+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:39 توسط sina |
سلام
می خوام تو این پست درباره ی آهنگ "میراث" آیرن میدن توضیح بدم.
البته قبلش از اظهار لطف شما در نظرات پست قبل قبلی(!)سپاسگزاری می کنم.
خب.آهنگ میراث آخرین آهنگ آخرین آلبوم آیرن میدن،یعنی موضوع مرگ و زندگی(یا همون چیزی بسی مهم) هست که میشه گفت جدیدترین آهنگ آیرن میدن به حساب میاد(البته اگه شما آلبوم رو از اولش گوش کرده باشین!) و همینطور پیشروترین آهنگ آلبوم و خیلیا اونو تو سبک پروگرسیو متال حساب میکنن.
آهنگ با یه ریتم آکوستیک کمی ترسناک شروع میشه،که مثل آهنگای سنتی اسکاتلند و ایرلنده، و در ادامه اش صدای بروس رو میشنویم که خیلی آروم شروع به لالایی خوندن میکنه:"میخوام یه چیزی برات تعریف کنم که بیش تر از دو دقیقه وقتت رو نمی گیره" بعد از اون،آهنگ به طرز ترسناکی ادامه پیدا میکنه،و البته نوازندگی گیتاریست ها خیلی خیلی لذت بخشه.از دقیقه چهارم آهنگ وارد فاز سوم میشه.بعد از دو دقیقه، آهنگ وارد فاز نهایی میشه، که توش یه سولو از -احتمالاً-آدریان اسمیت هست.
در کل آهنگ خیلی خوب حس رو منتقل می کنه و واقعاً یه شاهکاره.یعنی خب بگیرین گوش کنین حتماً!
حالا می پردازیم به محتوای شعری این قطعه.
همونطور که گفتم اولین قسمت وکال مثل یه لالایی می مونه..."قصه ی مردایی که همشون سیاه پوشیدن" و "به جنگ فرستاده شدن تا یه کمی بازی کنن".به نظر میاد این مردا کسی نیستن جز ماموران ویژه که به ماموریتی فوق سری فرستاده شدن،چون "وقتی که بر می گردن
هیچ اسمی یادشون نیست"و احتمالاً خیلی هم خطرناک، از اونجا که "بیشترشون هم برنمی گردن".
در همون اوایل اشاره ای به "یه جور گاز ناشناخته زردرنگ" که با ذهناشون وررفته میشه،که مربوط میشه به فیلمی به نام "نردبان ژاکوب" که در این فیلم به سربازای آمریکایی جنگ ویتنام دارویی میدن که با ذهنشون ور میره و تصورشون از واقعیت رو دچار اشکال میکنه و باعث میشه خیلی پرخاشگر بشن.البته توی شعر از "گاز" نامبرده شده.
بعد از این قسمت(یعنی وقتی وارد فاز سوم میشیم)شعر به لحظات آخر زندگی یه نفر - که گویا سیاستمدار پدرسوخته ای هم بوده(البته اینجا بیهوده گویی کردم که تمام سیاستمدارا پدرسوخته ان و تمام پدرسوخته ها سیاستمدار) می پردازه.از به یادموندنی ترین کاراشم همون فرستادن اون مردان سیاه پوش(!) به ماموریت سری بوده...که کمی جلوتر می فهمیم "تو هممونو به وعده های صلح معتاد کردی درحالیکه در تمام این مدت نقشه ت گول زدن بود" و همینطور باعث شده خیلیا به جهنم برن...سایت میدن فنز اینجا اشاره ای هم به ایران میکنه...به نظر شما ممکنه این شخصیت رو ماهم بشناسیم؟
در بخش نهایی این قطعه،شعر به صورتی کلی تر به وضعیت کنونی دنیا می پردازه...من دیگه چیز بیشتری نمیتونم بگم،حود شعر به اندازه ی کافی گویا هست.البته دوستان خبر دارن که ترجمه ی این شعر اصلاً کار راحتی نیست و به همین دلیل سرشار از اشکاله...از اشکالات مفهومی گرفته تا ترجمه ای.به همین خاطر لطفاً حتماً متن اصلی رو هم بخونین.
آهنگ از ینیک گرز و استیو هریس، و شعر از استیو هریسه.
"قصه ای که دودقیقه بیشتر وقتو نمیگیره"- اگه آهنگو گوش کرده باشین می بینین که خیلی خیلی کمتر از دودقیقه وقتمون رو "می گیره"، به نظر شما این نمیتونه اشاره ی دیگه یی به "دو دقیقه تا نیمه شب" باشه؟
خب،زیاد سرتون رو درد آوردم!حالا میرسیم به ترجمه ی پر اشکال من:
می خوام یه چیزی برات تعریف کنم
که لازمه بدونی
بیشتر از دو دقیقه وقتتو نمی گیره، بعدش می تونی بری
می خوام قصه ی مردایی رو برات بگم
که همشون سیاه پوشیدن
و بیشترشون هم برنمی گردن
به جنگ فرستاده می شن
تا یه کمی بازی کنن
و وقتی که بر می گردن
هیچ اسمی یادشون نیست
یه جور گاز ناشناخته ی زرد رنگ
با ذهنشون ور رفته
چشماشونو قرمز کرده
تمام دروغارو پاک کرده
همونطور که می بینی عجیبه
که مرگ حد و حدود نمی شناسه
این که چند نفرشون خوب میشن رو
فقط زمان مشخص می کنه
فقط زمان مشخص می کنه
تو توی بستر مرگت دراز کشیده ای
ولی چی برامون آوردی؟
فقط گناه مقدس
اعتماد مطلق چیز کشنده ایه
وقتی داشتیم برای صلح مقدس دعا می کردیم
خبر نداشتیم که پشت پرده چه خبره
پس ما چه طوری تونستیم اونقد احمق باشیم
که فک کنیم تو راه حل رو بلدی
من نمیتونم شروع به فهمیدن تمام دروغا بکنم
ولی الان که تو داری می میری، می تونم واقعیت رو تو چشات ببینم
همونقد واضح که عرق روی پیشونیتو می بینم
آره، الان می فهم...الان میتونم ببینم
پیچیده شده توی تار دروغ ها
آیا راهی برای پیشگویی ها وجود داشت؟
بی توجه به نتیجه...بی توجه به رازهایی که داشتی
چیزی نبود که بتونیم باور کنیم
که بتونه صورت مردای بی چهره رو معلوم کنه
چیزی نبود که بتونیم از قبل پیش بینی کنیم
ولی الان، یه نشونه هست که نتیجه رو به ما میگه
تو هممونو به "وعده های صلح" معتاد کردی
ولی در تمام این مدت نقشه ت گول زدن بود
ممکنه این درست باشه؟فقط زمان میتونه بگه
پیشگویی های تو ماروهم به جهنم خواهد فرستاد
همش به عهده ی پسرای عزیزمون گذاشته شد
و موقع صلح دوباره همین اتفاقات تکرار میشه
تو میتونستی به همه ی اونا...اقلاً یه کمی فرصت بدی
دنیارو به یه جای بهتر تبدیل کنی
به همشون فقط یه کم امید بدی
فقط فکر کن که الان...چه میراثی باقی خواهی گذاشت
به نظر میرسه سرنوشت ما اینه که تو ترس زندگی کنیم
و بعضیا هم می گن که آرماگدون نزدیکه
ولی هر جایی که زندگی هست امید هم هست
که بشر خودشو از بین نخواهد برد
چرا ما نمی تونیم با هم نوعامون رفتار بهتری داشته باشیم
بهشون یه کمی بیشتر احترام بذاریم و دستشونو بفشاریم
ولی خشم و نفرت رایج شده
مرگ داره تبدیل به یه روش زندگی کردن میشه
ما توی دنیایی نامطمئن زندگی می کنیم
ترس و وحشت رو گسترش می دن، و مخالفت مساوی با مرگه
فقط جنازه هاشون باقی مونده
تا لاشخورا روی استخواناشون دعا کنن
ولی بعضیا نمی خوان که صلح باشه
تموم زندگیشون مرگ و بدبختیه
و تنها چیزی که میدونن اینه
شلیک رو با شلیک باید جواب داد،زندگی هم ارزشی نداره
ولی اگه اونا وایستن و با خودشون فک کنن، که بشر داره روی لبه ی سرنوشت تلوتلو می خوره...به نظرت میشه؟
ولی واقعاً فک می کنی اونا ،که از مرگ و درد و ناامیدی بهره می برن
به این اهمیت می دن؟
من اصلاً نمیخوام تیریپ تواضع و این حرفا بزارم،چون واقعاً مشکل داره،اصلاً نمیخواستم یه قسمتاییشو ترجمه کنم!سیاوش خبر داره چرا!!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 14:28 توسط sina |
سلام.با اجازه (!) توی اولین پست میخوام در مورد اولین آهنگی که از آیرن میدن شنیدم صحبت کنم. "برگن-بلسن" یکی از وحشتناک ترین اردوگاه های کار اجباری در آلمان نازی بود و منظور از"ضیافت (درپربیننده ترین زمان تلویزیون) توی بلسن"اینه که از بس اتفاقاتی رو که تو این اردوگاه(ها) و به طور کلی در حق بشریت افتاده نشون دادن برای همه دیگه عادی شده. یه نکته ی جالب در مورد این آهنگ اینه که مدت زمانش 5:59 دقیقه است که اگه در دو ضربش کنین،میشه 11:58 که همون 2 دقیقه به نیمه شبه. توی کاور "جایی در زمان" و "سال های هدر رفته" هم اشاره هایی به این ساعت(آهنگ) شده. نسل قاتل، یا تخم اهریمن، (سولوی دیو موری - سولوی آدریان اسمیت) لباسای پاره پوره ی بچه هایی که تیکه پاره شدن... و مغزهای منجمد اونایی که باقی موندن، تا انگشتوشونو به شمت تو نشونه برن در حین اینکه مردای دیوونه حرف خودشونو میزنن(شعر خودشونو میخونن) و مارو به رقصیدن با آهنگشون وا میدارن با آهنگ میلیونها گرسنه، برای درست کردن یه سلاح بهتر... جادو،سرنوشت،درد دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه، دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟! دو دقیقه تا نیمه شب، عقربه هایی که از فنا خبر میدن نیمه شب، نیمه شب،
"دو دقیقه تا (به) نیمه شب" دهمین تک آهنگ آیرن میدن، متعلق به آلبوم "برده ی قدرت" و یکی از به یاد موندنی ترین آهنگای اوناست که مضمونی درباره ی جنگ اتمی و روز نابودی(همون آرماگدون) داره.
عنوان این آهنگ مربوط میشه به "دومز دی کلاک"(Doomsday Clock) که یکی از معروفترین نمادهای مربوط به فاصله ی نسل بشر تا جنگ هسته ای و نابودی مطلق هست.این ساعت در واقع یه تمثیله.نیمه شب یعنی نابودی و فرارسیدن آرماگدون، و هرچقدر فعالیت های اتمی نظامی کشورها و در کل وضعیت دنیا (از همه لحاظ،از گرمایش جهانی گرفته تا تروریسم و اینا) بدتر بشه، به نیمه شب نزدیک تر می شیم.زمان این ساعت هروقت که احساس شه که دنیا داره بیشتر به پایانش نزدیک تر میشه یا داره فاصله میگیره، توسط اعضای مجله ی دانشمندان اتمی تغییر میکنه.جدیدترین به روز رسانیش هم تو 17 ژانویه ی 2007 بوده که به خاطر ایران(!)،آمریکا،روسیه،کره ی شمالی و اسراییلو بقیه،و همچنین گرم تر شدن زمین و ... از 7 دقیقه(سال 2002) به 5 دقیقه رسیده.
توی اعلامیه ی تغییر زمان تو سال 2007 اومده:
"دنیا در آستانه ی عصر دوم هسته ای قرار گرفته است.ایالات متحده و روسیه همچنان آماده اند تا ظرف چند دقیقه یک جنگ هسته ای را آغاز کنند،کره ی شمالی یک آزمایش اتمی را اجرا کرده،و جامعه ی جهانی همچنان از این نگران است که مبادا ایران قصد داشته باشد به بمب اتمی دست یابد.تغییرات آب و هوایی نسل بشر را تهدید می کند.صدمه رسانی به اکوسیستم ها همچنان ادامه دارد.سیل،طوفان های مخرب،افزایش خشکسالی ها، و آب شدن یخ های قطبی موجب از دست رفتن جان و مال های بسیاری شده اند."
همونطور که اول گفتم عنوان این آهنگ به این ساعت مربوط میشه. در سپتامبر 1953 ساعت به 23:58 رسید(که تا به حال نزدیکترین لحظه به نیمه شب بوده)در این سال آمریکا و شوروی به فاصله ی 9 ماه از همدیگه، بمب های هیدروژنی رو تست کردن.
این قسمت شعر مثل اون تیکه ی از شعر "مرد حصیری"یه که توش میگه،"تو هر شب انفجار دنیا رو می بینی"یا اولین بخش شعر "خارج سیاره ی خاموش" که میگه"دستای خشکیده،بدن های پلاسیده،که طلب آمرزش میکنن"هست.
کلاً از لحاظ مضمون میشه این شعر رو با "میراث"،"درخشان تر از هزار خورشید"،"خارج از سیاره ی خاموش"،"دنیای قشنگ نو"،"دوستان صمیمی" و خیلی از آهنگای آلبوم عامل ناشناخته در یک رده دونست.
"دو دقیقه تا نیمه شب"، دهمین تک آهنگ آیرن میدن و اولین تک آهنگ از آلبوم "برده ی قدرت" است که در ششم آگوست سال 1984 منتشر شد و در رده ی 11 آلبوم چارت بریتانیا قرار گرفت.این آهنگ توسط آدریان اسمیت و بروس دیکنسون نوشته شده.
دوتا سولو داره که اولیش رو دیو موری میزنه)که واقعاً در حد یک شاهکاره(و دومیش کار آدریانه.
البته موزیک ویدیوی این آهنگ به نظر من خیلی زیادی پیچیده است.همونطور که میدونین بعد از انتشار "شماره ی دیو" خیلیا گفتن که آیرن میدن یه بانده ساتانیسته.آیرن میدن هم طبق معمول! اصلاً کم نیاورد و کلی از این موضوع استفاده کرد.مثلاً توی همین کلیپ، کلی عصا و دم و دستگاه به شکل بز و ستاره ی پنج پر و …دیده میشه.
توی کاور این تک آهنگ، ادی در حالی که انگشتش رو به سمت ما نشونه رفته(این قسمت به تیکه ای از شعر اشاره میکنه، و احتمالاً به این معنیه که ادی جزو کساییه که "باقی موندن") و تفنگی در دست داره(یعنی اونایی که باقی می مونن به مبارزه ی مسلحانه رو میارن)، روی خرابه های سازمان ملل نشسته(چون پشت سرش یه ردیف پرچم به چشم میخوره، البته هیچ کدوم از پرچمایی که انتخاب شدن اتفاقی نبودن.پرچمای ایران، عراق، آرژانتین، آمریکا، انگلستان،اسراییل، کوبا، شوروی، روسیه).در دوردست ها هم یه ابر قارچی شکل مربوط به انفجار هسته ای دیده میشه.
این آهنگ توی ساندترک Grand Theft Auto: Vice City بوده(دستشون درد نکنه!) و معمولاً توی کنسرت ها اجرا میشه.البته قسمت "دو دقیقه به نیمه شب" رو توی کنسرتا بروس خیلی بد میگه،یعنی تو هیچ اجرای زنده ای آهنگ به زیبایی که توی استودیو ضبط شده یافت نمیشه،حتی توی "Live After Death" یا "Rock In Rio".
به نظر من هیچ آهنگ دیگه ای از آیرن میدن به این شکل نیست،منطورم اینه که به هیچ کدوم از آهنگای دیگشون شبیه نیست.
و اما ترجمه:
کشتن برای سود بردن یا شلیک کردن برای صدمه زدن فرقی نمیکنه
ما احتیاجی به دلیل نداریم
غاز طلایی آزاده
و هیچ وقت هم بیموقع نیست
کمی غرور تاریک هنوز از درون کالبد این توطئه ی خونین رو می سوزونه
اینم از تفنگ من برای کمی خوشگذروندن
به نام این زندگی مرگبار
نسل قاتل، یا تخم اهریمن،
جادو،سرنوشت،درد
دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه،
دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟!
دو دقیقه تا نیمه شب،
عقربه هایی که از فنا خبر میدن
دو دقیقه تا نیمه شب،
به کشتن اونایی که هنوز متولد نشدن...
مردای کور داد میزنن،" مخلوقات رو آزاد کنین، ما به بی اعتقادا نشون میدیم"
ناپالم از شعله های بشر فریاد میزنه،
از یه ضیافت توی بلسن...آره!!!
به عنوان دلیلی برای این کشتار گوشتاشونو به دندون بکشین و شیره شونو بلیسین...
ما چرخ دنده های ماشین جنگ رو روغن کاری میکنیم و اونو با بچه هامون سیر میکنیم..
جادو،سرنوشت،درد
دوباره به جنگ برو، خون لکه ی ننگی برای آزادیه،
دیگه برای روح من دعا نمیکنی؟!
دو دقیقه تا نیمه شب،
عقربه هایی که از فنا خبر میدن
دو دقیقه تا نیمه شب،
تا کشتن اونایی که هنوز متولد نشدن...
نسل قاتل، یا تخم اهریمن،
دو دقیقه تا نیمه شب،
تا کشتن متولد نشده ها توی شکم مادراشون...
نیمه شب،
But we don't need a reason
The Golden Goose is on the loose
And never out of season
Some Blackened pride still burns inside
This shell of bloody treason
Here's my gun for a barrel of fun
For the love of living death
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore?
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
The blind men shout "Let the creatures out
We'll show the unbelievers."
The napalm screams of human flames
Of a prime time Belsen feast ... yeah!
As the reasons for the carnage cut their meat and lick the gravy
We oil up the jaws of the war machine and feed it with our babies.
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore.
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
The body bags and little rags of children torn in two
And the jellied brains of those who remain to put the finger right on you
As the madmen play on words and make us all dance to their song
To the tune of starving millions to make a better kind of gun.
The killer's breed or the Demon's seed,
The glamour, the fortune, the pain,
Go to war again, blood is freedom's stain
Don't you pray for my soul anymore.
2, minutes, to midnight,
The hands that threaten doom...
2, minutes, to midnight,
To kill, the unborn in the womb...
Midnight
Midnight
Midnight
It's all night
Midnight
Midnight
Midnight
It's all night
Midnight…All Night!!!
منابع: ویکیپدیا، سایت میدن فنز، سایت دانشمندان اتمی
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 14:7 توسط sina |