه خبره
پس ما چه طوری تونستیم اونقد احمق باشیم
که فک کنیم تو راه حل رو بلدی

من نمیتونم شروع به فهمیدن تمام دروغا بکنم
ولی الان که تو داری می میری، می تونم واقعیت رو تو چشات ببینم
همونقد واضح که عرق روی پیشونیتو می بینم
آره، الان می فهم...الان میتونم ببینم

پیچیده شده توی تار دروغ ها
آیا راهی برای پیشگویی ها وجود داشت؟
بی توجه به نتیجه...بی توجه به رازهایی که داشتی

چیزی نبود که بتونیم باور کنیم
که بتونه صورت مردای بی چهره رو معلوم کنه
چیزی نبود که بتونیم از قبل پیش بینی کنیم
ولی الان، یه نشونه هست که نتیجه رو به ما میگه

تو هممونو به "وعده های صلح" معتاد کردی
ولی در تمام این مدت نقشه ت گول زدن بود
ممکنه این درست باشه؟فقط زمان میتونه بگه
پیشگویی های تو ماروهم به جهنم خواهد فرستاد

همش به عهده ی پسرای عزیزمون گذاشته شد
و موقع صلح دوباره همین اتفاقات تکرار میشه
تو میتونستی به همه ی اونا...اقلاً یه کمی فرصت بدی
دنیارو به یه جای بهتر تبدیل کنی
به همشون فقط یه کم امید بدی
فقط فکر کن که الان...چه میراثی باقی خواهی گذاشت

به نظر میرسه سرنوشت ما اینه که تو ترس زندگی کنیم
و بعضیا هم می گن که آرماگدون نزدیکه
ولی هر جایی که زندگی هست امید هم هست
که بشر خودشو از بین نخواهد برد

چرا ما نمی تونیم با هم نوعامون رفتار بهتری داشته باشیم
بهشون یه کمی بیشتر احترام بذاریم و دستشونو بفشاریم
ولی خشم و نفرت رایج شده
مرگ داره تبدیل به یه روش زندگی کردن میشه

ما توی دنیایی نامطمئن زندگی می کنیم
ترس و وحشت رو گسترش می دن، و مخالفت مساوی با مرگه
فقط جنازه هاشون باقی مونده
تا لاشخورا روی استخواناشون دعا کنن

ولی بعضیا نمی خوان که صلح باشه
تموم زندگیشون مرگ و بدبختیه
و تنها چیزی که میدونن اینه
شلیک رو با شلیک باید جواب داد،زندگی هم ارزشی نداره

ولی اگه اونا وایستن و با خودشون فک کنن، که بشر داره روی لبه ی سرنوشت تلوتلو می خوره...به نظرت میشه؟
ولی واقعاً فک می کنی اونا ،که از مرگ و درد و ناامیدی بهره می برن
به این اهمیت می دن؟

 
من اصلاً نمیخوام تیریپ تواضع و این حرفا بزارم،چون واقعاً مشکل داره،اصلاً نمیخواستم یه قسمتاییشو ترجمه کنم!سیاوش خبر داره چرا!!! 

Tell you a thing
That you ought to know
Two minutes of your time
Then on you go

Tell tale of the man
All dressed in black
That most of them
Not coming back

Sent off to war
To play little games
And on their return
Can't name no names

Some strange yellow gas
Has played with their minds
Has reddened their eyes
Removed all the lies

And strange as it sounds
Death knows no bounds
How many get well
Only time will tell
Only time will tell

You lie in your death bed now
But what did you bring to the table
Brought us only holy sin
Utter trust is a deadly thing

To the prayer of holy peace
We didn't know what was lying underneath
So how could we be such fools
And to think that we thought you knew the answer

I can't begin to understand in all the lies
But on your death bed I can see it in your eyes
Just as clear as all the sweat upon your brow
It really makes sense I can see it clearly now

Tangled up in a web of lies
Could have been a way to prophecies
Unaware of the consequence
Not aware of the secrets that you kept

Nothing that we could believe
To reveal the facade of faceless men
Not a thing that we could foresee
Now a sign that would tell us the outcome

You had us all strung out with promises of peace
But all along your cover plan was to deceive
Can it be put to rights now only time will tell
Your prophecies will send us all to hell as well

Left to all our golden sons
All to pick up on the peace
You could have given all of them
A little chance...at least

Take the world to a better place
Given them all just a little hope
Just think what a legacy
You now...will leave

We seem destined to live in fear
And some that would say Armageddon is near
But where there's a life while there's hope
That man won't self destruct

Why can't we treat our fellow men
With more respect and a shake of their hands
But anger and loathing is rife
The death on all sides is becoming a way of life

We live in an uncertain world
Fear understanding and ignorance is leading to death
Only the corpses are left
For vultures that prey on their bones

But some are just not wanting peace
Their whole life is death and misery
The only thing that they know
Fight fire with fire life is cheap

But if they do stop to think
That man is teetering right on the brink
But do you think that they care
They benefit from death and pain and despair

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 14:28 توسط sina |


سلام.با اجازه (!) توی اولین پست میخوام در مورد اولین آهنگی که از آیرن میدن شنیدم صحبت کنم.
"دو دقیقه تا (به) نیمه شب" دهمین تک آهنگ آیرن میدن، متعلق به آلبوم "برده ی قدرت" و یکی از به یاد موندنی ترین آهنگای اوناست که مضمونی درباره ی جنگ اتمی و روز نابودی(همون آرماگدون) داره.
عنوان این آهنگ مربوط میشه به "دومز دی کلاک"(Doomsday Clock) که یکی از معروفترین نمادهای مربوط به  فاصله ی نسل بشر تا جنگ هسته ای و نابودی مطلق هست.این ساعت در واقع یه تمثیله.نیمه شب یعنی نابودی و فرارسیدن آرماگدون، و هرچقدر فعالیت های اتمی نظامی کشورها و در کل وضعیت دنیا (از همه لحاظ،از گرمایش جهانی گرفته تا تروریسم و اینا) بدتر بشه، به نیمه شب نزدیک تر می شیم.زمان این ساعت هروقت که احساس شه که دنیا داره بیشتر به پایانش نزدیک تر میشه یا داره فاصله میگیره، توسط اعضای مجله ی دانشمندان اتمی تغییر میکنه.جدیدترین به روز رسانیش هم تو 17 ژانویه ی 2007 بوده که به خاطر ایران(!)،آمریکا،روسیه،کره ی شمالی و اسراییلو بقیه،و همچنین گرم تر شدن زمین و ... از 7 دقیقه(سال 2002) به 5 دقیقه رسیده.
توی اعلامیه ی تغییر زمان تو سال 2007 اومده:
"دنیا در آستانه ی عصر دوم هسته ای قرار گرفته است.ایالات متحده و روسیه همچنان آماده اند تا ظرف چند دقیقه یک جنگ هسته ای را آغاز کنند،کره ی شمالی یک آزمایش اتمی را اجرا کرده،و جامعه ی جهانی همچنان از این نگران است که مبادا ایران قصد داشته باشد به بمب اتمی دست یابد.تغییرات آب و هوایی نسل بشر را تهدید می کند.صدمه رسانی به اکوسیستم ها همچنان ادامه دارد.سیل،طوفان های مخرب،افزایش خشکسالی ها،  و آب شدن یخ های قطبی موجب از دست رفتن جان و مال های بسیاری شده اند."
 
همونطور که اول گفتم عنوان این آهنگ به این ساعت مربوط میشه. در سپتامبر 1953 ساعت به 23:58 رسید(که تا به حال نزدیکترین لحظه به نیمه شب بوده)در این سال آمریکا و شوروی به فاصله ی  9 ماه از همدیگه، بمب های هیدروژنی رو تست کردن.

"برگن-بلسن" یکی از وحشتناک ترین اردوگاه های کار اجباری در آلمان نازی بود و منظور از"ضیافت (درپربیننده ترین زمان تلویزیون) توی بلسن"اینه که از بس اتفاقاتی رو که تو این اردوگاه(ها) و به طور کلی در حق بشریت افتاده  نشون دادن برای همه دیگه عادی شده.
این قسمت شعر مثل اون تیکه ی از شعر "مرد حصیری"یه که توش میگه،"تو هر شب انفجار دنیا رو می بینی"یا اولین بخش شعر "خارج سیاره ی خاموش" که میگه"دستای خشکیده،بدن های پلاسیده،که طلب آمرزش میکنن"هست.
 
کلاً از لحاظ مضمون میشه این شعر رو با "میراث"،"درخشان تر از هزار خورشید"،"خارج از سیاره ی خاموش"،"دنیای قشنگ نو"،"دوستان صمیمی" و خیلی از آهنگای آلبوم عامل ناشناخته در یک رده دونست.
 
"دو دقیقه تا نیمه شب"، دهمین تک آهنگ آیرن میدن و اولین تک آهنگ از آلبوم "برده ی قدرت" است که در ششم آگوست سال 1984 منتشر شد و در رده ی 11 آلبوم چارت بریتانیا قرار گرفت.این آهنگ توسط آدریان اسمیت و بروس دیکنسون نوشته شده.
دوتا سولو داره که اولیش رو دیو موری میزنه)که واقعاً در حد یک شاهکاره(و دومیش کار آدریانه.
البته موزیک ویدیوی این آهنگ به نظر من خیلی زیادی پیچیده است.همونطور که میدونین بعد از انتشار "شماره ی دیو" خیلیا گفتن که آیرن میدن یه بانده ساتانیسته.آیرن میدن هم طبق معمول! اصلاً کم نیاورد و کلی از این موضوع استفاده کرد.مثلاً توی همین کلیپ، کلی عصا و دم و دستگاه به شکل بز و ستاره ی پنج پر و …دیده میشه.
توی کاور این تک آهنگ، ادی در حالی که انگشتش رو به سمت ما نشونه رفته(این قسمت به تیکه ای از شعر اشاره میکنه، و احتمالاً به این معنیه که ادی جزو کساییه که "باقی موندن") و تفنگی در دست داره(یعنی اونایی که باقی می مونن به مبارزه ی مسلحانه رو میارن)، روی خرابه های سازمان ملل نشسته(چون پشت سرش یه ردیف پرچم به چشم میخوره، البته هیچ کدوم از پرچمایی که انتخاب شدن اتفاقی نبودن.پرچمای ایران، عراق، آرژانتین، آمریکا، انگلستان،اسراییل، کوبا، شوروی، روسیه).در دوردست ها هم یه ابر قارچی شکل مربوط به انفجار هسته ای دیده میشه.

یه نکته ی جالب در مورد این آهنگ اینه که مدت زمانش 5:59 دقیقه است که اگه در دو ضربش کنین،میشه 11:58 که همون 2 دقیقه به نیمه شبه.

توی کاور "جایی در زمان" و "سال های هدر رفته" هم اشاره هایی به این ساعت(آهنگ) شده.
این آهنگ توی ساندترک  Grand Theft Auto: Vice City  بوده(دستشون درد نکنه!) و معمولاً توی کنسرت ها اجرا میشه.البته قسمت "دو دقیقه به نیمه شب" رو توی کنسرتا بروس خیلی بد میگه،یعنی تو هیچ اجرای زنده ای آهنگ به زیبایی که توی استودیو ضبط شده یافت نمیشه،حتی توی "Live After Death" یا "Rock In Rio".
به نظر من هیچ آهنگ دیگه ای از آیرن میدن به این شکل نیست،منطورم اینه که به هیچ کدوم از آهنگای دیگشون شبیه نیست.

و اما ترجمه:
 
کشتن برای سود بردن یا شلیک کردن برای صدمه زدن فرقی نمیکنه
ما احتیاجی به دلیل نداریم
غاز طلایی آزاده
و هیچ وقت هم بیموقع نیست
کمی غرور تاریک هنوز از درون کالبد این توطئه ی خونین رو می سوزونه
اینم از تفنگ من برای کمی خوشگذروندن
به نام این زندگی مرگبار
 
نسل قاتل، یا تخم اهریمن،
جادو،سرنوشت،درد
 دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه،
دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟!
 
دو دقیقه تا نیمه شب،
عقربه هایی که از فنا خبر میدن
دو دقیقه تا نیمه شب،
به کشتن اونایی که هنوز متولد نشدن...
 
مردای کور داد میزنن،" مخلوقات رو آزاد کنین، ما به بی اعتقادا نشون میدیم"
ناپالم از شعله های بشر فریاد میزنه،
از یه ضیافت توی بلسن...آره!!!
 
به عنوان دلیلی برای این کشتار گوشتاشونو به دندون بکشین و شیره شونو بلیسین...
ما چرخ دنده های ماشین جنگ رو روغن کاری میکنیم و اونو با بچه هامون سیر میکنیم..

نسل قاتل، یا تخم اهریمن،
جادو،سرنوشت،درد
 دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه،
دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟!
 
دو دقیقه تا نیمه شب،
عقربه هایی که از فنا خبر میدن
دو دقیقه تا نیمه شب،
تا کشتن اونایی که هنوز متولد نشدن...

(سولوی دیو موری - سولوی آدریان اسمیت)

لباسای پاره پوره ی بچه هایی که تیکه پاره شدن...

و مغزهای منجمد اونایی که باقی موندن، تا انگشتوشونو به شمت تو نشونه برن

در حین اینکه مردای دیوونه حرف خودشونو میزنن(شعر خودشونو میخونن) و مارو به رقصیدن با آهنگشون وا میدارن

با آهنگ میلیونها گرسنه، برای درست کردن یه سلاح بهتر...
 
نسل قاتل، یا تخم اهریمن،

جادو،سرنوشت،درد

 دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه،

دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟!

دو دقیقه تا نیمه شب،

عقربه هایی که از فنا خبر میدن
دو دقیقه تا نیمه شب،
تا کشتن متولد نشده ها توی شکم مادراشون...
 
نیمه شب،

نیمه شب،

نیمه شب،

الان شبه...
 

 

Kill for gain or shoot to maim
But we don't need a reason
The Golden Goose is on the loose
And never out of season
Some Blackened pride still burns inside
This shell of bloody treason
Here's my gun for a barrel of fun
For the love of living death
 
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore?
 
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
 
The blind men shout "Let the creatures out
We'll show the unbelievers."
The napalm screams of human flames
Of a prime time Belsen feast ... yeah!
As the reasons for the carnage cut their meat and lick the gravy
We oil up the jaws of the war machine and feed it with our babies.
 
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore.
 
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
 
The body bags and little rags of children torn in two
And the jellied brains of those who remain to put the finger right on you
As the madmen play on words and make us all dance to their song
To the tune of starving millions to make a better kind of gun.
 
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore.
 
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
 
Midnight
Midnight
Midnight
It's all night
 
Midnight
Midnight
Midnight
It's all night
Midnight…All Night!!!

 
 منابع: ویکیپدیا، سایت میدن فنز، سایت دانشمندان اتمی

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 14:7 توسط sina |


درود
اول از همه میخواستم از فاصله زیادی که بین پست هام ایجاد شده عذر خواهی کنم.
 این بار به سراغ یکی از شاهکارترین آهنگ های میدن رفتم ، یکی از سروده های بی نظیر بروس دیکنسون و یکی از ساخته های کلاسیک میدن از آلبوم Piece of Mind.این آهنگ معمولاً درکنسرت ها اجرا می شود.همچنین قسمت ریتم گیتار آکوستیک این آهنگ ابتدا توسط بروس دیکنسون نواخته می شد اما بعداً با آمدن جنیک گرز به گروه او این کار را به عهده گرفت.

"O God of Earth and Altar,
Bow down and hear our cry,
Our earthly rulers falter,
Our people drift and die,
The walls of gold entomb us,
The swords of scorn divide,
Take not thy thunder from us,
But take away our pride."
(G.K. Chesterton: English Hymnal)

Just a babe in a black abyss,
No reason for a place like this,
The walls are cold and souls cry out in pain,
An easy way for the blind to go,
A clever path for the fools who know
The secret of the Hanged Man - the smile of his lips.

The light of the Blind - you'll see,
The venom that tears my spine,
The Eyes of the Nile are opening - you'll see.

She came to me with a serpent's kiss,
As the Eye of the Sun rose on her lips,
Moonlight catches silver tears I cry,
So we lay in a black embrace,
And the Seed is sown in a holy place
And I watched, and I waited for the Dawn.

The light of the Blind - you'll see,
The venom that tears my spine,
The Eyes of the Nile are opening - you'll see.

Bind all of us together,
Ablaze with Hope and Free,
No storm or heavy weather
Will rock the boat you'll see.
The time has come to close your eyes
And still the wind and rain,
For the one who will be King
Is the Watcher in the Ring.
It is You.
"آه ای خدای زمین و قربانگاه ،
خم شو و فریاد ما را گوش کن،
که فرمانروایان زمینی ما  دچار تردیدند،
مردم ما رانده می شوند و می میرند،
دیوار های طلا ما را در خاک کرده اند،
شمشیر های زخم زبان، پخش می شوند،
ما را از دست این عذاب رها نکن،
اما غرورمان را از ما بگیر."

تنها، کودکی در عمق تاریکی ،
هیچ دلیلی برای بودن او در این مکان نیست،
دیوارها سردند و جان ها از درد فریاد میزنند،
راهی است آسوده برای نابینا تا رهسپار شود،
و گذرگاهی پر خطر برای نادانانی که می دانند
راز مرد آویزان شده – لبخند روی لب هایش.

روشنایی نور نابینا  را– خواهی دید،
زهری که کمر مرا می درد
چشمان نیل در حال باز شدنند – خواهی دید.

او با بوسه ی مار به پیش من آمد،
طوری که چشم خورشید بر لب هایش درخشید،
نور ماه اشک های نقره ای را که میگریم برای خود بر می دارد،
سپس همدیگر در آغوشی تیره سفت گرفتیم،
و بذر در مکانی مقدس پخش شده است
و نگهبانی کردم ، و منتظر سپیده دم شدم.

روشنایی نور نابینا  را– خواهی دید،
زهری که کمر مرا می درد
چشمان نیل در حال باز شدنند – خواهی دید.

 همه ما را به هم  پیوند بده
برافروخته با آتش امید و آزدی،
هیچ بادی و هیچ طوفانی
نمی تواند قایقی  که خواهی دید را بلرزاند،
هنگام آن رسیده که چشمانت را ببندی (منتظر باشی)
در حالی که هنوز باد و باران است،
برای آن کسی که پادشاه خواهد شد
و نگهبانی است که در حلقه ی تو قرار دارد
              آن تویی



     این شعر از نوشته های Aleister Crowley  اقتباس شده( همینطور  در آهنگ Moonchild ). او به عنوان یک فیلسوف ملحد (خدا را قبول نداشت) عقیده داشت که با  تمرکز، تنها بر روی تمام انرژی که در ذهن انسان قرار دارد، انسان می تواند بر تمام چیز ها تاثیر بگذارد و .... .او ادیان را نیرنگ باز، بی فایده می دانست و عقیده داشت دین تنبلی و بی اثری را ترویج میکند.بنابر این طبق عقاید Crowley، انسان باید باید به درستی با فطرت خود مبارزه کند تا بتواند از ذهنش و قدرت درون آن کمال بهره را ببرد، و به این وسیله خوشبختی واقعی و عالی را تجربه کند.

بروس دیکنسون "الهامات" را از روی همین فرضیه نوشت. علاوه بر معانی وابسته به کتاب مقدس ، اصولی وجود دارد که انسان میتواند با آن خود را برای خود نمایان کند.این معنا نوعی دوگانگی دارد زیرا هم می توان نگرشی مسیحی به آن داشت، هم چیزی که دین می خواهد آن را پنهان کند.

قسمت اول این شعر قسمت گلچین شده  سروده ای انگلیسی است از G. K. Chesterton (1874–1936) ، که بروس آن را در دوران مدرسه یاد گرفت.آهنگ، خود به سه بخش تقسیم می شود.و بروس این قسمت را به این خاطر آورد زیرا فکر میکرد نوعی الهام در آن وجود دارد.

دوقسمت بعدی مربوط است به فلسفه ی هندو. " تنها، کودکی در عمق تاریکی " اشاره دارد به Aleister Crowley  ، و واژه ی کودک یعنی انسان و منظور جمله "عمق تاریکی" جهانی ناامید است." هیچ دلیلی برای بودن در این مکان نیست" می گوید که وجود انسان در این جهان، پوج و بی منطق است- اگر امیدی وجود نداشته باشد.


سپس به این بخش می رسیم : "راز مرد آویزان شده – لبخند روی لب هایش ".در باور های اکثر هندو ها مرد آویزان شده نشانه خوش شانسی است. به همین دلیل است که شعر میگوید "لبخند روی لب هایش" : این رازی است که او دارد.


در قسمت سوم مهم ترین بخش این جمله است:" زهری که کمر مرا می درد". در یوگا ماری به اسم Kundalini  وجود دارد، که فرض می کنند در قسمت پایینی ستون فقرات هر انسانی زندگی می کند.هنگام شور و شوق (یا شاید وصال) زیاد در هنگام عبادت و تفکر، وجودی روحانی به وجود می اید به نام : "Samadhi"که نمادی است از پیوستگی برتر با خدا. و در این هنگام است که Kundalini   آزاد می شود و از ستون فقرات به بالا می خزد و به مغز - جایی که زهز خود را میریزد -  می رود. پیوستگی بین زهر و جوهر مغز و سپس پیوستگی بین خداوند.

جمله بعدی : "چشمان نیل در حال باز شدنند" پس از جمله ی پیشین خود بر این دلالت دارد که جهان احتمالات و نادانستنی ها به همان سرعت که زهر، به تنهایی راه خود را باز میکند در حال باز شدن است.

با این که کتاب مقدس  می گوید "مار" می تواند به شکل ابلیس درآید،در فلسفه هندو این مار با خلقت و شادی و برکت همراه است. مار همچنین در این جا سیمایی سازنده و مثبت دارد.

"بوسه ی مار" همچنین موضوع اصلی بسیاری از بحث های فلسفی Crowley بوده. سپس " چشم خورشید " اشاره شده است،از آن جا که خورشید نماد خلقت است پس می توان گفت این واژه به نمایندگی قسمت مردانه ی زندگی آمده است.قسمت زنانه ی آن کمی جلوتر و در " نور ماه" اشاره شده.ماه نماد زن است.و جمله ی کامل آن : "نور ماه، اشک های نقره ای را که میگریم برای خود بر می دارد" این نگرش را کامل می کند: همانطور که نقره ای رنگی است از خورشید.همچنین ما می یابیم که هم مرد و هم زن وجود دارند و نمی توان آن دو را از هم جدا ساخت.

در کل فلسفه ی این شعر بیان می کند که جهان همزاد دارد. یعنی از هر چیزی چیز دیگری در مخالفش وجود دارد.یعنی اینکه دوگانگی (در فلسفه ی مانی) همانند دین مسیحی وجود ندارد که در آن نیک و بد  از هم جدایند و بد  بایستی از بین برود.اما تنها ارزش ها ی مسیحیت اینگونه یکپارچه است ، درحقیقت تمام فیلسوفان بزرگ و فلسفه های دیگر نگرش های خود را بر پایه ی این همزادی قرار داده اند، مانند یینگ  و یانگ در چین، یا Kaballah در عقاید یهودی. بروس تمام این فلسفه ها را با تمام و کمال و همه ی هشداری که با خود دارند به دلیل پیچدگی آنها آورده.

منابع:

وب سایت MaidenFans    

وب سایت Wikipedia

---------------------------------------------------------------

راستی قرعه کشی که قولشو داده بودم به علت نبود امکانات انجام نشد !!  (:

پست بعدی هم این آهنگه : Brave new World  که توسط دوست خوبم Cutlas نوشته شده.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 8:32 توسط سیاوش |


درود
ترجمه آهنگ بیابان گرد ...بی حرف ... بی بحث ... بی خیار شور!
در ضمن ... Nomad کوچ گر ، صحرا نشین ، بیابانگرد و.... ترجمه می شود ، اما من بیابانگرد را پسندیدم .در کل به کسی گفته می شود که از انسان ها کناره گیری میکند.Nomad در غرب نماد انسانی معتکف و گوشه نشین است که در خلوت خود به سیر و سلوک عرفانی می پردازد در عین حال، قدرت ماورایی و فوق بشری زیادی نیز دارد و عوام از او ذهنیت بدی دارند.

Song: Nomad
Album: Brave New World
Year:1999
Composed By: Murray, Harris


Like a mirage riding on the desert sand
Like a vision floating with the desert winds
Know the secret of the ancient desert lands
Your are the keeper of the mystery in your hands

Nomad, rider of the ancient east
Nomad, rider that men know the least
Nomad, where you come from no one knows
Nomad, where you go to no one tells

Undercover of the veil of your disguise
The men that fear you are the ones that you despise
No one's certain what you future will behold
You're a legend you own story will be told

Nomad, rider of the ancient east
Nomad, rider that men know the least
Nomad, where you come from no one knows
Nomad, where you go to no one tells

No one dares to even look or glance your way
Your reputation goes before you they all say
Like a spirit that can disappear at will
Many claim of things but no one's seen you kill

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man's ever understood your genius

Those who see you in horizon desert sun
Those who fear your reputation hide or run
You send before you a mystique that's all your own
Your silhouette is like a statue carved in stone

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man ever understood your genius

Legend has it that you speak an ancient tongue
But no one's spoke to you and lived to tell the tale
Some may say that you have killed a hundred men
Others say that you have died and live again

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man ever understood your genius

مانند سرابی که بر شن ها سفر میکند
مانند رویای که بر طوفان صحرایی شناور است
راز ترک های کهنه بیابان را می دانی
تو نگهبان رازی هستی که در دستانت قرار دارد

بیابان گرد، سواره ا ی  از خاور باستان
بیابان گرد، سواره ای که مردم درباره ی او چیزی نمی دانند
بیابان گرد، از کجا امده ای ؟ کسی نمی داند.
بیابان گرد، به کجا می روی ؟ هیچ کس پاسخ نمی دهد

در زیر نقاب پوشش تو رازیست
انسان هایی که از تو می ترسند همان کسانی اند که  تو از آنها نفرت داری
هیچ کس مطمئن نیست که آینده را چطور می بینی
 تو یک افسانه ای ، تو قهرمان داستانی هستی که گفته خواهد شد

هیچ کس یاری آن نیست که نگاه یا حتی نیم نگاهی به راه تو بیندازد
آوازه ی تو از آنچه که دیگران میگویند نیز بیشتر است
مانند یک روح میتوانی خودت را ناپدید کنی
خیلی ها از تو خسارت خواسته اند اما هیچ کس تو را ندیده که کمر به قتل کسی بسته باشی
 
بیابان گرد، سواره ای بسیار اسرار آمیز
بیابان گرد، تو آن روحی هستی که مردم با آن ما را می ترسانند
بیابان گرد، سواره ی شن های بیابان
هیچ کس توانایی های تو را درک نکرد

آن ها که تو را روی خط افق خورشید بیابان می بینند
آن ها که از ترس آوازه ی تو پنهان میشوند یا فرار میکنند
تو جذبه ی عرفانی داری که از آن خودت است
نیم رخ سایه افتاده تو مانند مجسمه ی تراشیده شده ای  بر روی سنگ است

افسانه ها میگویند که تو به زبانی باستانی سخن میگویی
اما هیچ کس با  تو سخن نگفته  یا آنقدر زنده نمانده که ماجرا را بگوید
چندی می گویند که تو هزاران نفر را کشته ای
دیگران  میگویند که مرده بودی و بار دیگر زنده شده ای

بیابان گرد، سواره ای بسیار اسرار آمیز
بیابان گرد، تو آن روحی هستی که مردم با آن ما را می ترسانند
بیابان گرد، سواره ی شن های بیابان
هیچ کس نبوغ تو را درک نکرد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:40 توسط سیاوش |



Age Of Innocence

 

[Murray / Harris]

 

I can't be compromising in my thoughts no more

I can't prevent the times my anger fills my heart

I can't be sympathizing with a new lost cause

I feel I've lost my patience with the world and all

 

And all the politicians and their hollow promises

And all the lies, deceit and shame that goes with it

The working man pays everything for their mistakes

And with his life too if there was to be a war

 

[Chorus:]

So we can only get one chance, can we take it?

And we only got one life, can't exchange it

Can we hold on to what we have, don't replace it

The age of innocence is fading like an old dream

 

A life of petty crime gets punished with a holiday

The victims' mind are scarred for life most everyday

Assailants know just how much further they can go

They know the laws are soft, conviction chances low

 

[Repeat chorus]

 

You can't protect yourselves even in your own home

For fear of vigilante cries, the victims wipe their eyes

So now the criminal they launch right in our face

Judical system lets them do it, a disgrace

 

Despondent public worries, where it will all end?

We can't protect ourselves, our kids from the crime trend

We cannot even warn each other of evil in our midst

They have more rights than us, you cannot call that just

 

[Repeat chorus]

عصر معصومیت(آلبوم رقص مرگ2003)

 

دیگه بیشتر از این نمیتونم با افکارم موافقت کنم

نمتونم مانع از پر شدن دلم از خشم بشم

نمیتونم از یک دلیل غیر منطقی جدید دیگه جانبداری کنم

حس میکنم که دیگه طاقتم نسبت به دنیا و همه چیزش از بین رفته

 

همه ی سیاستمدارها و وعده های تو خالیشون

با تمام دروغ ها ، فریب ها و ننگی که همیشه با اونا هستن

مردان کارگر و زحمت کش باید بهای اشتباه های اونا رو پرداخت کنن

و اگه جنگی در کار بود جونشون رو فدای اونها میکنن

 

پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟

و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم

میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم

عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه

 

گناه های جزئی با یک روز بیکاری مجازات میشن میرن(زندان)

اما قربانی ها هر روز که میگذره بیشتر از زندگی میترسن

متجاوز ها میدونن که چقدر میتونن پیش روی کنن

میدونن که قوانین پشم هستن ،و شانس محاکمه شدنشون کمه

 

نمتونی حتی تویه خونت از خودت محافظت کنی

از ترس پارتیزان ها امثالهم ،قربانی ها چشماشون رو درویش میکنن

و حالا تبهکار ها قانون رو جلوی خودمون اجرا میکنن

سیستم قضایی به اونها اجازه میده این کارو بکنن، این یک ننگه براشون

 

نگرانی های دلسرد کننده ی عموم، کی اینها تموم میشن؟

ما نمیتونیم از گرایش خودمون و بچه هامون به جرم و جنایت جلوگیری کنیم

حتی نمیتونیم به خودمون هشدار بدیم که این شرارت در میان ماست

اونها از ما بیشتر حق دارن ، و تو هم نمیتونی اون رو انصاف بدونی

 

پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟

و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم

میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم

عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه

....

 

 

در دوره و زمانه ای که بریتنی ها و جاستین تیمبرلیک ها و ... قهرمانان جهانند و هیچکس ها و مرلین منسون ها و کورن ها و ساسی مانکن ها یکه تاز عرصه هنر موسیقیند!، آیرن میدن در سال 2003 مانند فرزندی صالح به بیان واقعیت ها میپردازد،واقعیاتی بسیار دردناک.این واقعیت که ما هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم واین جمله را سه بار در اول شعر تکرار میکند. بله، این شعر هم مانند بسیاری از گروه های خوب و بد راک ،اعتراضی است و پر از نیش و کنایه ، اما آیرن میدن هیچ وقت لاف نمیزند و شعار نمیدهد و صادقانه اعتراف میکند که شرارت در میان ما هم وجود دارد و غیره. و بعد از حدود سی سال کار و فروش آلبوم و بدست آوردن پول ، همچنان متواضعانه و با هنرمندی کار میکند و بر اصل خودش پایبند است و مانند بسیاری از گروه های دیگر به منجلاب عشق به پول و اعتیاد و ...نیفتاده است!! اغراق نیست که آنها را بهترین گروه موسیقی قرن بیست و یک بدانیم. و من افتخار میکنم که طرفدار آیرن میدن هستم و با افتخار این را همه جا جار میزنم!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:30 توسط سیاوش |


 

 

 

درود

آهنگ "باران ساز" از آلبوم "رقص مرگ" به واقع یکی از زیباترین آهنگ های این آلبوم و در کل یکی از زیباترین کارهای میدنه.

ریف آغازین آهنگ آدم رو از همان اول جذب میکنه ... کلاً همه چیز در این آهنگ خوبه ...

شعر آهنگ کوتاه ولی تاثیر گذار و زیباست و نجواهای یک آدم با خدا و نارضایتی اون آدم رو  تعریف میکنه و از زبون خود اون شخص پرداخته میشه.

در این شعر بارون نماد امید و زندگی و بخشندگی و نعمت خداست که خیلی وقته نباریده و زمین ها رو خشک کرده ، این خشک بودن نماد جدایی و تفرقه میان انسانهاست که مثل خاک خشک بیابون تیکه تیکه و جدا از هم شدن .

خود شعر به تنهایی معنی رو میرسونه و فکر نمیکنم بیشتر از این توضیح بخواد پس این هم ترجمه : 

 

                                                                                                                                                                   Rainmaker

 

[Murray / Harris / Dickinson]

 

When I was wandering in the desert

And was searching for the truth

I heard a choir of angels calling out my name

I had the feeling that my life would never be the same again

I turned my face towards the barren sun

 

And I know of the pain that you feel the same as me

And I dream of the rain as it falls upon the leaves

And the cracks in our lives like the cracks upon the ground

They are sealed and are now washed away

 

You tell me we can start the rain

You tell me that we all can change

You tell me we can find something to wash the tears away

You tell me we can start the rain

You tell me that we all can change

You tell me we can find something to wash the tears.....

 

And I know of the pain that you feel the same as me

And I dream of the rain as it falls upon the leaves

And the cracks in the ground like the cracks are in our lives

They are sealed and now far away

 

 

باران ساز

 

هنگامی که داشتم سرگردان در صحرا می رفتم 

و به دنبال حقیقت می گشتمصدای فرشتگان را شنیدم که دسته جمعی نامم را صدا میزدند

احساس کردم که دیگر زندگی ام هیچ وقت مانند قبل نمی شود

چهره ام را به سمت خورشید بی ثمر برگرداندم

 

و من دردی را که تو مانند من، آن را احساس می کنی میشناسم

و من بارانی را که از برگ ها می چکد را در رویا می بینم

و شکاف های موجود در زندگی ما مانند شکافهای زمین خشک ، می مانند

این شکاف ها مهر و موم شده اند و حالاست که باید شسته شوند

 

تو به من گفتی که ما می توانیم باران را به وجود بیآوریم

گفتی همه ی ما می توانیم دگرگون شویم

گفتی میتوانیم چیزی پیدا کنیم نا با آن اشکهایمان را پاک کنیم و بشوریم  

 

و من دردی را که تو مانند من آن را احساس می کنی میشناسم

و من بارانی را که از برگ ها می چکد را در رویا می بینم

و شکاف های موجود در زندگی ما مانند شکافهای زمین خشک می مانند

آنها مهر و موم شده اند و حالاست که باید از بین بروند

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 10:39 توسط سیاوش |


درود

امروز با یک پست "یکی بخر سه تا ببر" اومدم

ترجمه ی سه آهنگ به نام های :« نشان صلیب (sign of the cross ، « ترس از شلیک به غریبه (afraid to shoot stranger) » و آخری هم « دوستان صمیمی ( Blood Brothers

که دوستان خواسته بودن.

اولین آهنگ:

Name: The Sign of the Cross

Year: 1995

Album: The X Factor

Writer: Steve Harris

 

نشان صلیب اولین تراک از آلبوم « عامل ناشناخته» است .بعد از اینکه بروس دیکنسون از گروه بیرون رفت این آلبوم اولین کار بلیز بیلی بود.منتقدها از این آلبوم خیلی انتقاد کردن و خیلی ها میگفتن که آیرون میدن دیگه مثل قبل شاخ نیست و تموم شده ولی بعداً میدن با آلبوم Brave New World  دوباره برگشت.خیلی ها ضعف این آلبوم رو مینداختن تقصیر بلیز ولی خدا وکیلی بلیز کارش خوب بود و بعضی موقع ها صداش خیلی شبیه بروس میشد.خب حالا بریم سر خود آهنگ:

این اهنگ هم مثل خیلی از آهنگ های دیگه ی میدن از یه چیزی اقتباس شده، این دفعه از یک کتاب به نام : The Name Of The Rose (اثر نویسنده ی ایتالیایی به نام آمبرتو اکو) الهام گرفته شده، که اتفاقاً بعداً از این کتاب فیلمی با بازی شون کانری و کریستین اسلاتر ساخته میشه.موضوع آهنگ مربوط به تفتیش عقاید از طرف کلیسا در قرون وسطی است(یعنی اینکه کشیشها می اومدن از متهم بازجویی میکردن که چرا مراسم مذهبی و .... رو انجام نمیدی و مجازاتشون میکردن)

نشان صلیب یه حرکت سنتی کاتولیکیه که با دستشون از روی سر و شونه و سینه یه علامت صلیب درست میکردن. در بیرون کلیسا این حرکت رو هنگام شنیدن چیزهای کفر آمیز یا دیدن ناراحتی یک ادم مذهبی می کنن.

مصراع « آتشی در آسمان (A fire in the sky) از یک آهنگ Deep Purple به نام« دودی بر آب(Smoke on the Water گرفته شد.همچنین تمام اعضای گروه اعلام کردن که دیپ پرپل یکی از اولین منبع های الهامشون بوده.

آهنگ ابتدا با یک سرود مذهبی کلیسا های کاتولیک رومی آغاز میشه.

 

(منبع: http://www.songfacts.com)

 

این آهنگ با 11:18 دقیقه یکی از طولانیترین آهنگ های میدن به حساب میآد.شاید بشه گفت این آهنگ بهترین آهنگ این آلبومه ، استیو هریس این دفعه هم عالی کار کرده و آهنگ عالیی ساخته ، حتی اگه چند صدبار بار هم  این آهنگ رو گوش کنید هیچ وقت خسته نمیشید.سولو ها عالیند و مو رو بر بدن آدم سیخ میکنن.

 

 

BLAZE BAYLEY : Vocals
STEVE HARRIS : Bass
DAVE MURRAY : Guitar
JANICK GERS : Guitar
NICKO McBRAIN : Drums

 

 

 

Eleven saintly shrouded men

یازده کشیش سر تاسر پوشیده شده

 

Silhouettes stand against the sky

در حالی که نیمرخ آنها سیاه است ، در مقابل آسمان ایستاده اند

 

One in front with a cross held high

یکی در جلوی بقیه قرار دارد و صلیبی بلند را در دست گرفته

 

Come to wash my sins away

آنها به سمت من می آیند تا گناهانم را بشویند

 

Standing alone in the wind and rain

من تنها، در مقابل باد و باران ایستاده ام

 

Feeling the fear that is growing

احساس میکنیم ترسی که هر لحظه بیشتر میشود ، مرا فرا میگیرد

 

Sensing the change in the tide again

دوباره تغییری را در اتفاقات حس میکنم

 

Brought by the storm that is brewing

و عامل آن طوفانی است که میخروشد

 

Feel the anxiety hold off the fear

اندیشه ای که در مقابل ترس می ایستد را احساس میکنم

 

Some of the doubts in the things you believe

هنگامی که تعدادی شک و شبهه در اعتقاداتت پیدا میشود

 

Now that your faith will be put to the test

و آن موقع است که ایمان تو مورد آزمایش قرار میگیرد

 

Nothing to do but await what is coming

نمیدانی که چه کار کنی و منتظری همه ی اتفاقات خودشان بیفتند

 

Why then is god still protecting me

پس چرا خدا هنوز از من محافظت میکند؟

 

Even when I don't deserve it

حتی موقعی که من لیاقت چیزی را ندارم!

 

Thought I am blessed with an inner strength

خیال کردم با یک قدرت درونی خوشحال و خرسندم

 

Some they would call it a penance

همان چیزهایی که آنها میگیند : توبه

 

Why am I meant to face this alone

چرا میخواستم تنها با آن روبرو شوم؟

 

Asking the question time and again

این پرسش را بارها و بارها از خودم میپرسم

 

Praying to god won't keep me alive

از خدا تقاضا میکنم که مرا زنده نگه ندارد

 

Inside my head feel the fear start to rise...

ترسی را که در حال رشد کردن است را در ذهنم حس میکنم...

 


They'll be saying their prayers when the moment comes

آنها وقتی که نوبت مرگشان فرا برسد شروع میکنند به دعا کردن

 

There'll be penance to pay when it's judgment day

هنگام روز قیامت توبه میکنند

 

And the guilty'll bleed when that moment comes

و از گناهکار هنگامی که نوبت مرگش برسد خون جاری میشود

 

They'll be coming to claim, take your soul away

آنها میآیند تا از تو روحت را بخواهند و آن را با خود ببرند

 

 


The sign of the cross

نشان صلیب

 

The name of the rose, a fire in the sky

نام شراب مقدس، آتشی در آسمان

 

The sign of the cross

نشان صلیب

 


They'll be coming to bring the eternal flame

آنها می آیند تا شعله های ابدی را بیا ورند

 

They'll be bringing us all immortality

آنها ما را می آورند تا به ابدیت بپیوندیم

 

Holding communion so the world be blessed

مراسم عشا ربانی را برگذار میکنند تا جهان خوشبخت و فرخنده شود


My creator, my god'll lay my soul to rest

پروردگار من، خدای من روح مرا میخواباند تا استراحت کند


The sign of the cross

نشان صلیب

 

The name of the rose, a fire in the sky

نام شراب مقدس، آتشی در آسمان

 

The sign of the cross

نشان صلیب

 


Lost the love of father above

از بین رفتن عشق به پدری که در آسمانهاست (منظور خداست)


Chose the lust of the earth below

پسندیدن دلبستگی به این دنیای پست

 

Eleven saintly shrouded men

یازده کشیش سر تاسر پوشیده شده

 

 

Come to wash my sins away

آنها به سمت من می آیند تا گناهانم را بشویند

 

 

 

توضیح:

همانطور که گفتم این شعر اشاره داره به مراسم تفتیش عقاید در اون زمان.

شعر داستان مردی رو بازگو میکنه که تقریباً ایمانشو از دست داده و علت اصلی آن هم کلیسا و کشیش ها و مردم کوته فکر نفهمه.همینطور در شعر اشاره میشه که شک عامل ایمانه یعنی خدا به فرد در هنگام مرگش کمک میکنه در حالی که او خود رو لایق کمک هم نمیدونسته و خدا او را به بهشت میبره و در بیتی شاعر میگه(!):

آنها وقتی که نوبت مرگشان فرا برسد شروع میکنند به دعا کردن

هنگام روز قیامت توبه میکنند

و از گناهکار هنگامی که نوبت مرگش برسد خون جاری میشود

 این بیت اشاره داره به همون مردم احمق و کودن و نامرد که فقط وقت مرگشون شروع به توبه کردن میکنن و یاد خدا میافتن مثل همین بازاری های خودمون یا آخوندا!

 

البته این تفسیر(!) نظر منه ...شاید با دیدگاه شما متفاوت باشه ...ولی این برداشت من بود.

 

 

 

********************************************************************

 

 

Name: The blood brothers

Year: 2000

Album: Brave new world

Writer: Steve Harris

 

 

ترک چهارم از آلبوم Brave New World .مطئناً اولین چیزی که در این آهنگ جلب توجه میکنه بیس نوازی عالی استیو هریسه .او دوباره مهارت خودش رو در بیس نوازی به همه ثابت میکنه.

آهنگ ریتم آرومی داره و با بیس نوازی شاهکار هریس شروع میشه.حتی اگه کسی متال باز هم نباشه عاشق این آهنگ میشه.ریتمی دلنشین با ریف های عالی و سولوهایی که تا مغز استخوان آدم رسوخ میکنه.و در آخر خوانندگی معرکه بروس دیکنسون .

 

 

Steve Harris: bass

Dave Murray: guitars

Janick Gers: guitars

Adrian Smith: guitars

Bruce Dickinson: vocals

Nicko McBrain: drums

 

 

 

And if you're taking a walk through the garden of life

اگر در حال قدم زدن در باغ زندگی هستی،

 

?What do you think you'd expect you would see

انتظار داری چه چیزی را ببینی؟

 

Just like a mirror reflecting the moves of your life

کاملاً مثل یک آینه عمل میکند و قدم های زندگی ات را بازتاب میکند

 

And in the river reflections of me

و در رودخانه انعکاسی از من وجود دارد

 

 

Just for a second a glimpse of my father I see

تنها برای یک ثانیه نگاهی گذرا از پدرم را دیدم

 

And in a movement he beckons to me

و با یک حرکت که انجام دادم به من اشاره کرد

 

And in a moment the memories are all that remain

و در یک لحظه تمام خاطراتم دوباره اتفاق می افتند

 

And all the wounds are reopening again

و تمام زخمهایم دوباره در حال باز شدنند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

And as you look all around at the world in dismay

و هنگامی که تو به اطراف دنیا با ترس نگاه می کنی

 

What do you see, do you think we have learned

چه می بینی؟ فکر میکنی که ما یاد گرفته ایم

 

Not if you're taking a look at the war-torn affray

اگر نه در حال نگاه کردن به هرج و مرج بعد از اعلام تلفات جنگ هستی

 

Out in the streets where the babies are burned

بیرون از اینجا در خیابان ها ، نوزادان در حال سوختنند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

There are time when I feel I'm afraid for the world

مدتی است که احساس می کنم برای این جهان متاسفم

 

There are times I'm ashamed of us all

بار ها شده که از خودمان شرمم گرفته

 

When you're floating on all the emotion you feel

هنگامی که در تمام احساساتت شناوری

 

And reflecting the good and the bad

و "بد" و "خوب" را بازتاب میکنی

 

 

?Will we ever know what the answer to life really is

آیا بالاخره میشود که ما جواب واقعی تمام پرسش هایمان را بفهمیم؟

 

?Can you really tell me what life is

آیا تو واقعاً میتوانی به من بگویی که زندگی چیست؟

 

Maybe all the things that you know that are precious to you

احتمالاً تمام چیز هایی را که میدانی و اعتقاد داری برایت ارزشمندند

 

Could be swept away by fate's own hand

اما میتوانند به وسیله ی سرنوشت خودت از بین بروند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

When you think that we've used all our chances

وقتی که تو فکر میکنی ما از تمام فرصت هایمان استفاده کرده ایم

 

And the chance to make everything right

فرصت هایی که تمام چیزها را درست میکنند

 

Keep on making the same old mistakes

تو همان مشکل های قدیمی را ایجاد کن

 

Makes untipping the balance so easy

تا توازن به راحتی از بین برود

 

When we're living our lives on the edge

وقتی که ما در لبه ی زندگی خود قرار داریم

 

Say a prayer on the book of the dead

از روی کتاب مرگ دعاهایت را بخوان

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

....And if you're taking a walk through the garden of life

اگر در حال قدم زدن در باغ زندگی هستی ....

 

 

********************************************************************

 

Name: Afraid to shoot stranger

Year: 1992

Album: Fear of the dark

Writer: Steve Harris

 

این آهنگ هم یکی از بهترین کارهای آلبوم Fear of The Dark است.ریتم اوایل آهنگ آرام و شاید دلهره آوره و بعد در اواسط زمان آهنگ اوج میگیره.سولو ها قابل قبولن و خواننددگی بروس هم مثل همیشه عالیه.بیس نوازی استیو هریس و درام نوازی (!!) نیکو مک برایان هم احتیاج به تعریف نداره.

شعر این آهنگ داستان سربازی رو تعریف میکنه که درونش کشمکشی میان جنگ کردن و جنگ نکردن وجود دارد و در ذهنش تجزیه تحلیل میکند که آیا جنگ گناه است یا ثواب!؟

 

 

Bruce Dickinson : Vocals
Dave Murray : Guitar
Janick Gers : Guitar
Steve Harris : Bass Guitar
Nicko McBrain : Drums

 

 

 

 

Lying awake at night I wipe the sweat from my brow

شب است.  دراز کشیده ام اما بیدارم و عرقم را از روی پیشانیم پاک میکنم

 

But it's not fear 'cos I'd rather go now

اما این ترس نیست، زیرا عقل میگوید که من بروم

 

Trying to visualise the horrors that will lay ahead

سعی میکنم وحشت و بدبختی را که اتفاق خواهند افتاد را تصور کنم

 

 

 

The desert sand mound a burial ground

شن های صحرا گورستان را در بر گرفته

 

 

When it comes to the time

وقتی که موقع آن برسد

 

Are we partners in crime ?

آیا ما در این جنایت سهیم هستیم؟

 

When it comes to the time

وقتی که موقع آن برسد

 

We'll be ready to die

ما آماده ایم تا بمیریم

 

 

God let us go now and finish what's to be done

خدایا ! بگذار بروم و آنچه را که اتفاق خواهد افتاد را تمام کنم

 

Thy Kingdom come

پادشاهی تو میرسد

 

Thy shall be done... on earth

دستورت بر روی زمین اجرا خواهد شد

 

 

Trying to justify to ourselves the reasons to go

سعی میکنم دلیل رفتنم را توجیه کنم

 

 

Should we live and let live

ما باید زندگی کنیم و بگذاریم زندگی کنند

 

Forget or forgive

ببخشیم یا فراموش کنیم

 

 

But how can we let them go on this way ?

ولی چگونه میتوانیم به آنها اجازه بدهیم که از این مسیر رد شوند؟

 

The reign of terror corruption must end

حکم فرمایی فساد ترس ، باید تمام شود

 

And we know deep down there's no other way

و ما میدانیم چاهی عمیق وجود دارد و این تنها راه است

 

No trust, no reasoning, no more to say

هیچ اعتمادی نیست،هیچ دلیلی و هیچ چیزی برای گفتن وجود ندارد

 

 

Afraid to shoot strangers

ترس از شلیک به غریبه ها

 

 

 

و نکته ی آخر

 

*********اگه در ترجمه اشتباهی بود (که مطمئنم هست) به بزرگی خودتون ببخشید*********

 

در نظر سنجی هم لطفاً شرکت کنید.

خداحافظ.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 15:6 توسط سیاوش |



درود

نوروزتون هم مبارک
امروز با ترجمه آهنگ " پرواز ایکاروس" اومدم:
 
نام: Flight of Icarus
سال : 1983
آلبوم: Piece of Mind
مدت زمان : 3:49
آهنگساز(ها) : بروس دیکنسون- آدریان اسمیت
 
توضیحات: میشه گفت آهنگ رو از داستان افسانه ای یونانی الهام گرفتن که داستانش از این قراره: ایکاروس کنار باباش ، دالوس ، در مارپیچی در اقریطس!( یه جزیره توی یونان) زندگی می کرده. اینا برای خودشون از چرم و موم دو جفت بال درست کرده بودن.خلاصه اینکه پسره به حرف باباهه گوش نمیده و به طرف خورشید پرواز میکنه و تا در چیز خورشید میره ولی چون بالهاش از موم و چرم بوده ذوب میشن و ایکاروس می افته توی دریا و جان به جان آفرین تسلیم می کنه!
بروس دیکنسون قبول میکنه که در داستان یه تغییراتی ایجاد کنه تا شعر این آهنگ نماد طغیان نسل جوان در مقابل قدرت نسل پیر(!) باشه (که همین باعث مرگ ایکاروس میشه)
 
اولین سولوی آهنگ رو دیو موری میزنه ، دومیش رو آدریان اسمیت و آخریش رو هم دوباره دیو موری میزنه.
 
ویدئوی آهنگ رو جیم یوکیچ در Bahamas در Compass Point Studios کارگردانی کرده( جایی که آلبوم ضبط شده) نیکو مک برایان هم در این ویدئو در نقش" دروگر ترسناک" با صورتی آبی رنگ ظاهر شده (نیکو مک بیچاره رو به خاطر قیافش همش میدن نقش جک و جونور بازی کنه ، مثلاً در موزیک ویدئو number of the beast  نقش نیکو شیطانه!) دیگه سرتون رو درد نیارم :
 
Flight Of Icarus
 
[Smith/Dickinson]
 
As the sun breaks, above the ground,
An old man stands on the hill.
As the ground warms, to the first rays of light
A birdsong shatters the still.
 
His eyes are ablaze,
See the madman in his gaze.
 
Fly on your way, like an eagle,
Fly as high as the sun,
On your way, like an eagle,
Fly and touch the sun.
 
Now the crowd breaks and young boy appears
Looks the old man in the eye
As he spreads his wings and shouts at the crowd
In the name of God my father I fly.
 
His eyes seem so glazed
As he flies on the wings of a dream.
Now he knows his father betrayed
Now his wings turn to ashes to ashes his grave
 
Fly, on your way, like an eagle,
Fly as high as the sun,
On your way, like an eagle,
Fly as high as the sun.
 
 
خورشید از پشت کو ها طلوع میکند
و مرد پیر روی تپه ها ایستاده
زمین با اولین اشعه های خورشید گرم میشود
و آواز پرنده ای سکوت را میشکند
 
چشمان او (ایکاروس) برافروخته است
میتوان در چشمانش دیوانگی را دید( یعنی قدرت اعتماد به نفس بالایی داره)
 
مانند یک شاهین در راه خودت پرواز کن
تا ارتفاع خورشید پروازکن
مانند یک شاهین در راه خودت
پرواز کن و خورشید را لمس کن
 
حالا جمعیت پیدا میشود و پسران جوان ظاهر میشوند
با چشمانی که سیمای مرد پیر در آن است
او بالهایش را باز میکند بر جمعیت فریاد میکشد
به نام خدا(!) پدر! من پرواز میکنم
 
چشمانش درخشان به نظر میرسند
او با بالهایش مانند رویاهایش پرواز میکند
حالا میداند که پدرش دیگر تسلیم شده
حالا بالهایش به خاکستر قبرش تبدیل میشود
 
مانند یک شاهین در راه خودت پرواز کن
تا ارتفاع خورشید پروازکن
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:11 توسط سیاوش |


"طولانی ترین روز" ((The Longest Dayپنجمین تراک از آلبوم "یک چیز بسیار مهم"(2006) (A Matter of Life and Death) ، به مدت 7:48  و ساخته ی آدریان اسمیت، استیو هریس و بروس دیکنسون است.این آلبوم(یک چیز بسیار مهم) 28 آگوست در بیشتر دنیا و همچنین 5 سپتامبر برای آمریکا و کانادا منتشر شد.

 

این آهنگ درباره ی تجربه ی ترسناک یک سرباز در جنگ جهانی دوم است، هنگام انجام عملیات "Overlord" و نبرد نورماندی و در روز "D-Day" (روزی در 1944 که ارتش متحدین به سواحل نورماندی در فرانسه یورش میبرند و بین نازی ها و آنها جنگ سختی در می گیرد.).عنوان آهنگ از فیلمی به همین(1962) نام اقتباس شده که این فیلم هم از رمانی از تویسنده ای ایرلندی به نام "کورنلیوس راین" الهام گرفته شده.طولانی ترین روز در ادامه آهنگ Paschendale از آلبوم قبلی (Dance of Death) قرار می گیرد آورده شده که مربوط به نبرد Passchendaele به سال 1917 و در جنگ جهانی اول است.بروس دیکنسون در مصاحبه ای با مجله ی "کرنگ" پیش از انتشار آلبوم در باره این آهنگ می گوید:" این آهنگ پر است از تصویر سازی های عظیم.ما در اواخر دهه چهل هستیم ،همراه با جنگ سرد و در سایه ی بمبها رشد کرده ایم،بعد از آن هم با احزاب کم مایه سعی در بهبود اوضاع داشتیم ، اما اکنون جهان به جای تاریکی مبدل شده ، و ما فقط آن را بازتاب می کنیم."

آهنگ در ابتدا ریتمی آرام و نگران کننده دارد و ترانه ی زیبای آن از اول ، زیبایی خود را به رخ می کشد.بروس به خوبی ترانه را بیان می کند و در جای جای آهنگ فریاد میکشد ، جیغ می زند یا نجوا میکند.به نظر من این آهنگ نه تنها یکی از زیباترین آهنگ های این آلبوم بلکه یکی از زیباترین کارهای آیرون میدن است، پر از ریف های حماسی و عظیم ، تغییر ریتم ، و سولو های بی نظیر ، و البته نوازندگی بی عیب و نقص استیو هریس و نیکو مک برایان.

 

و این هم ترجمه این شاهکار (اگر اشتباهی در ترجمه دیدید ، ما را به بزرگی خودتان ببخشید):

 

In the gloom the gathering storm abates

در تاریکی افسرده کننده بعد از فروکش طوفان

In the ships gimlet eyes await

در کشتی هایی که چشمان سوراخ کننده در آن منتظرند

The call to arms to hammer at the gates

فراخوانی بازوها برای پتک زدن بر دروازه ها

To blow them wide throw evil to its fate

و تا اینکه بدی را به سوی سرنوشتش پرتاب کنند

 

All summers long the drills to build the machine

مدت بسیاری تمرین برای ساختن ماشین لازم است

To turn man from flesh and blood to steel

تا اینکه انسان را از گوشت و خون به آهن تبدیل کرد

From paper soldiers to bodies on the beach

تا اینکه سربازان کاغذی را به جسد های روی ساحل تبدیل کرد

From summer sends to Armageddon's reach

و تا اینکه تابستان تمام شود و مبارزه نهایی فرا برسد(آرماگدون فرا برسد)

 

Overlord your master not your god

مافوق و رییس تو ارباب توست ، نه پروردگار تو

 

The enemy coast dawning grey with scud

ساحل دشمن به سرعت با رنگ خاکستری طلوع میکند

These wretched souls puking shaking fear

و این سربازان روح مانند بیچاره، ترس و وحشت بالا می آورند

To take a bullet for those who send them here

و گلوله ای را برای آنهایی که به این طرف می آیند شلیک میکنند

 

The world's all right the cliffs erupt in flame

جهان بی عیب و نقص است ، صخره ها در زبانه ها منفجر میشوند

No escape remorseless shrapnel rains

هیچ راه فراری از دست باران گلوله های بی رحم نیست

Drowning men no chance for a warrior's fate

مردانی که از عرق خیسند هیچ شانسی برای رسیدن به سرنوشت یک جنگجو را ندارند

A choking death enter hell's gates

یک مرگ خفقان آور  وارد دروازه های جهنم می شود

 

Sliding we go only fear on our side

فقط ترس است که در جبهه ی ما قرار دارد، به سرعت سر میخوریم و میرویم

To the edge of the wire

به طرف لبه ی سیم تلگراف

And we rush with the tide

و ما به اتفاق به سرعت میرویم

Oh the water is red

وای! آب، رنگ خون است

With the blood of the dead

با خون مرده مخلوط شده

But I'm still alive pray to God I survive

ولی من هنوز زنده ام و باید خدا را بخاطر زنده ماندنم دعا کنم

 

How long on this longest day

این طولانیترین روز چقدر طول میکشد؟

 

'Till we finally make it through

تا اینکه موفق شویم؟

 

The rising dead faces bloated torn

صورت مردگانی که بلند میشوند پف کرده و پاره شده ست

They are relieved the living wait their turn

آنها هیچ درد و رنجی ندارند ،حالا نوبت زندگان است 

Your number's up the bullet's got your name

قرعه به نام تو درآمده ، گلوله نام تو را صدا میزند

You still go on to hell and back again

تو به جهنم میروی و دوباره بر میگردی

Valhalla waits Valkyries rise and fall

والهلا ( در افسانه ی شمال اروپا : سالن پذیرایی خدای اودین) منتظر سقوط و ظهور والکری هاست( ندیمه های اودین)

The warrior tombs lie open for us all

مقبره ی جنگجو بر روی ما کاملاً باز می شود

A ghostly hand reaches through the wall

و دستی روح مانند از آن بیرون میآید

Blood and sand we will prevail

. ما بر خون و خاک غالب می شویم

 

 

Sliding we go only fear on our side

فقط ترس است که در جبهه ی ما قرار دارد، به سرعت سر میخوریم و میرویم

To the edge of the wire

به طرف لبه ی سیم تلگراف

And we rush with the tide

و ما به اتفاق به سرعت میرویم

Oh the water is red

وای! آب، رنگ خون است

With the blood of the dead

با خون مرده مخلوط شده

But I'm still alive pray to God I survive

ولی من هنوز زنده ام و باید خدا را بخاطر زنده ماندنم دعا کنم

 

How long on this longest day

این طولانیترین روز چقدر طول میکشد؟

 

'Till we finally make it through

تا اینکه موفق شویم؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 7:11 توسط سیاوش |


Hallowed Be Thy Name از آلبوم The Number of the Beast در 1982 توسط استیو هریس نوشته شده.

 

این آهنگ تفکرات درون ذهن مردی که تا لحظاتی دیگر به پای چوبه ی دار میرود را توصیف می کند.در اول آهنگ احساس ترس میکند ولی میگوید از مرگ نمیترسم، اما می فهمد که در واقع میترسد. در انتهای آهنگ مرد اعدام می شود ، در این قسمت قطعه ای بیکلام پیشی میگیرد و سپس این کلمات اوج میگیرند: "نامت مقدس باد"(Hallowed be thy name)

 

این آهنگ یکی از محبوب ترین آهنگ های آیرون میدن است که به عقیده خیلی ها جزو برترین ترانه های جاودان متال است: http://www.digitaldreamdoor.com/pages/best_metal-songs.html

 

نامت مقدس باد با ضرباهنگی آرام شروع میشود و سپس ریتم اصلی آهنگ را میسازد.دیکنسون محدوده عریض صدای خود را در قسمتهای آرام و تند ضرباهنگ نشان می دهد.این آهنگ جزو آهنگ های کلاسیک آیرون میدن محسوب می شود، و آنها آهنگ را در اکثر اجراهای زنده خود اجرا کرده اند. اولین سولو نوازی آهنگ توسط دیو موری و دومی توسط آدریان اسمیت اجرا می شود. وقتی که اسمیت گروه را ترک کرده بود این تکنوازی توسط جنیک گرز اجرا می شد حتی بعد از اینکه آدریان به گروه باز گشت.این تکنوازی ها، با اجرای آدریان و دیو را شاید بتوان بهترین تکنوازی دونفره در تمام زمانها خواند.

 

در کاور آهنگ بروس را میبینیم که از پشت به وسیله ی چنگک ادی  Eddie(به عنوان شیطان) احاطه شده.

 

 وحالا میرسیم به ترجمه شعر این آهنگ:

 

Hallowed Be Thy Name

I'm waiting in my cold cell when the bell begins to chime
Reflecting on my past life and it doesn't have much time
'Cause at 5 o'clock they take me to the Gallows Pole
The sands of time for me are running low

When the priest comes to read me the last rites
I take a look through the bars at the last sights
Of a world that has gone very wrong for me

Can it be there's been some sort of an error
Hard to stop the surmounting terror
Is it really the end not some crazy dream

Somebody please tell me that I'm dreaming
It's not easy to stop from screaming
But words escape me when I try to speak
Tears they flow but why am I crying?
After all am I not afraid of dying?
Don't I believe that there never is an end?

As the guards march me out to the courtyard
Someone calls from a cell "God be with you"
If there's a God then why has he let me die?

As I walk all my life drifts before me
And though the end is near I'm not sorry
Catch my soul 'cause it's willing to fly away

Mark my words believe my soul lives on
Don't worry now that I have gone
I've gone beyond to see the truth

When you know that your time is close at hand
Maybe then you'll begin to understand
Life down there is just a strange illusion

Yeah, yeah, yeah,
Hallowed be Thy name
Yeah, yeah, yeah,
Hallowed be Thy name

 

ناقوس در حال به صدا درآمدن است و من در سلول سردم نشسته ام

صدای ناقوس باعث میشود به یاد زندگی گذشته ام بیفتم ولی مثل اینکه وقت زیادی ندارم

چون که آنها من را ساعت 5 به سمت چوبه ی دار میبرند

و شن های زمان برای من به سرعت به پایین میریزند

 

هنگامی که یک کشیش برای اجرای آخرین مراسم می آید

من برای آخرین بار از میله های زندان به دنیایی نگاه میکنم که برای من زود گذشت

 

شاید اینها همه نوعی اشتباه بودند

خیلی سخت است که بر این ترس بشود غلبه کرد

این واقعاً مانند رویایی احمقانه به نظر می رسد

 

یک نفر خواهشا ً به من بگوید که تمام اینها خواب است

خیلی سخت است که بتوانی جلوی فریادت را بگیری

ولی وقتی می خواهم حرف بزنم ، کلمات از دهانم در می روند

اشک هایم به پایین سرازیر میشوند، ولی برای چه میگریم؟

بعد از همه ی این اتفاقات آیا هنوز هم از مرگ میترسم؟

مگر اعتقاد نداشتم که مرگ هرگز پایان کار نیست؟

 

و نگهبان ها من را به سمت محوطه میبرند

بعضی ها میگویند :خدا با تو باشد

اگر خدایی وجود دارد چرا می گذارد که من بمیرم؟

 

هنگام راه رفتن تمام زندگی ام را در جلوی چشمانم میبینم

در حالی که پایان زندگی ام نزدیک است ولی من نگران نیستم.

روح مرا بگیر، زیرا می خواهد پرواز کند و برود

 

به حرفهای من توجه کن و باور کن که روح من زندگی خواهد کرد

نمیخواهد نگران این باشی که من رفته ام

من به جای دوری رفته ام تا حقیقت را پیدا کنم

 

هنگامی که تو بدانی که وقتت نزدیک است

شاید آن موقع این ها را درک کنی

زندگی که این جا جریان دارد مانند یک رویای غریب می ماند

 

آره آره آره

نامت مقدس باد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 19:6 توسط سیاوش |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

بیانیه شماره 9 مهندس موسوی
متن کامل بیانیه مهدی کروبی
وبسایت ویژه انعکاس اخبار مهندس میرحسین موسوی پس از انتخابات ناسالم ریاست جمهوری دهم
يك منبع در ستاد انتخابات كشور : آراي موسوي بيش از 21 ميليون
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386


آرشیو موضوعی

دانلود
بیوگرافی
ترجمه و تحلیل آهنگ
خبر
دیگر

نویسندگان

سیاوش
کیانوش
sina


پیوندها

Sea of Madness (my second blog)
سایت رسمی آیرن میدن
هواداران میدن
هواداران میدن
جاده ي هوي متال
معني اشعار متال
THE KINGDOM OF THE KINGS :.:.: MANOWAR
loseR
as metal as weapon
متال یک موسیقی نیست یک عقیده برتر است
-l-sasan cradle-l-
The I Inside
The Lord of Darkness
The Best Gate of DotA Allstars
سنگ قبر
طرفداران هارد راک ومتال
دانلود آهنگ متال
Black Sabbath
ترجمه رایگان آهنگ ها
blackimmortal
سایت تخصصی گیتار الکتریک
سنندج متال
بزرگترین آرشیو آلبومهای ایرانی و خارجی
روح دنیا (ققنوس)
METAL DAY
پنجه های آواز
..::THE BEST OF PUNK MUSIC::..
FREE IRAN
کلیپ متال میخوای؟
:.: THE BIGEST METAL WEB :.:
BLIND GUARDIAN
My Immortal
محبت شیطان
متال موسيقي برتر
Metal Explain
سرزمین عشق
3k Bond
Fade to Black
یه سر حتماً این جا بزنید
Rock ' Em All
BLACK ROSE
مهر خورشید
WELCOM TO THE DARKNESS
House Of Illegitimate
metalchainsaw
رویایی غم انگیز
SLAYER
Join us we'll Rock u!
WASPNATION
THE DARKEST NIGHTS
ویدئوهای زیرنویس متال
Tool
گریز در آینه
نفرت
:.:سروش متال:.:
متال موسیقی برتر
Iron Maiden Persian Club
House Of Illegitimate
قالب وبلاگ قالب های رایگان بلاگفا و ...
w.axl.rose
متال برای همیشه
آلبوم های متال
متال در معنای واقعی
سلطان مرگ(Chuck Sculdiner)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin