تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات   با رفتن به اين تارنما ؛ به ايراني ماندن خليج پارس راي بدهيد. src="http://night-skin.ir/js/js.js"> Iron Maiden

Iron Maiden

همه چیز درباره ی Iron Maiden

برای این که به قولم عمل کرده باشم براتون یه مصاحبه ی قدیمی و باحال از آدریان اسمیت آماده کردم

برید حال کنید ... کلاً! (راستی اگه فونت کوچیکه ctrl را نگه دارین و wheel موس رو بچرخونین! ... شرمنده برای حفظ ظاهر یکدست وبلاگ نمیتونم فونت رو بزرگ کنم یا رنگشو عوض کنم!... منم که حساس!)

اصل مصاحبه :

  February 16, 1987

 Backstage at the Long Beach Arena in Long Beach, California
زمان انتشار:  2009!!



- در حال حاظر از چه نوع گیتاری استفاده میکنی؟
- من یه دونه ibanez destroyer و یه les paul goldtop و یه دونه هم Gibson SG دارم.

- از همش الان استفاده میکنی؟
- آره ... من تقریباً هر آهنگ سازمو عوض میکنم ... فقط برای اینکه مطمئن بشم سازم کوکه.

- هنگام ظبط هم همین کارو میکنی؟
- نه، توی آلبوم ها من فقط از یه گیتار استفاده میکنم. معمولاً اونی رو که بهتر جواب میده رو برمیدارم.

- برای آلبوم آخریتون از چه گیتاری استفاده کردی؟ ( این آلبوم باید ششمین آلبومشون بوده باشه، Somewhere In Time)
- Ibanez

- این ibanez مگه چی داره که اینقدر خوشت میاد ازش؟
- پیکاپ هاش خیلی خوبن. این ibanez دو تا پیک آپ داره. همین دوتا خیلی قدرتمندن و من صداشون رو به demarzio یا حتی gibson ترجیح میدم. این گیتار منحصر به فرده ، صدای عالیی میده.

- آیا گروه میخواد که دو تا گیتاریست داشته باشین که یکیشون لید و اون یکی ریتم بزنه؟
- فکر کنم همیشه دو تا گیتاریست بوده. دیو که از اول بوده. من هم قبلاً با دیو تو گروه های دیگه کار کردم، بنابر این من و dave همدیگر رو و طرز نواختنمون رو به خوبی میشناسیم. وقتی یه کاری رو شروع میکنیم من با اون در ارتباطم ، بنابراین ما همیشه با هم تفاهم داریم!(آقا فکر بد نکن!)

- این دو نوع نوازندگی مختلف رو چه جوری توصیف میکنی؟
- dave با آهنگای hendrix بزرگ شد. هر وقت بری خونشون میبینی داره همینارو میزنه! برای همین بیشتر از wah wah استفاده میکنه و whammy bar رو خیلی خیلی سریع باهاش ور میره!.من موقع سولو زدن تو استودیو میذارم سولو که تموم که شد میدمش پایین یا نگهش میدارم ... ولی dave سه  چهار بار تو یه سولو این کار ومیکنه.

- ... خب برای اون سولو های سریع دیگه...
- dave بیشتر سریع هارو میزنه

- تو بیشتر چیزای ملودیک میزنی؟

- آره ، این باعث یه تضاد جالب میشه، به جای این که دو تاگیتاریست بخوان موز(میوه!!) بشن! (این جمله معادل نداره؟!؟)

- آیا گروه به بند هایی مثل led zeppelin و Deep Purple گوش میده؟
- من اینجوری میگم که کل گروه با بند های دهه 70 مثل free و sabbath و این جور بندا بزرگ شدن. اینا بیشترین تاثیرو داشتن.

- Iron Maiden چیکار میکنه که اینقدر از این گروه ها متفاوت تره ؟ مثلاً Black Sabbath ؟
- فکر کنم ما فرق میکنیم. برای تازه کارا، تو این گروه bass نقش برجسته ای داره. اون صدای منحصر به فردی داره. یه عالمه آهنگ هارو مینویسه. اون میشینه و کار میکنه، و اینا برای گیتار یه چیز معمولیه. برای همین این یه چیزی کوچیکه که گروه رو متمایز میکنه.

- آیا آهنگای Maiden از یه ریفی ساخته میشه که شاید یکیتون نواخته باشه؟
- نمیدونم. ما ایده اولیه رو میگیریم و میریم آروم میشینیم و تهش رو درمیآریم.بعد میریم تو استودیو و با هم میزنیمش. این همون موقع است که شروع میکنه به زنده شدن و ما میفهمیم چی به چیه.

- آیا واقعاً آهنگ هارو تو استودیو در میارین؟
- نه استودیو ظبط! منظورم استودیو ئه تمرینه. خیلی به ندرت. ممکنه شروع کار تو استودیو خیلی گرون دربیاد.

- بند تمایل داره توی استودیو، خیلی سریع کار کنه؟
- آره. فکر کنم ما ترک های اولیه رو  تو کمتر از دو هفته ظبتیدیم. و برای همش با هم، من فکر کنم یه چند هفته بیشتر برای ظبط vocals و سولو ها طول کشید.

- آیا بند سعی میکنه که ترک هارو هر چی live تر که ممکنه اجرا کنه؟
- آره. ما درامز رو تو یه اتاق live ظبط میکنیم، بعد یه صدای بزرگ سمفونیک بهش میدیم(؟). صدای زنده دادن به گیتار ها تو استودیو خیلی سخته. برای همین بعضی اوقات مجبور میشیم یه گیتار دومی هم بیاریم.

- نظرت راجع به کار با Martin Birch چیه؟
- عالیه! اون زور نمیزنه که یه آلبوم Martin Birch  درست کنه! تقریباً اولین چیزی که بهمون گفت این بود : "این آلبوم شماست. من فقط میخوام چیز هایی که اینجاست رو جمع کنم دور هم."  اون زیاد به ادم تحمیل نمیکنه یا سعی نمیکنه آهنگ هارو عوض کنه. اون فقط یه صدای خوب می گیره و  بعد ما هم شروع میکنیم. اگه ما شل و ول شروع کنیم پدرمون رو در میآره.

- آیا شما مخصوصاً میخواین با اون کار کنین؟
- آره، ما تو ذهنمون چند نفر رو داشتیم، اما دوستان، مارتین رو میشناختن. ما هم رفتیم پیشش و اون هم میخواست اجرای مارو ببینه. برای همین فکرکنم اون کار بعدی رو هم بگیره. اصلاً شاید هم کارو تو Record Plant لوس آنجلس ظبط کنیم ... هنوز به طور قطع مطمئن نیستیم.

- به خاطر هزینه مالیاته؟
- نه! البته که به خاطر دلایل موسیقیاییه.

- آیا با کارایی که مارتین قبلاً انجام داده آشنایین؟
- خب، آره. sabbath. بعضی از آلبوم های سبث رو ظبطیده.

- و آلبوم های دیپ پرپل؟
- آره... آلبوم های دیپ پرپل

- از لحاظ فیزیکی تو ظبط گیتار بهتون کمک کرد؟
- خب، مطمئناً آره. اما شما مجبوری با هم کار کنی. برای همین ما دو روز و دو شب رو با هم گذروندیم(فکر بد نکن!). فقط میشستیم و کار میکردیم. اون اونجا بود و این خیلی مهمه. ما اون جا میشستیم و استراحت میکردیم، بعد اون شروع میکرد مثلاً راجع به یه قسمت آهنگ صحبت میکرد.

-  اون برای ظبط گیتار کار خاصی انجام داد؟
- فکر کنم ما برای ظبط ترک های زمینه (اولیه) از دوتا میکروفن استفاده کردیم، یه دونه نزدیک و یه دونه هم با فاصله چون ما سه نفر اون جا بودیم. این تنها مانعمون بود که تو استودیو باهاش مواجه بودیم. این زیاد راحت نبود. یه دونه اتاق زنده با یه اتاق درامز داشتیم و فقط یه دونه استودیو. آره داداش!(این تیکه رو خودم اضافه کردم D:)... اما اون از افکت های زیادی استفاده کرد. خودم هم دقیقاً نمیدونم چی استفاده کرد!

- پشت آلبومتون نوشته با تشکر از k*i*s*s (خ*د*ا *ا*ی*ن*س*ا*ز*م*ا*ن*ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ*ر*و*ل*ع*ن*ت*ک*ن*ه!*!*!*!) ، Priest، و UFO ... دلیل خاصی داره؟
- فکر کنم فقط به خاطر این که باهاشون  تور برگزار کریدم. ما با K*I*S*S    (خ*د*ا *ا*ی*ن*س*ا*ز*م*ا*ن*ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ*ر*و*ل*ع*ن*ت*ک*ن*ه!*!*!*!) تو اروپا کنسرت دادیم. من یه تور 20 روزه با کیسسسس بودم. وقتی تو آمریکا بودیم با پریست یه تور دو ماهه انجام دادیم.پس کلاً ما باهاشون تور دادیم!

- آیا از این جور همکاری ها خوشتون میاد؟
- آره. ما مجبور بودیم که اجرا کنیم.

- حتماً gig خوبی برای بند بود؟
- آره عالی بود.

- هدف بعدی بند؟
- ما تا آگوست می توریم(تور میدیم!) بعد میریم به انگلیس باسه ی Reading Festival که ما از گروه های شاخشیم(قبول نداری؟) بعد دوباره برمیگردیم اینجا که یه دوماهی با scorpions هستیم اینجا.بعد دور و بر نوامبر میریم ژاپون و بعد میریم اروپا یا برمیگردیم همین جا. هنوز نمیدونیم. حول حوش زمستون بعد از کریسمس آلبوم رو در میکنیم.

- کلاً راجع به بعد آلبوم فکری کردین؟
- من که زیا دوقت نداشتم! ولی آره یه چند تا آهنگ رو آماده تو آستین داریم.

- آیا آهنگی دارین که ممکنه بازگشتی به عقب سبک اولیتون باشه؟
- نمیدونم هنوز خیلی زوده که صحبت کنم. ما هنوز اول کاریم. تا وقتی که هنوز پیچ هارو سفت نکریدم نمیشه با قطعیت گفت.

- آیا فعالیت بند مطابق با وضعیت فعلی متال انگلستانه؟
- این جا تو لندن چیزای مختلفی اتفاق می افته. همه چیز خیلی زود تغییر میکنه. آدم همیشه یه عالمه گروه جدید رو میبینه که با یه سبک جدید درمیان. و فقط دو سه تا از اونا گروه های واقعاً خوبین و شاید اونا ادامه بدن. اونا وقتی که بقیه یه جورایی عقب میافتن باقی میمونن. اما موسیقی ما هیچ وقت نزول نمیکنه. مثل Cream. اونا اصلاً طوری نبودن که یه دفعه محو بشن. همیشه طرفداری باسش بوده. ممکنه برای یه مدت به عقب برگرده اما هنوز هم طرفدارای زیادی براش هست.

- تو طرفدار cream هستی؟
- اونا زمان قبل از من بودن، برا همین نمیتونم بگم من فنشون بودم چون نمیدونم اون موقع چه خبر بوده ... اما اونا آهنگ های خوبی دارن.



مصاحبه ای از Steven Rosen
منبع سایت : Ultimate-Guitar.Com © 2009

برین حال کنین!(علامت کپی رایتو حال کردی؟!)

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:36 توسط سیاوش |



درود!
از تاخیری که پیش اومد معذرت میخوام .... حدود یه ماهی نبودم!
راستش دیگه آدم انگیزه نداره خب! ... قبلانا بچه های وبلاگ نویس بیشتر بودن، پست های بیشتری مینوشتن، بحث های بیشتری انجام میشد ... نمیدونم چر الان  اینجوری شده؟ هیچ کس حال نداره ... به نظرم دیگه علاقه همه داره به متال کم میشه! دیگه متال هد درست حسابی نداریم!( حداقل تو اینترنت و اینا!) قبول نداری؟ به جهنم!
حالا اینا از کجا به ذهنم رسیده؟... آقا ما رفته بودیم یه چند تا فروم ( مثلا) مربوط به متال .... نمیدونین چه شرو ور هایی نوشته بودن! ... اسم خودشون رو هم میذارن متال باز! تنها گروهایی که میشناسن متالیکا و لینکین پارک و اسلپ نات و امثال ایناس ... اونوقت میان درباره ی اسطوره هایی مثل آیرن میدن، acdc، منووار ، و گروه های راک و متال کلاسیک دیگه، تر تر میکنن ... آخه آدم طاقتش یه حدی داره ... میخواستم برم هر چی از دهنم درمیاد بهشون بگم ! اما بعد گفتم بیخیال ... آخرش پاک میکنن.
اگه این شر و ور هارو از دهن رپرا میشنیدم این قدر عصبانی نمیشدم! ... فرض کنین صدای بروس دیکنسون و اریک آدامز و راب هالفورد و ... رو یک جوجه ، که هنوز فرق هارد راک و متالو نمیفهمه، -جیغ- نام گذاری کنه!
بیخیال ...... مثل اینکه الفنون و دارو دستش دارن به هدفشون میرسن: نابود کردن موسیقی، سینما، ادبیات، هنر ، فرهنگ ، اینترنت، ایران، نسل بشر، پاسارگاد، و ...!!
کلاً منظورم اینه که بچه های وبلاگ نویس که تو این راه مو سفید کردن باید یک کم a*s*s خود رو بجنبونن ! و شروع کنن به فرهنگ سازی برای جامعه متال ایران .... بذارید تعارف رو کنار بذارم ... بدون خودستایی میگم .... به نظر خودم الان موسیقی که گوش میدم موسیقی خوبیه و حسابی به خودم افتخار میکنم!! ... اما من خودم به تنهایی به این جا نرسیدم ... یه زمانی بود که من هم فقط متالیکا رو میشناختم ... یه زمانی بود تو کاست های گلچینمون (!)متالیکا رو با ابی و  اینا گوش میکردیم!! من و خیلی های دیگه با خوندن مطالب دوستان تو همین وبلاگ ها تونستیم فرق موسیقی با هویج رو تشخیص بدیم ... الان اگه یه سری به نت بزنین به ندرت یه بلاگ خوب و بروز رو میتونین پیدا کنین ... شاید هم یه سری بحث نصف و نیمه تو چند تا فوروم هم ببینین (به تعداد انگشتان دست) ... مطالب اکثراً کپی پیست و دزدیه! ...
خلاصه دوستان بیاین همگی با هم دست به کار بشیم و شروع کنیم! ... کاش کسایی که خداحافظی کردن و دیگه تو بلاگشون چیزی نمی نویسن دوباره برمیگشتن ... کاش کسایی که دیر به دیر آپ میکنن متحول بشن و زود به زود آپ کنن!! (از جمله خودم!) .. کاش از دست الفنون و هر چی دیکتاتور و وزارت ارشاده راحت بشیم تا به روزی برسیم که هممون جمع شیم با هم بریم یه کنسرت درست حسابی ! ... (خواب دیدم خیره)
13 آبان هم نزدیک است!

اوه اوه ! چه قدر ضر زدم! (ضر رو اینجوری مینویسن دیگه؟!)
آقا بریم سر اصل مطلب ... این پست درباره ی این آهنگه: هفتمین پسر از یک هفتمین پسر .... که با نام خود آلبوم یکسانه ...
یه خلاصه کلی هم از قسمت های قبلی بدم تا ماجرا یادتون بیاد ...
آهنگ اول قبل از اینه که –پسر- به دنیا بیاد ... لوسیفر ننه هه رو تهدید میکنه و غیره .... آهنگ دوم راجع به بابای پسره ... باباهه یک مشت خواب های غیر طبیعی میبینه و احتمالاً یه سری قدرت های فرابشری هم داره .... در آهنگ بعد باباهه میره پیش یه پیشگو تا به پاسخ سوالاتش برسه .. اما پیشگو سر کارش میذاره و باباهه هم بیخیال میشه ... تو آهنگ بعد پسر تو شکم ننشه و باباهه هم میمیره .... و بالاخره میرسیم به این اهنگ که پسر به دنیا میاد :





      Here they stand brothers them all
      All the sons divided they'd fall
      Here await the birth of the son
      The seventh, the heavenly, the chosen one

      Here the birth from an unbroken line
      Born the healer the seventh, his time
      Unknowingly blessed and as his life unfolds
      Slowly unveiling the power he holds

            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son

      Then they watch the progress he makes
      The Good and the Evil which path will he take
      Both of them trying to manipulate
      The use of his powers before it's too late

            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son
            Seventh son of a seventh son

      Today is born the seventh one, born of woman the seventh son
      And he in turn of a seventh son, he has the power to heal
      He has the gift of the second sight, he is the chosen one
      So it shall be written, so it shall be done

      (7:05 – Solo: Dave Murray)
      (7:37 – Solo: Dave Murray)
      (7:57 – Solo: Adrian Smith)
      (8:25 – Solo: Adrian Smith)


برادران همگی  ایستاده اند
همگی پسرانی که ایستاده اند نابود خواهند شد
منتظر تولد فرزندی هستند
هفتمین، آسمانی، و برگزیده شده

زایشی از خطی تسلسل ناپذیر! (یعنی هفتمین پسر همیشه نیرو های مافوق بشری واینا داره…)
هفتمین فرزند همرا با نیروی شفا دهندگی به دنیا آمده، آن هنگام
همزمان با نیرویی مافوق بشر و خجسته بود، و همانطور که زندگی او میگذرد
نیرویی که در او نهفته است به آرامی و آهستگی آشکار میشود

هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر

سپس آنها پیشرفتی که او حاصل میکند را تماشا میکنند
او کدام راه را انتخاب خواهد کرد؟ راه نیک یا راه شر؟
هر دوی آنها در پی این هستند تا از قدرتی که او استفاده میکند
نهایت بهره را ببرند، قبل از اینکه خیلی دیر شود

هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر

امروز هفتمین نفر زاییده شده، هفتمین پسر از زن زاییده شده
و او در نوبت هفتمین پسر، فدرت شفا دهندگی دارد
او موهبت روشن بینی را دارد، او برگزیده است
پس باید نوشته شده باشد، پس باید انجام شده باشد


این آهنگ از کتابی به نام هفتمین پسر اثر Orson Scott Card نوشته شده ...  این آهنگ به طور مستقیم به شخص  هفتمین پسر میپردازه ، آهنگ های قبلی بیشتر مقدمه ای بود بر این آهنگ ....
در متن این قطعه مشاهده میکنیم که پسر با یه سری نیروهای مافوق بشری به دنیا میاد .... نیروهای خیر و شر هر دو دنبال استفاده از قدرت هایی این پسرن تا به وسیله ی اون به جنگ با یک دیگه برن ... اما از اون جایی که پسر  آزاده که از قدرت هاش استفاده کنه میتونه هر طرف که دلش خواست رو انتخاب کنه ... قدرت شفا دهندگی و پیشگویی از قدرت های اصلیه پسره.همچنین میفهمیم که فرق نمیکنه اون بتونه پیش بینی کنه یا نه چون آینده غیر قابل تغییره ( با توجه به این قسمت : " پس این باید نوشته شده باشد، پس این باید انجام شده باشد")
میشه گفت این آهنگ یکی از masterpiece  های میدنه ... حضور پررنگ کیبورد و سینث برای فضا سازی ... فضای به شدت حماسی ... سولوهای طولانی و فراوون و تغییر ریتم زیاد و همچنین نحوه ی درامز نوازی نیکو باعث شده این آهنگ جزو بهترین کارهای میدن قرار بگیره ... بعد از chorus  آخر به قسمت  instrumental آهنگ میرسیم که با دکلمه (!) بروس همراهه ....
حالا پیشنهاد میکنم یه دور دیگه شعر رو بخونین و همراه با اون آهنگ رو هم گوش کنین
امیدوارم لذت برده باشین
خدافظ!
پست بعدی : The Prophecy





+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:25 توسط سیاوش |



     
Love is a razor and I walked the line on that silver blade
      Slept in the dust with his daughter, her eyes red with the slaughter of innocence
      But I will pray for her, I will call her name out loud
      I would bleed for her, if I could only see her now

      Living on a razor's edge, balancing on a ledge
      Living on a razor's edge, balancing on a ledge
      Balancing on a ledge, living on a razor's edge
      Balancing on a ledge, you know, you know

            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...

      Circle of fire my baptism of joy at an end it seems
      The seventh lamb slain, the book of life opens before me
      And I will pray for you, someday I may return
      Don't you cry for me, beyond is where I learn

      Living on a razor's edge, balancing on a ledge
      Living on a razor's edge, you know, you know

            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...

      (3:15 – Solo: Adrian Smith)

      Living on a razor's edge, balancing on a ledge
      Living on a razor's edge, you know, you know

            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...
            The evil that men do lives on and on...

            The evil, the evil, the evil that men do
            The evil, the evil, the evil that men do

اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند

عشق تیغی است و من بر روی لبه ی نقره ای و تیزش قدم برداشتم
با دختر او در میان گرد و خاک خوابیدم ، چشمانش سرخ بود معصومیت از او رخت بر بسته بود
اما من برای او دعا میکنم، نامش را بلند فریاد خواهم کرد
برایش خواهم مرد ، اگر تنها یک لحظه او را ببینم

زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، زندگی بر لبه ی تیغ
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی

اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...

حلقه ی آتش، غسل تعمید خوشی من در پایانی که به نظر میرسد، است(!)
هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود
و من برای تو دعا خواهم کرد، روزی باز خواهم گشت
برای من گریان نباش، آن دورتر جایی است که من فرا خواهم گرفت

زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی

اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...

زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی

اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها  انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...


آقا اول بگم که وبلاگ بلاگ اسپاتم sea of madness هم آپه خواستین یه سری بزنین ... این بلاگفای نکبت که سه روزه هی داره تر میزنه ... بعد از روز قدس این جوری شده ...اونوقت میگن بدلیل مشکلات فنی!!.... گه خوردی با مشگلات فنی!

عنوان این آهنگ از داستان ژولیو سزار شکسپیر برداشته شده ...  جایی که مارکوس آنتونیوس به طرف مردم روم برمیگرده و درباره ی مرگ سزار باهاشون صحبت میکنه، و با جدیت از حاکم مقتول دفاع میکنه و بروتوس ، یکی از قاتلین رو، به شدت محکوم میکنه:

"دوستان، مردم روم، هم میهنان، به من گوش دهید ; من آمده ام تا سزار را به خاک بسپارم، نه این که از او تمجید کنم. اعمال شیطانی که این انسان ها انجام  میدهند پس از این نیز ادامه خواهد داشت، نیکی، بارها با استخوان های ایشان با خاک مدفون شده است ; پس بگذارید این خوبی با سزار بماند"

ژولیو سزار. پرده سوم ، صحنه ی 2

با این حال به آهنگ هیچ ربطی نداره ( سر کار رفتی ... قبول نداری؟ به جهنم!) اما با این حال اشعار کاملاً شاعرانه و هنرمندانه نوشته شده و درکش کمی سخته (قبول نداری؟ به جهنم!) ... متن شعر بیشتر شبیه آهنگ رویا های پریشانه ، چون به جهان پس از مرگ و اینا میپردازه ... شخصیت داخل داستان میتونه هفتمین پسر اول باشه ... اما معلوم نیست اون دختری که باهاش تو گرد خاک خوابیده(!) کیه؟... بعلاوه جمله ی  " معصومیت از او رخت بر بسته بود" میتونه به معنای این باشه که بکارتش رو از دست داده. اما کیه این؟

کاملاً روشنه که این بابا عاشق یه دختری بوده ("برایش خواهم مرد") و همینطورمدتی بوده که از دستش داده بوده ("اگر تنها یک لحظه او را ببینم").... باقی متن میگه این بابا قصد خودکشی هم داشه، شاید از دست دادن اون دختره و خواب هایی که میبینه فشار زیادی بهش آوورده... با این حال هنوز هم امید داره که روزی برمیگرده ( احتمالاً تناسخه منظورش)
اما به نظر خودم این دختره رو میتونه تو رویاهاش دیده باشه ... شاید به خاطر اون میخواد بمیره ...  اما من این جمله " هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود" رو درست حسابی نفهمیدم ... یعنی ممکنه به جادوی سیاه روی آوورده باشه؟!! .... به هر حال منتظر نظراتتون هستم ...تفسیر کنین : به نظرتون دختره کی میتونه باشه؟ در جمله ی دختر او ، منظور از "او" کیه؟!!


منبع : ironmaidencommentary


+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 13:51 توسط سیاوش |



                     


Infinite dreams I can't deny them, infinity is hard to comprehend
      I couldn't hear those screams even in my wildest dreams
      Suffocation waking in a sweat, scared to fall asleep again
      In case the dream begins again

      Someone chasing I cannot move, standing rigid a nightmare's statue
      What a dream when will it end and will I transcend?
      Restless sleep the minds in turmoil, one nightmare ends another fertile
      Getting to me so scared to sleep but scared to wake now, in too deep

      Even though its reached new heights I rather like the restless nights
      It makes me wonder it makes me think there's more to this I'm on the brink
      It's not the fear of what's beyond it's just that I might not respond
      I have an interest almost craving but would I like to get too far in?

      It can't all be coincidence too many things are evident
      You tell me you're an unbeliever, spiritualist? Well me I'm neither
      But wouldn't you like to know the truth of what's out there to have the proof
      And find out just which side you're on, where would you end in Heaven or in Hell?

            Help me – help me to find my true self without seeing the future
            Save me – save me from torturing myself even within my dreams

      (4:39 – Solo: Dave Murray)
      (4:51 – Solo: Adrian Smith)

      There's got to be just more to it than this or tell me why do we exist
      I'd like to think that when I die I'd get a chance another time
      And to return and live again, reincarnate, play the game
      Again and again and again and again

رویا های پریشان

   اين رويا هاي بي پايان رو نميتونم انکار کنم ، بي پاياني رو نميشه درک کرد
   نتونستم اون فرياد ها رو بشنوم ، حتي در عجيب ترين روياهام
   حالت خفگی بهم دست میده و از خواب بيدار ميشم و عرق ميريزم
   نکنه اين رويا ها دوباره شروع شده باشن؟

   يه نفر دنبالمه ، نمي تونم تکون بخورم ، يه پيکره توی کابوسم  محکم ايستاده
   اين چه رويايه ،کي تموم ميشه، آيا ميتونم بهش غلبه کنم؟
   خوابام بيقراره ، افکارم آشفته است ، يه کابوس تموم ميشه و يکي ديگه شروع ميشه
   که مطمئناً بايد از خوابيدن بترسم اما الان از بيدار شدن ميترسم، در خواب عميق

    حتي اگه اين (رویا) به يک درجه جديدي برسه باز هم ترجيح ميدم يه شب بي قراري (خواب پریشان) داشته باشم
   اين (رویا) باعث ميشه شگفت زده بشم باعث ميشه فکر کنم که خيلي چيز هاي اين جا هست و من فقط در کرانه ی اونم
   اين ترس از اين نيست که اون پشت مشتا چيه، اين فقط چيزيه که شايد نتونم براش پاسخي پيدا کنم
من يه علاقه اي دارم که بيشتر مثل هوس ميمونه که آيا ميتونم فراتر برم؟

   همه ي اينا نميتونه يه تصادف باشن ، خيلي چيز ها آشکارن
   تو به من ميگي که من غير قابل باور هستم و به روح و اينا اعتقاد دارم؟خب من هيچ کدوم از اينا نيستم
   اما مگه تو دوست نداري حقيقتي  که اونجاست و بايد ثابت بشه رو بفهمي ؟
   و بفهمي که تو کدوم طرفي هستي؟ آخرش ميري به جهنم يا بهشت؟

           کمکم کن - کمکم کن تا شخصيت واقعيم رو بفهمم بدون اين که آينده رو ببينم
           نجاتم بده - از اينکه خودم رو حتي درون روياهام شکنجه بدم نجاتم بده

   بايد يه چيزي بيشتر از اين ها باشه يا اينکه به من بگه چرا ما وجود داريم
   دوست دارم به اين فکر کنم که وقتي ميميرم فرصتي براي زندگي دوباره خواهم داشت
   و برگردم و دوباره زندگي کنم، تناسخ کنم ، بازي کنم
   دوباره و دوباره و دوباره و دوباره


       داستان درباره ي فرديه که يه سري خواب هاي غير معمولي و عذاب آور ميبينه. این بابا میتونه هفتمین پسر اولیه باشه و بتابراین میتونه واقعاً یه بابایی باشه! یعنی بابای هفتمین پسر بعدی باشه.همینطور به نظر میرسه ایشون

یه سری قدرت های محدود و ماوراالطبیعه هم دارن، با این حال هیچ وقت الهام ها و خواب های ماوراالطبیعه یی که میبینه رو نمیفهمه. متن شعر خیلی شبیه این آهنگه : 'Hallowed Be Thy Name'
طریقه ی توصیف کردن احتمالات جهان پس از مرگ در این دو آهنگ تقریباً شبیه همه .... در کل میشه گفت بعد از قرآن در اشعار میدن اینقدر به برزخ و مرگ  اشاره شده!! :) ... همونطور که میبینید این بار هم میدن به طور

واضح به تناسخ اشاره میکنه ، این موضوع مطمئناً یکی از موضوعات مورد علاقه ی گروهه ، طوری که حتی نام یک آلبوم (غیر استودیویی) رو درباره ی همین موضوع نام گذاری کردن (live after death )
از لحاظ موسیقیایی هم این آهنگ به اندازه کافی غنی و باارزشه ... سولوی اول رو دیو موری و دومی رو آدریان میزنه ...
همونطور که دیدین این شعر فقط از لحاظ فنی! خوب بود و زیاد مثل آهنگ های دیگه آلبوم epic و حماسی نبود و ارجاعات زیادی نداشت ...

آهنگ بعدی این آلبوم اینه : Can I Play With Madness که قبلاً در این وبلاگ ترجمه شده ... میتونین دوباره بخونینش
و
.
.
.
پست بعدی راجع به این آهنگه :
The Evil That Men Do

راستی روز قدس رو لطفاً به گه بکشید! و به "ج.ا" و "ا.ن" و "آیت الله نامبروان" زهر مار کنین این روز رو!


راستی یه نفر پرسیده بود که چجوری میشه فهمید کدوم سولو رو کی میزنه .... کافیه بری به سایت ironmaidencommentary.com و از اونجا آلبوم رو انتخاب میکنی و بعد هم میری به قسمت lyrics ...اونجا سولو هارو زده





+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:8 توسط سیاوش |




      Seven deadly sins seven ways to win
      Seven holy paths to hell and your trip begins
      Seven downward slopes seven bloodied hopes
      Seven are your burning fires seven your desires...

      I am he the bornless one the fallen angel watching you
      Babylon, the scarlet whore, I'll infiltrate your gratitude
      Don't you dare to save your son kill him now and save the young ones
      Be the mother of a birth strangled babe, be the devils own Lucifer's my name

            Moonchild – hear the mandrake scream
            Moonchild – open the seventh seal

      I count the heads of those unborn the accursed ones I'll find them all
      If you die by your own hand as a suicide you shall be damned
      And if you try to save your soul I will torment you – you shall not grow old
      With every second and passing breath you'll be so alone your soul will bleed to death

            Moonchild – hear the mandrake scream
            Moonchild – open the seventh seal
            Moonchild – you'll be mine soon child
            Moonchild – take my hand tonight

      The twins they are exhausted, seven is this night
      Gemini is rising as the red lips kiss to bite
      Seven angels seven demons battle for his soul
      When Gabriel lies sleeping, this child was born to die

      (3:38 – Solo: Adrian Smith)
      (4:07 – Solo: Dave Murray)

      One more dies and one more lives, one baby cries one mother grieves
      For all the sins you will commit you'll beg forgiveness and none I'll give
      A web of fear shall be your coat to clothe you in the night
      A lucky escape for you young man but I'll see you damned in endless night

            Moonchild – hear the mandrake scream
            Moonchild – open the seventh seal
            Moonchild – you'll be mine soon child
            Moonchild – take my hand tonight

هفت گناه کبيره، هفت راه براي پيروزي

هفت گذرگاه مقدس به دوزخ،و اين جاست که سفر تو آغاز مي گردد
هفت سراشيبي به پايين، هفت اميد خون آلود
اين هفت ها آتش سوزان تو اند، هفت ها هوس تواند

من، متولد هیچ کس، فرشته هبوط يافته اي هستم که تو و اعمالت را نظاره مي کنم
babalon، بدکاره ي سرخ رنگ ، سپاسگذاريت را گزارش خواهم کرد
چنين جسارتي نکن که پسر را نجات دهي هم اکنون او را بکش و پسران جوان ديگرت را نجات بده
مادر کودکی مرده باش، به اهریمن بپیوند ، نامم لوسیفر است

فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن

 سرهای کسانی که هوز متولد نشده اند را می شمرم ، آن نفرین شدگان، همه آنها را پیدا خواهم کرد
اگر به وسیله ی خودت کشته شوی به علت خودکشی به جهنم فرستاده خواهی شد
و اگر سعی کنی روحت را نجات دهی شکنجه ات خواهم داد - چند سال بیشتر دوام نخواهی آورد
هر لحظه ای که میگذرد و با هر نفسی که دم و بازدم میشود تو تنها تر خواهی شد و روحت به مرگ نزدیک تر خواهد شد

فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن
فرزند ماه - تو بزودی از آن من خواهی شد
فرزند ماه - دستانم را امشب بگیر

دوقلو ها از دست رفته اند، هفتمی برای امشب است
برج جوزا مانند لبی که میخواهد ببوسد تا نیش بزند، ظاهر خواهد شد
هفت فرشته و هفت اهریمن برای روح او میجنگند
وقتی که جبرئیل می خوابد، این کودک متولد شده تا بمیرد

یک نفر بیشتر می میرد و یک نفر بیشتر، زندگی میکند، کودکی میگرید مادری غمگین میشود
برای تمامی گناهانی که مرتکب خواهی شد، درخواست بخشش میکنی و من نخواهم داد
شب ها، بافته ای از ترس پوشش توست
بخت با تو بود که توانستی از چنگم فرار کنی مرد جوان ، اما در شب بی پایان تو را در جهنم خواهم دید

فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن
فرزند ماه - تو بزودی از آن من خواهی شد
فرزند ماه - دستانم را امشب بگیر
 
این آهنگ از  کتاب آیین مذهبی  Liber Samekh اثر  Aleister Crowley اقتباس شده. این آیین درباره ی تشریفاتیه که توسط Beast (Crowley) وضع شده که توش درباره ی راه و روش بدست آوردن آگاهی و صحبت کردن با فرشته نگهبان اونه.بعضی از قسمتهای این شعر کاملاً بهش نزدیکه.

در حالیکه 'The Number Of The Beast' باعث شده بود عده ای از متعصب های مذهبی (که فقط اسم آلبوم رو خونده بودن ،نه متن رو) اعتراض کنن، 'Moonchild' باعث نگرانی عده ای از مسیحی ها شد. که برخلاف اون قبلی ها (که با هرگونه شعری که کلمه ی شیطان توش ذکر شده باشه مخالف بودن)، کمی هم توی عمق متن رفته بودن و فهمیده بودن که این شعر از یکی از جادوگر بازی هایه! Crowley اقتباس شده .... بگذریم....

این مقدمه به احتمال زیاد میخواد ذاستان هفتمین پسر رو برامون تعریف کنه."متولد هیچ کس" که مطمئناً یعنی شیطان که به عنوان فرشته ی هبوط یافته هم شناخته میشه، با اسمی که تو آهنگ ذکر میشه همون لوسیفره.خیلی جالبه که بدونین لوسیفر به معنای "رساننده ی روشناییه" و همون معادل  Prometheus  (تایتان) تو اسطوره های یونانی میشه.  تایتان یه اشتباهی میکنه و آتش رو میده به انسان، درست همونطور که لوسیفر دانش رو میده.که بعد هم جفتشون توسط خداهای مربوطه به شدت تنبیه میشن.

Scarlet Whore بدکاره ی سرخ رنگ که در آهنگ اشاره شده هم به عنوان یه خدا در زیارتگاه Crowley وجود داره.اون بابالونه، زن سرخ   Liber AL vel Legis و بدکاره ی بابل، که تو کتاب   Book of Revelations ذکر شده... دیگه بقیشو نگم بهتره خواستین خودتون برین دربارش تحقیق کنین!!

اگرچه Aleister Crowley نویسنده ای پرکار بود اما تعداد رمان خیلی کمی نوشت. Moonchild یکی از اوناست که اتفاقاً معروفترینشون هم هست.در سال 1917 نوشته و 1929 هم چاپ میشه. داستانش مثل همیشه راجع به جنگ بین نیروهای خیر وشره.یه دختر جوون تو یه مخمصه گیر میوفته که بین تو تا مرد کدومشون رو انتخاب کنه.


یه چیز جالب : اسم ناشر کرولی "انتشارات مهرگیاه" بوده که در آهنگ اشاره میکنه! در chourus آهنگ میشنویم که میگه "فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو".طبق باورهای قدیمی مهر گیاه (Mandragora officinalis) دارای قدرت های جادویی خاصی بوده.خرافاتی هست که میگه ریشه این گیاه شبیه آدمه!. این جور عقیده دارن که این گیاه زیر چوبه ی دار روییده میشه که یعنی نطفه های مرد به دار آویخته شده ! میریزه پایین و از اونا مهر گیاه درمیاد(در واقع این یه واقعیت علمیه که شکستن گردن آدم باعث انزال میشه ... جالب شد!). بعضی ها میگن که باید ریشه رو از زمین کند و بهتره که موم بکنن تو گوش هاش !، تا وقتی با آزاد کردن مهرگیاه شروع به جیغ زدن کرد مانع کر شدن یا حتی مرگش شد!.... در واقع مهر گیاه یه گیاهه معمولیه که حالا چون شکل ریشش شبیه ادم بوده یه آدم الافی تو شونصد سال پیش این داستان ها رو سر هم کرده و همین جوری یه کلاغ چل کلاغ شده تا رسیده به این (واقعاً آدم فکر میکنه میبینه این قدیمی ها چقدر الاف بودن!!) مهر گیاه خاصیت تقویت جن*سی هم داره. امروزه هم به این نتیجه رسیدن که الکالوييدهایی تویه ریشه این گیاه کذایی وجود داره که یکی از اونا اتروپين هستش!!! بعله خیلی دیگه از بحث پیچیده شد ولی این همه گفته شد تا به این برسیم : این مواد شیمیایی قویاً توصیه شده که تو شرایطی مثل ضعف قلبی و حاملگی مصرف نشه! داستان هفتمین پسر احتمالاً برمیگرده به دوران قرون وسطی و به نظر میرسه که مادر  هنگام بارداریش توسط ریشه مهر گیاه درمان میشه. اما آیا این کار واقعاً برای بچه ی تو شکم ننش ! تاثیری داره؟



از اسطوره های زیادی تو این آهنگ استفاده میشه.مادر هفتمین پسر نگران اینه که نکنه بچش هیولایی چیزی باشه ، اما لوسیفر بهش یادآوری میکنه که اگه بخوای خودکشی کنی جات تو جهنمه(طبق عقاید مسیحی ها و البته مسلمونا).آیا ممکنه فرشته هبوط یافته بابای بچه هه باشه؟ بالاخره اون هم خودش هفتمین فرزند بود و یکی از فرزندان مورد علاقه ی خدا بود البته قبل از اینکه حریص بشه و از بهشت پرتش کنن بیرون.به هر حال تو چند تا آهنگ بعد از سرگردانی باباهه گفته میشه که خودش هم هفتمین پسر باباش بوده. همچنین قدرت های ماورا الطبیعه هم داشته اگرچه قدرت هاش به پای قدرت های بچش نمیرسیده.


خلاصه اینکه درباره ی ننه بابای این پسر تو این آهنگ صحبت شد ، ننه هه که آبستن پسرست در مرکز توجه لوسیفره و جبرئیل (همونی که لوسیفر رو پرت کرد بیرون) خوابه و فرشته های زیر دستشو فرستاده به جنگ برای بدست آوردن روح هفتمین پسر. و به نظر هم میرسه بچه هه حتی هنوز از شیکم ننش نیومده بیرون نفرین شده باشه...!

خب این بود moonchild که طولانی ترین متن و تفسیر رو هم داشت ... به نظرم شعر یکم گنگ اومد و همینطور ارجاعات این آهنگ بدلیل اینکه ما با اسطوره های اونا زیاد آشنا نیستیم. لوسیفر رو که میدونین همون شیطان رجیم خودمونه(یعنی خودشونه) .... پیشنهاد میکنم سریال Supernatural رو گیر بیارین ببینین .... هم فاله هم تماشا ، خیلی خوب با اسطوره های اونا آشنا میشین .... کلاً از جومونگ خیلی بهتره !! به جای اینکه جومونگ ببینین اینو تماشا کنین.

Aleister Crowley

ManDrake

Lucifer

Demons

منابع: Wikipedia

MaidenCommentary


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:39 توسط سیاوش |



اول از همه بگم که من یه وبلاگ زدم تو بلاگ اسپات به اسم www.sea-ofmadness.blogspot.com
لطفاً به دامینش نخندین!! چاره ای نداشتم....
مطمئناً این وبلاگ (همین بلاگفا ئه ) آپ خواهد شد! منتهی پست های مربوط به آیرن میدن در این وبلاگ و مطالب با موضوعات دیگه تو اون یکی نوشته میشه....
از اینکه دوباره دیر شد ببخشید .... راستش این پست رو اصلاً از یه هفته پیش به صورت آماده داشتم! ولی می خواستم بیاین پست قبلی رو بخونین بعد برم سراغش.

در عملياتي ژانگولر ! قصد دارم کل آلبوم
Seventh Son of a Seventh Son رو براتون با مخلفاتش ترجمه کنم
فعلاً اين از مقدمه آلبوم:
اگه بخوام دو تا از بهترين concept Album هايي رو که تا حالا تو عمرم شنيدم نام ببرم اين آلبوم يکيشونه ...اون يکي هم آلبوم scenes frome a memory از دريم ثيتره.
باشنيدن اين آلبوم و آلبوم قبلي يعني Somewhere In Time مطمئناً به تفاوتشون با سبک آلبوم هاي قبلي پي ميبريد.خلاقيتي که از آلبوم Somewhere In Time شروع شد (که استفاده از synth guitars يکي از اوناست) در اين آلبوم به اوج خودش مي رسه.از نکات جالب آلبوم اينه که هفتيمن کار استوديويي گروهه! که با اسم خود آلبوم تقابل جالبي داره.
آلبوم با اين جملات شروع ميشه و با همين جملات هم تمام ميشه:
Seven deadly sins, seven ways to win
Seven holy paths to hell, and your trip begins
Seven downward slopes, seven bloodied hopes
Seven are your burning fires, seven your desires...
هفت گناه کبيره، هفت راه براي پيروزي
هفت گذرگاه مقدس به دوزخ،و اين جاست که سفر تو آغاز مي گردد
هفت سراشيبي به پايين، هفت اميد خون آلود
اين هفت ها آتش سوزان تو اند، هفت ها هوس تواند    
                                                                                                                                   
طبق افسانه هاي غربي هفتمين دختر از يک هفتمين دختر يا هفتمين پسر از يک هفتمين پسر داراي قدرت هاي پنهاني و ماورا لطبعيه ميشه.آلبوم بر اساس رماني فانتزي به اسم Seventh son اثر Orson Scott Card ساخته شده که درباره ي يه بچه ايه که از بدو تولد مورد عنايت نيرو هاي خير و شر قرار ميگيره ( يعيني دست آموز اونا ميشه) و مجبورش ميکنن که نيرو هاش رو کنترل کنه تا بتونه ازشون استفاده کنه.
داستان از طريق آهنگ هاي مختلف آلبوم بازگو ميشه که به طور خلاصه از اين قراره: 
                                      
 
Moonchild: در اين آهنگ شيطان به ننه باباي Seventh Son of a Seventh Son ، به خصوص ننه هه، خط و نشون ميکشه و بهشون هشدار ميده که "هر گونه مقاومتي بيهودست".
Infinite Dreams : باباي هفتمين پسر که خودش هم هفتمين پسر باباشه يه سري الهاماتي بهش ميشه که نمي فهمه چيه و حسابي عذابش ميده.
Can I Play With Madness : باباي هفتمين پسر کذايي به دنبال پاسخي براي اين الهام ها ميگرده براي همين با يه پيشگو مشورت ميکنه، باباهه هم اصلاً از حرفايي که اون يارو ميزنه خوشش نمياد.
The Evil That men Do : هفتمين پسر از هفتمين پسر از شکم ننش مياد بيرون، باباهه هم احتمالاً ميميره.
Seventh Son Of A Seventh Son : تولد هفتمين پسر از هفتمين پسر ، خير و شر جفتشون ميخوان پسر رو نوکر خودشون کنن.
The Prophecy : هفتمين پسر جوان نيروهاش رو آماده کرده و کشف ميکنه يه حادثه تو دهاتشون قراره اتفاق بيفته، طبيعتاً هيچ کس حرفشو باور نميکنه و کل دهاتشون نابود مي شه.
The Clairvoyant : هفتمين پسراز هفتمين پسر حالا برايه خودش يه پيشگو شده و ميتونه نيروهاش رو کنترل کنه، اما طولي نمي کشه توي اين کارا غرق ميشه و احتمالاً دليل مرگش هم همينه.
Only The Good Die Young: بازنگري تلخ و طعنه آميز تر به ماجرا ; آيا مي ارزيد به همه ي اينا؟ و برميگرده به جملات اول آلبوم.
 
Seventh Son Of A Seventh Son آلبوميه که حالا حالا ها فراموش نميشه و هر کسي با شنيدنش تحسينش ميکنه. از لحاظ موسيقيايي پيچيده ترين و از لحاظ متن شعر يکي از عميق ترين آلبوم هاي گروه و همچنين آلبوم هاي کل تاريخ موسيقي راک و هوي متاله.به عقيده ي خيلي از طرفدارها و منتقد ها هم اين آلبوم بهترين آلبوم گروه به حساب مياد.
اما متاسفانه اين آلبوم آخرين همکاري آدريان اسميت با گروه بود و بعد ازاون آلبوم no prayer for dying منتشر شد که واقعاً مایوس کننده بود .... چرا که دوباره همون فرمول قدیمی رو باز هم به کاربردن... انگار که آلبومی مثل 7th son و somewhere وجود خارجی نداشتن.... بعد هم آلبوم Fear of the Dark که قابل قبول بود. واون جا بود که بروس دیکنسون هم رفت و .... خودتون بقیشو میدونین.
در پست هاي بعدي آهنگ رو دونه دونه ترجمه ميکنم ميام پايين!پست بعدی درباره ی این آهنگه:
MoonChild

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 8:34 توسط سیاوش |


سلام

آقا بسوزه پدر گشادی!! هی گفتیم الان تابستون میاد دو روز یه بار پست میکنیم!! کل تابستون به این ور یه پست درست حسابی نداشتیم .... شرمنده .... از این به بعد میخوام  دو هفته  یه بارو دیگه پست کنم ....

چند نفر هم اومده بودن نظر داده بودن که من جوابشون رو نداده بودم ... الان اینجا میدم:

دوستی یه فوروم راه انداخته برای آیرن میدن .... به آدرس Ironmaiden.ir البته هنوز کاملاً راه نیفتاده:

بابا دمت گرم منتظریم ببینیم چطور میشه  ... راستی اگه اینجارو میخونی من نمیدونم کامپیوتر توله سگم چه مرگش شده که یاهو میل رو باز نمیکنه!! برایه همین نتونستم بهت میل بزنم

خب... من هر چی میگردم میبینم دیگه نظر دیگه ای نبود جواب بدم!

راستی یه درخواست  : کسی یه سایت خوب آپلود عکس نمیشناسه که عکس هاش رو پاک نکنه و احتمال فیلتر شدنش  کم باشه؟؟؟ اگه کسی میدونه بیاد تو نظرات بگه .... کارمون لنگ اینه....

-----------------------------------------------------------

حالا بریم سر موضوع این پست

یه آهنگ فوق العاده از آلبوم فوق العاده تر Piece of Mind .... من هر چی در وصف این آلبوم بگم کم گفتم ... قبلاً هم دوبار از این آلبوم در این وبلاگ پست کردم ، یکی revelations ، اون یکی هم flight of  Icarus

شعر خیلی زیبایی داره .... مطمئناً با خوندن شعر ، یاد ارباب حلقه ها و اون قسمت باتلاق مرده ها می افتین

پیشنهاد میکنم پست رو تا آخر بخونین ارزششو داره

اگه این آهنگ رو ندارین و میخواین دانلود کنید: برین google.com ! (ته سایته!) تو اون مستطیله وسط بزنین download still life Iron maiden free بعد گزینه search رو فشار بدید!

طبیعت بی جان

بيا يک نگاه به آبگير بنداز و  ببین چي ميبيني
در عمق تاريک آبگير چهره هايي وجود دارن که دارن به من اشاره ميکنن
نميتوني ببيني؟ خيلي واضح هستن
اونا اونجان ،اي بابا ، مي دونم حرفمو باور نميکني

اي بابا... هيچ وقت چنين احساس عجيبي نداشتم
اما....... ديوونه نميشم

شک ندارم که فکر مي کني عقلمو از دست دادم
مستقيماً نگفتي اما به جاش ميتونم  از تو چشمات بخونم
ساعت ها مي ايستم به آبگير زل ميزنم
يک چيزي منو به سمت آبگير ميکشه ، نميدونم چکار کنم

اي بابا .... اونا  زور و نيروي منو ميکشن زير آب
اي بابا .... اونا ازم مي خوان باهاشون بمونم

کابوس ها ..... ارواح، من رو صدا ميزنن
کابوس ها ..... اونا منو به حال خودم رها نمي کنن

هر چي خون داشتم کم کم داره خشک ميشه
و احساس ميکنم هر روز نسبت به روز قبل ضعيغتر ميشم
از طرفي مي دونم ميل ندارم که برم
و به اونها در انتهاي آبگير ملحق بشم

اکنون.... احساس ميکنم اونا خيلي نزديکترن
من ...... دارم به طور واضح مي بينمشون

کابوس ها... پشت سر هم مي آن
کابوس ها... قطعه اي از مغز رو بهم ميدن

حالا همه چي روشن شده و ميدونم بايد چي کار کنم
بايد تو رو هم ببرم اون پايين تا ببينيشون
دست در دست هم ميديم با هم مي پريم تو آبگير
نميدوني اين فقط من نيستم، اونا هم تو رو ميخوان

اوه ... ما با هم غرق خواهيم شد
اين ... تا ابد هست

کابوس ها ....... تا ابد منو صدا ميزنن
کابوس ها ....... حالا ما در آرامش استراحت ميکنيم


Still Life

[Murray/Harris]

Take a look in the pool and what do you see
In the dark depths there faces beckoning me
Can't you see them it's plain for all to see
They were there oh I know you don't believe me.

Oh.....I've never felt so strange
But.....I'm not going insane.

I've no doubt that you think I'm off my head
You don't say but it's in your eyes instead
Hours I spend out just gazing into that pool
Something draws me there I don't know what to do.

Oh.....they drain my strength away
Oh.....they're asking me to stay.

Nightmares.....spirits calling me
Nightmares.....they won't leave me be.

All my life's blood is slowly draining away
And I feel that I'm weaker every day
Somehow I know I haven't long to go
Joining them at the bottom of the pool.

Now.....I feel they are so near
I.....begin to see them clear

Nightmares.....coming all the time
Nightmares.....Will give me peace of mind.

Now it's clear and I know what I have to do
I must take you down there to look at them too
Hand in hand then we'll jump right into the pool
Can't you see not just me they want you too.

Oh.....we'll drown together
It.....will be forever.

Nightmares.....forever calling me
Nightmares.....Now we rest in peace.


بدون شک اين آهنگ از بهترين هاي اين آلبوم و کل کار هاي ميدنه. متن اين آهنگ درباره ي یه بابایه که درگير ارواح داخل آبگير ميشه و آخر سر هم عضوي از اوناها ميشه، و يارش(!) رو هم با خودش ميبره.اشاره شده که (( طبيعت بي جان)) بر اساس داستاني کوتاه با نام : ((ساکن درياچه The Inhabitant Of The Lake )) در کتابي از مجموعه داستان کوتاه به نام : ((عکس سرد  (Cold Print (1969)) اثر   Ramsey Campbell نوشته شده. به هر حال سازندگان آلبوم، اسمي ازش نبردن بنابراین زياد نميشه مطمئن بود.اگر چه استيو هريس گفته اين آهنگ درباره ي ترس از غرق شدنه و هميشه هم منو ياد قسمت باتلاق مردگان از کتاب ارباب حلقه هاي تالکين ميندازه :



                         "فرودو با صدايي رويا گونه گفت :(( نميدانم.ولي من هم آنها را ديدم.توي آبگير ها، وقتي شمع ها روشن شدند.توي آبگير ها دراز کشيده اند.چهره هاي رنگ پريده،در اعماق آبهاي تاريک.آنها را ديدم: چهره هاي مخوف و پليد، چهره هاي نجيب و غمگينو چهره هاي مغرور و زيبا با ساقه هاي علف لابه لاي موهاي نقره اي شان.اما همه گنديده، همه در حال فاسد شدن، همه مرده.يک جور روشنايي مهلک در آنها هست))"
                         

 ((کتاب ارباب حلقه ها : دو برج

 ترجمه ي رضا عليزاده ))
                                

از لحاظ موسيقيايي هم اين اهنگ يکي از بهترين هاست و باعث شده اين آلبوم خلاصه، killer باشه! سولو هاي طولاني و ريف هاي پيچيده و تغيير ریتم و تمپو از ويژگي هاي اين آهنگه. از نکات جالب اين آهنگ Backward message اول آهنگه که اگه با يه نرم افزار مثلاً sounforge ، برعکسش کنين به اين جمله ميرسين که از دو کيلومتري معلومه که کار نيکو مک برينه! :
قسمت اول: "What ho sed de t'ing wid de t'ree bonce"
که يعني:
"What ho said the monster with the three heads."
 و قسمت دوم:
"Don't meddle widt'ings you don't understand."!!!!
 که در آخر هم  يک نيمچه آروغ ميشنويم از این آروغ چسی ها!  اگه یه کم پیاز خورده بود میتونست بهتر بزنه.

اين قسمت مثل اينکه جمله اي از کتاب هاي ((عيدي امين Idi Amin)) بوده. با کمي تحقيق اين بابايي که دارم مطلبشو ترجمه ميکنم ! ايشون (Idi Amin)  تا حالا کتابي ننوشتن!!
جالب اينه که بعد از آلبوم 666  آمريکايي هاي خرافاتي فکر ميکردن ميدن يه گروه شيطون پرسته.... ميدن هم اين برچسب رو با خودش توي آلبوم بعد هم با خودش کشوند ..... اگه دقت کنيد ميبينيد که اين message در کل يه چيز سرکاريه !!! برايه همونا، تا سر کار باشن.... ميدونين که گروه هاي شيطون پرست اون زمان از  backward message  براي بيان عقايدشون زیاد استفاده ميکردن .... آيرن ميدن هم از اين موقعيت استفاده کرد و با هوشمندي ملتو سرکار گذاشت (:
خب ، الکي زور نزنين اين قسمت رو خودم براتون آپلود کردم :

Download Still Life Backward Message

همش 160 کیلوبایته!


و در آخر هم نقل قولي از استيو هريس درباره ي اين آهنگ :                        

                                          "به طور کلی، این آهنگ، داستان یه بابایه که مثل آهن ربا به آبگیر پر از آب کشیده میشه.اون چهره هایی رو تو دریاچه می بینه.اون کابوس هایی رو درباره این هم میبینه و در آخر هم میپره و خانوم خودش رو هم می بره.این اهنگ برای اجرا کردن خیلی حال میده چون چیزای زیادی تو این اهنگ اتفاق می افته.دوباره ما داریم یه حسی رو خلق میکنیم که با صدای خیلی سنگین گیتار همراهه.سولو اولیه ماله آدریانه بعد از اون نت های staccato درامز و بیسه که همراه و  ریف اصلی اجرا میشه.من این قسمتو خیلی دوست دارم."

منابع: Maidenfans.com

        یک مشت سایت دیگه


+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 22:53 توسط سیاوش |


-امروز کسی بدنیا اومده که خیلی دوسش داریم!!......منجی عالمینه!!!

-کی؟.............امام زمان کیه؟

-بروس دیکنسون رو میگم ، مبارکه


حالا بیا پایین کارت دارم ......

....

....




..




.


.


.

.بیا نترس






...




...



...




... دبیا دیگه!..





..


..


خوب دقت کن


..



..





...




...


















..








..









..











+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 8:24 توسط سیاوش |


حیف شد ... انتظار داشتم اوضاع بر وفق مرادم پیش بره !(ببخشید این اصطلاح رو تازه یاد گرفتم خیلی دوست داشتم ازش استفاده کنم) و بعد وبلاگ رو آپ کنم که نشد !! ببخشید ... شرمنده که اینقدر دیر اپ کردم

امروز هم براتون یه مصاحبه جور کردم که خیلی قدیمیه ولی ارزش خوندنشو داره .... مال 3 ، 4 ماه پیشه که مجله metalhammer  ترتیبشو داده.... مصاحبه ی خیلی خوب و جمع و جوریه .... آدریان اسمیت چیزای خوبی گفته ...

البته یه مصاحبه هم که جدیدتر بود با نیکو مک برایان انجام دادن که اون خیلی طولانی بود و بیشتر هم درباره ی فیلم flight 666 بود..... راستی میدونین که فیلم اکران شده ؟ من خودم هنوز ندیدم ولی ازش تعریف شنیدم....

 

 

-          Metal Hammer : مثل اینکه همه ی توجه مردم به یه آلبوم جدیده...

-          Adrian Smith : آره، ما ها داریم کم کم دربارش صحبت مکنیم و خود من هم دارم هر روز بهش فکر میکنم چون از راه های مختلفی میشه اونو درآوورد. خیلی خوب میشد اگه الان آهنگارو داشتیم اونوقت میتونستیم تور راه بندازیم و بعدش هم مستقیماً بریم استودیو ، همونطور که بوده. کلاً ما مدت زیادی بود که مرخص بودیم و جوری که ما تو استودیو مینوازیم مثل اجرای زنده ست ، بنابراین یه خورده اولش سخته چون ما شش ماهه چیزی ننواختیم.من خیلی دوست دارم سریع تر وارد عمل بشم .دوباره این میشه یه چیز روزانه، که میری تو و همون چیزی رو که پیدا کردی میزنی و  تلاش میکنی تا بهترین کار ممکن رو انجام بدی.

-          Metal Hammer : ما یه چیزو متوجه شدیم که با حرفای 12 ماه پیش متفاوته، وقتی ما با استیو  گفتگو کردیم گفت "ما همیشه گفتیم که فقط می خواهیم تا آلبوم 15 بیرون بدیم، اصلن برا همین تشکیل شدیم. اینجاست که به انتهای کار میرسیم." آیا  حالا همه گروه اینقدر چیزا رو یه خورده متفاوت می بینن؟

-          Adrian Smith : ببین ، ما موسیقی می سازیم ، ما موسیقیدانیم ، ما ادامه خواهیم داد. خوش بینانه ترین چیز اینه که مطمئناً  الان یه عالمه از طرفدارا  اون بیرونن و منتظرن ببینن الان ما می خوایم چیکار کنیم.از لحاظ منطق  الان توی یه وضعیت معمولی قرار نداریم تا قدردان اون وضعیت باشیم. هیچ وفت ساخت یه آلبوم آسون نبوده، شیش نفریم که هر کدوم ایده های خودمونو داریم و متمرکز کردن همه ی این ایده ها به یک نتیجه کار خیلی سختیه.

-          Metal Hammer : حتماً این همون دلیلیه که شما ها در هر آلبوم از همه ی ایده ها استفاده میکنین و هیچ چی رو نمیذارین باقی بمونه برای آلبوم بعد؟

-          Adrian Smith : من یه عالمه گروه میشناسم که یه  دمو میسازن که 30 تا اهنگ  یا یه چیزی تو همین مایه ها داره ، بعد هم  سر این که 10 تا شو  گلچین (!) کنن منحل میشن  چون هر کس یه اثری رو اونا داره و همه میخوان ایده های اونا هم  تو آلبوم باشه. برای همین ما سعی میکنیم 10 ، 12 تا آهنگ بنویسیم و بهترین ایده های هر کسو روش پیاده کنیم. زود هم می فهمیم که این چیزی که داریم میزنیم میگیره یا نه. فقط باید بهترین  کار ممکن رو کرد. احتمالش خیلی کمه که همه ی اعضا از آلبوم خوششون بیاد: همیشه مشکلی هست، اما تا وقتی که  ادامه میدیم  اتفاقای مخالف کارمون هم به وجود میاد.و ما هنوز هم یه گروه میمونیم و این چیزی که به کار گروهی معنا میده. بعضی اوقات این اختلاف نظر ها برای  آهنگ سازی مفیده . باعث میشه هر کس بهترین کارو ارائه بده.

-          Metal Hammer : با این وجود کمی سبقت گیری و کار انفرادی وجود نداره؟

-          Adrian Smith : من دارم درباره آلبوم فکر میکنم. خوب آره یه کم رقابت هست، البته که هست ، هر کس میخواد اثر خودش رو آلبوم باشه، اما این چیزه غیر عادی نیست ! این برام یه دنیا می ارزه که یکی بیاد و به من بگه " من خیلی این اهنگ رو دوست دارم " یا "این ریفه خیلی باحاله". آهنگی که ساختی رو میزنی ، هر کی که داره اونو میزنه هیجان زدست و این بهترین دلیل برای منه . البته هر کس می خواد آهنگاش تو آلبوم باشه، اسمش پشت البوم نوشته شده باشه. مثل بقیه شغل ها باعث رضایت شغلی طرف میشه، براش انگیزه ایجاد می کنه.چیزی که تو این کار انجام میشه اینه که با ایده های شل و ول نیای جلو .باید با چیزی بیای که واقعاً فکر کنی خوبن.

-          Metal Hammer : من فکر میکنم هم نسلای تو  کاملاً سر همین ایده های  "شل و ول" میتونن  Brutal باشن ...

-          Adrian Smith : حتی دیگه اهمیت هم نمیدم! آهنگ جدید نشون دادن به مردم یه راهیه که واقعاً پول دربیاری(حلال دربیاری) چون حسابی با اعصابت بازی میشه که بشینی و بگی "یه ایده ی جدیدی دارم بچه ها" یه خورده کلک میزنم من معمولاً  دمو هایی میسازم که خوب از آب درمیان و صدای خوبی میدن(خنده) . اما من تو یه دوره ای بزرگ شدم که نمی تونستی از این کارا بکنی، برای همین من از این راه میرم که میشینم زمین و مسخت میکنم و همینه که وقتی یه کاری میکنی و اون کار درست از آب درمیاد باعث شوق و اشتیاقت میشه. بیشتر مثل یه مسکن عمل میکنه

 

 

یه کوچولو هم راجع به انتخابات و اینا :

بعضی ها که حسابی رفتن تو مود روشنفکری و نیچه و افلاطون و اینا ، حوصله حرف زدن ندارن میگن آره برایه ما دیگه سیاست و اینا بی ارزش شده ... آخه سیاست کجا بود! روز روشن دارن چوب میکنن تو .... چیزت ... آستینت! تو میخوای بگی آره من به افق های بالا فکر میکنم ...من روشنفکرم .... من […]!!!........

بعضی ها هم که قبل از انتخابات میگفتن نباید رای داد و فلان و بهمان.....

بابا سی ساله داریم میگیم بیاید این دفعه تحریم کنیم اینا شیش ماه دیگه میرن!! کو ؟ تا کی ؟

حالا ایندفعه به نفع عقاید شما تموم شد .... چهار سال پیش اگه همین ها می اومدن قهر نمیکردن و رای میدادن این کثافته گه با اون اربابای کثیفش نمیتونست بیاد گه خوری کنه ....کودتا کنه!!.....

اگه الان مردم به صورت خودجوش میریزن بیرون به خاطر همون میتینگ های انتخاباتیه که برگزار شد و مردم اونجا همدیگرو پیدا کردن .... اونجا بود که همشون با تمام اختلاف نظرایی که داشتن یه هدف پیدا کردن .... به قول حجاریان مدنیت میخواستن .....

 

پیشنهاد میکنم این مقاله رو از محسن کدیور بخونین ... :

چند تا پیشنهاد دیگه هم دارم ....

1-برین یه کم از مجتبی خامنه ای اطلاعات کسب کنین!!! اگه تونستین...

2- اگه تونستین یه دونه عکس خوب از مجتبی خامنه ای پیدا کنین .... جایزه میدم ....

3- به نظر سنجی پایین یه حالی بدین ....





باز هم تو این دولت معجزات "آقا" رو هم دیدیم .... برگه ها رو تونستن بدون تا کردن بندازن تو صندوق

حداقل دست خطتون رو یکم عوض میکردین!!




 

دالی!!




+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 23:44 توسط سیاوش |


در نامه‌ رئيس ستاد انتخابات موسوي به وزير كشور مطرح شد؛

درخواست صدور مجوز برای راهپیمایی آرام حامیان موسوی در سراسر کشور

قلم - در این درخواست مسیر راهپیمایی در تهران از میدان انقلاب تا میدان آزادی تعیین شده و سخنران مراسم نیز مهندس میرحسین موسوی خواهد بود. به گزارش قلم نیوز، رئیس ستاد انتخابات مهندس موسوی طی نامه‌ای از وزیر کشور درخواست کرد مجوز لازم برای راهپیمایی آرام مردم در سراسر کشور و در اعتراض به شیوه برگزاری انتخابات در ساعت 16 روز دوشنبه مورخ 25/3/88 را صادر نماید. در این درخواست مسیر راهپیمایی در تهران از میدان انقلاب تا میدان آزادی تعیین شده و سخنران مراسم نیز مهندس میرحسین موسوی خواهد بود. مسیر راهپیمایی در سایر استان‌ها و شهرستان‌ها نیز به صورت جداگانه تعیین و اعلام خواهد شد.

http://www.mirhussein.com/

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 18:55 توسط سیاوش |


تسلیت به شما و خودم





+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 10:11 توسط سیاوش |


درود

نوروزتون و سال گاوتون مبارک!

میگن سالایی که گاوه پر برکته .... 64 .... 76 .... 88 .....

خاتمی هم که رفت!!!

از این که یه پست کامل ندادم عذر میخوام !

این عکس که این پایین داره لود میشه حدود 300 کیلو بایت حجم داره .... دایل آپ دارای عزیز (مثل خودم) منتظر واستید.

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 8:28 توسط سیاوش |


درود

در این چند روز( یا هفته) ای که نبودیم اتفاقات جالب انگیزناکی افتاد

نمیدونم کدومشو اول بگم:

اولیش یه خبره خیلی خوبی برای طرفداران میدنه ... که احتمالاً خیلی ها دربارش شنیدن

آیرن میدن قراره فیلمی به نام flight 666 به نمایش دربیاره که درباره ی استقبالیه که مردم در این آخرین تورشون ازشون کردن.مثل این که حسابی این تور ترکونده.خیلی هم طولانی بود به نظرم.... تقریباً یه سالی می شد.

خلاصه اینکه میدن دیگه آخرای تور somewhere back in time رو میگذرونه و به احتمال زیاد میشینن تا آلبوم بعدی رو بندازن بیرون.منتظریم.

 

خبر دیگه  (که البته کمی قدیمیه) در باره ی Miley Cyrus هست. ایشون یه دختر بچه 16 ، 17 سالست که  کلی اون ور آب معروفه و طرفدار داره و یه ستاره ی پاپ محسوب میشه.این ضعیفه اومده حدود یه ماه پیش تیشرت آیرن میدن پوشیده ( که کلیپ ها و عکس هاش کلی خبر ساز شده بود) ..... بعد همه اومدن مسخرش کردن گفتن برو بچه! اینا همش برای جلب توجهه ، تو رو چه به متال ضعیفه؟.(البته اینا رو هد بنگر های اون ور آب گفتن!) ... خلاصه ایشون هم اومده گفته نخیر من از بچگی طرفدار میدن و جوداس و کلاً هوی متال و راک بودم .... اونا هم گفتن : باشه.

چه انتظاری دارین؟..... وقتی تو این دوره زمونه ارزش های هنری بر اساس اندازه ی دور باسن و سینه ارزیابی می شه ، یه دختر بچه 16 ساله تازه به بلوغ رسیده هم میاد می شه ستاره ی موسیقی پاپ و هنرمند و ... و هر گهی دلش بخواد میخوره.

 

حالا اینا رو ول کنین ....مصاحبه جدید من با حاج آقا شوم پی رو که به صورت شعر از خودشون در کردن رو بخونین:

 

از حاج آقا در باره ی کنسرت و این جور چیزا صحبت کردم و گفتم کنسرت توی دبی حرومه یا حلال ایشون هم گفتن:

 

دبی را میکنند در ماهواره ی ما تبلیغ           

جزییاتی از آن نشان میدهند، ریز و دقیق

 

آنجا زن ها هستند لخت و عور

گر خواهی آنجا زندگی کردن باید شوی کور

 

پس بنابراین شما به آن کنسرت نباید بری

و یا اینکه اینجا اندکی قر بدی

 

دیگر نپرس چرا اینجا کنسرت نمیگذارید

پس اکتفا کنید به آنچه که دارید

 

از حضرت امام خمینی در نقل است

کنسرت گذاشتن که خیلی سهل است!

 

مینی بوس از اتوبوس کوچکتر است!

پس نماز جمعه نیز از کنسرت واجب تر است

 

-حاج آقا بالاخره ما نفهمیدیم چه موسیقی حلال است لطفاً دوباره بگین:

 

متال و راک و سنتی فرقی نمیکنند

همشان حرامند ، با کنسرت ترقی نمی کنند

برق کنسرت شجریان را من قطع کردم

دیشب خیلی آش خوردم، الان فتخ کردم!!

متال و راک و اینا همشان حرام است

آن موزیک که حلال است در سی دی خام است

 

-خب .... حالا به نظر شما هنرمند واقعی الان تویه موسیقی ایران چه کسیه؟

 

ساسی مانکن و حسین مخته

 

(چی بود ؟.... چه صدای مهیبی بود!)

 

لعنت به اونی که دیشب اون آش رو پخته!

 

(تازه الان بوش اومد!)

 

این ها هستند هنرمندان میهن عزیزمان ایران

رپ میخوانند مانند خرگوشان در بیشه شیران!!!!

 

باید قدر این هنرمندان را بدانیم

روز درخت کاری گل وبیشه برایشان بکاریم

 

این ها موسیقی را خیلی بلدند و میفهمند

این ها موسیقی رو خیلی میفهمند و بلدند

!

 

و از ایشان درباره ی اوضاع احوال سیاسی ایران پرس و جو کردیم ... مخصوصاً این که خاتمی رو چند تا چماق دار توی راه پیمایی 22 بهمن تهدید کردن.

 

شنیدم که خاتمی اعلام کرده

نامزدیش را و مرا اعدام کرده!

 

کشته خواهد شد هر که او را برگزیند

[...] خواهد شد هر که ا را برگزیند

 

خاتمی را من زدم در 22 بهمن چماق

تا اصلاح طلبان بمانند در خماری و بمیکند سماق!


 

...

..

.

.

.

.

.

.

.

نه ! هنوز این پست تموم نشده

به درخواست یه دوستی ،من لیستی از همه ی آهنگ هایی که باید حتماً از میدن شنید رو میذارم (البته اینا نظر خودمه)

 

 

 

:Iron Maiden

 

Remember Tomorrow : یک مستر پیس از میدن .... فوق العاده قشنگه

Transylvania: یکی از آهنگ های اینسترومنتال میدن .... از دستش ندین

Phantom Of The Opera: به قول بروس دیکنسون کسی که این آهنگ رو دوست نداشته باشه آیرن میدن رو دوست نداره

Iron Maiden: احتیاج به توضیح داره؟

 

 

 

1981-Killers

 

Killers: ریف های عجیب غریب و سولویی بینظیر با شعری فوق العده

 

 

1982-The Number Of The Beast

 

Hallowed Be The Name

Run To The Hills

 The Number Of The Beast

 

 

 

1983-Peace Of Mine

 

 Revelation

Flight Of Icarus

The Trooper

 

 

1984-Power Slave

 

2 minutes to midnight: بهترین سولوی میدن

Rime of the ancient mariner : طولانی ترین آهنگ میدن ( یه چیزی حدود یه ربع)

Power slave

 

 

 

1988-Seventh Son Of A Seventh Son

 

کلاً نمیشه این آلبوم رو گوش نکرد

 

 

 

 

1990-No Prayer For The Dying

 

No prayer for the dying

 

 

 

 

1992-Fear Of The Dark

 

Fear Of The Dark: فکر میدن رو تویه ایران با این آهنگ بشناسن

 Wasting Love

 

 

 

 

1986- Somewhere In Time

 

Caught Somewhere In Time

Deja-Vu

 

این آلبوم هم جزو بهترین هاست از دستش ندین

 

 

 

1995-The X Factor

 

Sign of the cross

 

 

 

 

 

1998-Virtual 11

 

When Two Worlds Collide

 

 

 

1999-Brave New World

 

 

Brave New World

Blood Brothers

Dream Of Mirrors: هر کس اینو گوش نکنه خره!

The Nomad

 

 

 

2003-dance of death

 

 rainmaker

Paschendale

journeyman

dance of death

 

 

 

 

2006-a matter of life and death

 

Different World

These Colours Don't Run

 For The Greater Good Of God

The Legacy

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:38 توسط سیاوش |


درود

به خاطر پیشنهاد دوست خوبمون امیر واگنر این پست رو به مخالفت با جنگی که الان داره در غزه اتفاق میفته گذاشتم.

....


چند روز پیش روزنامه ی گارگزاران رو به خاطر اینکه گفته بود حماس میره تو بیمارستانا قایم می شه و باعث می شه اسراییل به اونجا حمله کنه، بستن.

خامنه ای اعلام کرده هیچ کس حق نداره بره غزه برای کمک.

و .... 



اینها سیاست های بوداریه که باید روش کمی فکر کرد..... این هم باید دونست که حماس لعنتی مال ایرانه ...

و این هم دونست که هر چی جنگ و بدبختیه از گور این دین های لعنتی بلند می شه...


با اینکه حالم از تمام عرب ها بهم میخوره اما با جنگ مخالفم ، شاید  روزهای اول این جنگ این اعتقادو نداشتم .... اما وقتی عکس بچه هایی رو که تیکه پاره شده بودن رو دیدم نظرم کاملاً عوض شد

 شعر "محض رضای خدا" از آیرن میدن که موضوع اصلی آن دین ستیزی و مخالفت با جنگه رو  این پایین می بینین که زیاد با این جنگ بی ارتباط نیست.

 



آیا تو طرفدار آرامش هستی
یا طرفدار جنگ در راه خدا(جهاد)؟
یا اینکه  حرفای چند طرفو قبول داری
اما نمی دونی کدوم طرف درسته
احساس سرزندگی میکنی
اما حس میکنی این سرزندگی با درد و رنج پر شده
دیگه بیشتر از این نمیدونی
که چطور نفس بکشی تا زنده بمونی

زندگی که فقط باید توش نفس کشید،
خراب کرد یا دفاع کرد،
ذهنی که  دارای انحرافه،
نیت خوب یا بد،
گرگی  در لباس بره،
یا یک قدیس یا یک  گناهکار،
یا کسی که  معتفد خواهد شد
به برنده ی جنگ در راه خدا(جهاد).

آنها تیرهای زیادی شلیک میکنن
صدای قطع شدن و تکه تکه شدن میاد
حتماً اونها برای کارشون دلیلی هم دارند
ولی فقط خداست که اون دلیل رو میدونه
و وقتی که اون در بهشت دراز کشیده
یا شاید هم در جهنم
با این حال احساس میکنم کسی همین دور و وراست
یا اینکه از بالا نگاه میکنه
ولی باز هم نمیدونم،نمیدونم

خواهش میکنم بگو این چه جور زندگییه
خواهش میکنم بگو این چه جورعشقیه
خواهش میکنم بگو این چه جور جنگیه
دوباره به من بگو این چه زندگییه

درد و بدبختی بیشتر، در تاریخ بشر وجود داره
بعضی مواقع شبیه به این میشه که یه کورعصا کش کوره دیگست
این باعث جنگ و مرگ و خشکسالی میشه
و تو میدانی دین ها پاسخ های بسیاری برای این طور سوال ها دارند:

خواهش میکنم بگو این چه جور زندگییه
خواهش میکنم بگو این چه جورعشقیه
خواهش میکنم بگو این چه جور جنگیه
دوباره به من بگو این چه زندگییه

و وقتی که اون ها در جستجوی جسدها، روی خاک و شن میگردند
میفهمند که آون جسدها خاکستر و در این جهان پراکنده شدن
و به نظر میرسه که روح آن ها در باد صفیر میکشه
در حالی که آنها صدای گلوله هاییست که صفیر کشان آغاز یک جنگ دیگر رو خبر میدن

و همه این بدبختی ها برای اینه که تو فکر میکنی که ما میفهمیم و عاقل میشیم
ولی هنوز تعداد جسدها شمرده نشده که دوباره شهر در آتش جنگ میسوزه
یه جایی یک کسی وجود داره که در کشوری غریب داره میمیره
در حین این که کل جهان هستی بخاطر حماقت انسان زار میزنه
به من بگو چرا ؟ بگو چرا؟

خواهش میکنم بگو این چه جور زندگییه
خواهش میکنم بگو این چه جورعشقیه
خواهش میکنم بگو این چه جور جنگیه
دوباره به من بگو این چه زندگییه

محض رضای خدا

اون جونشو برای ما داد و به صلیب کشیده شد
برای کسانی مرد که که هیچ وقت برای از دست رفتنش گریه نکردند
و ما نباید دوباره اون رو به صلیب درد و ناراحتی بکشانیم
بمن بگو چرا ؟بگو چرا؟

For The Greater Good Of God

[Harris]

Are you a man of peace
Or man of holy war
Too many sides to you
Don't know which any more
So many full of life
But also filled with pain
Don't know just how many
Will live to breathe again

A life that's made to breath
Destruction or defense
A mind that's vain corruption
Bad or good intent
A wolf in a sheep's clothing
Or saintly or sinner
Or someone that would believe
A holy war winner

They fire off many shots
And many parting blows
Their actions beyond a reasoning
Only god would know
And as he lies in heaven
Or it could be in hell
I feel he's somewhere here
Or looking from below
But I don't know, I don't know

Please tell me now what life is
Please tell me now what love is
Well tell me now what war is
Again tell me what life is

More pain and misery in the history of mankind
Sometimes it seems more like the blind leading the blind
It brings upon us more of famine death and war
You know religion has a lot to answer for

Please tell me now what life is
Please tell me now what love is
Well tell me now what war is
Again tell me what life is

And as they search to find the bodies in the sand
They find it's ashes that are scattered across the land
And as their spirits seem to whistle on the wind
A shot is fired somewhere another war begins

And all because of it you'd think that we would learn
But still the body count the city fires burn
Somewhere there's someone dying in a foreign land
Meanwhile the world is crying stupidity of man
Tell me why, tell me why

Please tell me now what life is
Please tell me now what love is
Well tell me now what war is
Again tell me what life is

Please tell me now what life is
Please tell me now what love is
Well tell me now what war is
Again tell me what life is

For the greater good of God [x8]

Please tell me now what life is
Please tell me now what love is
Well tell me now what war is
Again tell me what life is

For the greater good of God [x8]

He gave his life for us he fell upon the cross
To die for all of those who never mourn his loss
It wasn't meant for us to fell the pain again
Tell me why, tell me why

خواهشاً بقیه دوستان هم در حد توانشون درباره این موضوع یه پستی کار کنن


 

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 22:49 توسط سیاوش


درود
اول از همه میخواستم از فاصله زیادی که بین پست هام ایجاد شده عذر خواهی کنم.
 این بار به سراغ یکی از شاهکارترین آهنگ های میدن رفتم ، یکی از سروده های بی نظیر بروس دیکنسون و یکی از ساخته های کلاسیک میدن از آلبوم Piece of Mind.این آهنگ معمولاً درکنسرت ها اجرا می شود.همچنین قسمت ریتم گیتار آکوستیک این آهنگ ابتدا توسط بروس دیکنسون نواخته می شد اما بعداً با آمدن جنیک گرز به گروه او این کار را به عهده گرفت.

"O God of Earth and Altar,
Bow down and hear our cry,
Our earthly rulers falter,
Our people drift and die,
The walls of gold entomb us,
The swords of scorn divide,
Take not thy thunder from us,
But take away our pride."
(G.K. Chesterton: English Hymnal)

Just a babe in a black abyss,
No reason for a place like this,
The walls are cold and souls cry out in pain,
An easy way for the blind to go,
A clever path for the fools who know
The secret of the Hanged Man - the smile of his lips.

The light of the Blind - you'll see,
The venom that tears my spine,
The Eyes of the Nile are opening - you'll see.

She came to me with a serpent's kiss,
As the Eye of the Sun rose on her lips,
Moonlight catches silver tears I cry,
So we lay in a black embrace,
And the Seed is sown in a holy place
And I watched, and I waited for the Dawn.

The light of the Blind - you'll see,
The venom that tears my spine,
The Eyes of the Nile are opening - you'll see.

Bind all of us together,
Ablaze with Hope and Free,
No storm or heavy weather
Will rock the boat you'll see.
The time has come to close your eyes
And still the wind and rain,
For the one who will be King
Is the Watcher in the Ring.
It is You.
"آه ای خدای زمین و قربانگاه ،
خم شو و فریاد ما را گوش کن،
که فرمانروایان زمینی ما  دچار تردیدند،
مردم ما رانده می شوند و می میرند،
دیوار های طلا ما را در خاک کرده اند،
شمشیر های زخم زبان، پخش می شوند،
ما را از دست این عذاب رها نکن،
اما غرورمان را از ما بگیر."

تنها، کودکی در عمق تاریکی ،
هیچ دلیلی برای بودن او در این مکان نیست،
دیوارها سردند و جان ها از درد فریاد میزنند،
راهی است آسوده برای نابینا تا رهسپار شود،
و گذرگاهی پر خطر برای نادانانی که می دانند
راز مرد آویزان شده – لبخند روی لب هایش.

روشنایی نور نابینا  را– خواهی دید،
زهری که کمر مرا می درد
چشمان نیل در حال باز شدنند – خواهی دید.

او با بوسه ی مار به پیش من آمد،
طوری که چشم خورشید بر لب هایش درخشید،
نور ماه اشک های نقره ای را که میگریم برای خود بر می دارد،
سپس همدیگر در آغوشی تیره سفت گرفتیم،
و بذر در مکانی مقدس پخش شده است
و نگهبانی کردم ، و منتظر سپیده دم شدم.

روشنایی نور نابینا  را– خواهی دید،
زهری که کمر مرا می درد
چشمان نیل در حال باز شدنند – خواهی دید.

 همه ما را به هم  پیوند بده
برافروخته با آتش امید و آزدی،
هیچ بادی و هیچ طوفانی
نمی تواند قایقی  که خواهی دید را بلرزاند،
هنگام آن رسیده که چشمانت را ببندی (منتظر باشی)
در حالی که هنوز باد و باران است،
برای آن کسی که پادشاه خواهد شد
و نگهبانی است که در حلقه ی تو قرار دارد
              آن تویی



     این شعر از نوشته های Aleister Crowley  اقتباس شده( همینطور  در آهنگ Moonchild ). او به عنوان یک فیلسوف ملحد (خدا را قبول نداشت) عقیده داشت که با  تمرکز، تنها بر روی تمام انرژی که در ذهن انسان قرار دارد، انسان می تواند بر تمام چیز ها تاثیر بگذارد و .... .او ادیان را نیرنگ باز، بی فایده می دانست و عقیده داشت دین تنبلی و بی اثری را ترویج میکند.بنابر این طبق عقاید Crowley، انسان باید باید به درستی با فطرت خود مبارزه کند تا بتواند از ذهنش و قدرت درون آن کمال بهره را ببرد، و به این وسیله خوشبختی واقعی و عالی را تجربه کند.

بروس دیکنسون "الهامات" را از روی همین فرضیه نوشت. علاوه بر معانی وابسته به کتاب مقدس ، اصولی وجود دارد که انسان میتواند با آن خود را برای خود نمایان کند.این معنا نوعی دوگانگی دارد زیرا هم می توان نگرشی مسیحی به آن داشت، هم چیزی که دین می خواهد آن را پنهان کند.

قسمت اول این شعر قسمت گلچین شده  سروده ای انگلیسی است از G. K. Chesterton (1874–1936) ، که بروس آن را در دوران مدرسه یاد گرفت.آهنگ، خود به سه بخش تقسیم می شود.و بروس این قسمت را به این خاطر آورد زیرا فکر میکرد نوعی الهام در آن وجود دارد.

دوقسمت بعدی مربوط است به فلسفه ی هندو. " تنها، کودکی در عمق تاریکی " اشاره دارد به Aleister Crowley  ، و واژه ی کودک یعنی انسان و منظور جمله "عمق تاریکی" جهانی ناامید است." هیچ دلیلی برای بودن در این مکان نیست" می گوید که وجود انسان در این جهان، پوج و بی منطق است- اگر امیدی وجود نداشته باشد.


سپس به این بخش می رسیم : "راز مرد آویزان شده – لبخند روی لب هایش ".در باور های اکثر هندو ها مرد آویزان شده نشانه خوش شانسی است. به همین دلیل است که شعر میگوید "لبخند روی لب هایش" : این رازی است که او دارد.


در قسمت سوم مهم ترین بخش این جمله است:" زهری که کمر مرا می درد". در یوگا ماری به اسم Kundalini  وجود دارد، که فرض می کنند در قسمت پایینی ستون فقرات هر انسانی زندگی می کند.هنگام شور و شوق (یا شاید وصال) زیاد در هنگام عبادت و تفکر، وجودی روحانی به وجود می اید به نام : "Samadhi"که نمادی است از پیوستگی برتر با خدا. و در این هنگام است که Kundalini   آزاد می شود و از ستون فقرات به بالا می خزد و به مغز - جایی که زهز خود را میریزد -  می رود. پیوستگی بین زهر و جوهر مغز و سپس پیوستگی بین خداوند.

جمله بعدی : "چشمان نیل در حال باز شدنند" پس از جمله ی پیشین خود بر این دلالت دارد که جهان احتمالات و نادانستنی ها به همان سرعت که زهر، به تنهایی راه خود را باز میکند در حال باز شدن است.

با این که کتاب مقدس  می گوید "مار" می تواند به شکل ابلیس درآید،در فلسفه هندو این مار با خلقت و شادی و برکت همراه است. مار همچنین در این جا سیمایی سازنده و مثبت دارد.

"بوسه ی مار" همچنین موضوع اصلی بسیاری از بحث های فلسفی Crowley بوده. سپس " چشم خورشید " اشاره شده است،از آن جا که خورشید نماد خلقت است پس می توان گفت این واژه به نمایندگی قسمت مردانه ی زندگی آمده است.قسمت زنانه ی آن کمی جلوتر و در " نور ماه" اشاره شده.ماه نماد زن است.و جمله ی کامل آن : "نور ماه، اشک های نقره ای را که میگریم برای خود بر می دارد" این نگرش را کامل می کند: همانطور که نقره ای رنگی است از خورشید.همچنین ما می یابیم که هم مرد و هم زن وجود دارند و نمی توان آن دو را از هم جدا ساخت.

در کل فلسفه ی این شعر بیان می کند که جهان همزاد دارد. یعنی از هر چیزی چیز دیگری در مخالفش وجود دارد.یعنی اینکه دوگانگی (در فلسفه ی مانی) همانند دین مسیحی وجود ندارد که در آن نیک و بد  از هم جدایند و بد  بایستی از بین برود.اما تنها ارزش ها ی مسیحیت اینگونه یکپارچه است ، درحقیقت تمام فیلسوفان بزرگ و فلسفه های دیگر نگرش های خود را بر پایه ی این همزادی قرار داده اند، مانند یینگ  و یانگ در چین، یا Kaballah در عقاید یهودی. بروس تمام این فلسفه ها را با تمام و کمال و همه ی هشداری که با خود دارند به دلیل پیچدگی آنها آورده.

منابع:

وب سایت MaidenFans    

وب سایت Wikipedia

---------------------------------------------------------------

راستی قرعه کشی که قولشو داده بودم به علت نبود امکانات انجام نشد !!  (:

پست بعدی هم این آهنگه : Brave new World  که توسط دوست خوبم Cutlas نوشته شده.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 8:32 توسط سیاوش |


درود
مدتی پیش به نظرم اومد که وبلاگ کمی کم تنوع و ... ... چیز ...... همون کم تنوع ! شده ! بنابراین برآن شدم که تا کمی وبلاگ را از این وضع خارج کنم برای همین هم یک مصاحبه ی فوق العاده رو ترتیب دادم تا برین حالشو ببرین....حالا حدس بزنین با کی مصاحبه کردم؟... استیو هریس؟ برو بابا !!! اونو ول کن!! ....رفتم با یه آخونده مصاحبه کردم به اسم "حاج آقا سید حسین شوم پی زاده"(لازم به ذکره که شوم پی یه جایی تو اردبیله!!!
و این هم مصاحبه من و دوستم با این حاج آقا:

"حاج آقا رو یکی از دوستان بهمون معرفی کرد(حدود یه ماه قبل) اول میخواستیم که مصاحبه تلفنی باشه ولی حاج آقا شرط گذاشت که فقط رودرو مصاحبه میکنه و خلاصه ما هم با کله رفتیم سراغش!!
خونه ی حاجی یه جایی نزدیکای زعفرانیه بود .... یه باغ بزرگ که خیلی منو یاد باغ مظفر مهران مدیری انداخت!!.... جالبیش اینجا بود که تویه حیاط حاجی 3 تا سگ بسته شده بود.
خلاصه این که خادم حاجی مارو آوورد تو. راستی این رو هم بگم که ما قبلاً پای تلفن حاجی رو سر کار گذاشته بودیم که ما برای وبلاگ "صحیفه ی سجادیه" ! مینویسم(این اسم رو از خودمون درآوردیم) حاجی هم که نمیدونست وبلاگ چیه ، بنده خدا باور کرد!فکر میکرد ما روزنامه نگاریم! ما هم تیریپ بسیجی زده و چفیه بسته بودیم تا کسی بهمون شک نکنه!
رفتیم تویه خونه.... حالا هر چی بیرون خونه با شکوه قشنگ بود توی خونه زشت و نکبت بود .... خونشون اصلاً مبل و صندلی نداشت و روی زمین باید مینشستیم ، خادم حاجی مارو برد به پذیرایی، جایی که حاج آقا اون جا لم داده بود، انگار رفته بودیم به عمق تاریخ !! یه دونه مبل نبود تو خونشون!!  نور سالن هم شده بود مثل نور پردازی  سریال های سیروس مقدم!! خلاصه بعد از احوال پرسی نشستیم و بند و بساط مصاحبه رو آماده و مصاحبه رو شروع کردیم:

- حاج آقا! ما موضوع اصلی مصاحبه مون درباره ی مضرات این موسیقی های جدیدیه که بین جوون ها باب شده  و فرقه های مختلف کفر آمیز وابسته به اونه ..... سوال اولمون اینه که به نظر شما واسلام موسیقی حلال چیه؟
- بسم الله رحیم و به نستعین و ....(این قسمت رو کلاً عربی حرف زد)ایشالله حال خواندده هاتون خوب باشه .... ایسلام(راستی یادم رفت که بگم حاجی ترک بود!) وقتی آمد ، ایرانی ها تویه بدبختی و جاهلیت بودن و ایسلام امد اینها رو نجات داد و ایرانیها رو با هنر آشنا کرد ، بعد میان میگن که ایسلام با هنر مخالفت(!) بود ..... نه برادر من ایسلام اگی(اگه) نبود الان ما هم نبودیم!. وحالا میریم سر اصل مطلب که موسیقی حلال چیه؟ ببینین.... موسیقی که آدامه (آدم رو ) از حال خودش بیخود کنه حرامه و هر چی آدامه از خودش بیخودش نکنه حلاله و موسیقیه غیر مبتذلیه!

- پس حاج آقا یعنی مثلاً موسیقی دراویش و صوفی ها و یا موسیقی کلاسیک که آدم رو به یه حال هوای دیگه میبره حرامه؟
- بله !! درویش ها کافرند و باید کشته شوند! و کلاسیک هم فقط باید مدت خیلی کوتاهی گوش شود تا اثر بد نداشته باشه!! در غیر این صورت حرام است و همچنین هر اهنگی کی( که) آدامه (آدام رو) شاد بوکونه (بکنه!) حرام است..... اصلاً هر چیزی که آدامه شاد کنه حرامه! و باید نابود شود.

- پس یعنی آقای احمدی نژاد هم که ملت ایران رو  شاد و خوشحال میکنه هم حرامه؟
-  نه اون حروم زادهست(نه .... حاجی از خودمونه!)

-  نظرتون راجع به این فرقه های جدید شیطان پرستی و راک و متال چیه؟
- این ها همه شیطانی اند و باید کشته شوند ! و اینها رو امریکا و اسراییل آوردن، این ها از اینها پول میگیرن تا جوانان حق پرست و راست کردار ما رو حواسشون رو پرت کنن تا ایسلام رو نابود بشن و و انقلاب و ایسلام خراب بشن!این گروه های متالیکا همه اشعار شیطانی میکن و پشگل و مدفوع خود را میخورند و خیلی کثافتن! .... و همشان باید کشته شوند! اینها هیچی از موسیقی نمیفهمن!!!!!!

( در این لحظه زن حاجی برامون چای و خرما می آره!!)

-.... کجا بودیم؟

-  اینها هیچی از موسیقی نمیفهمن!!!!!!
- بله، این ها موسیقی مبذل تولید میکنند و باید کشته شوند ، متالیکا ها رو اسراییل آورد تا جوان ها را لخت کند و  به اینها بد حجابی یاد بدهد!....الان برو به خیابان ، همه ی این متالیکا هایی ها (!) و رپ تویه خیابانن، دختر و پسر و همه لخت عورن و دارن راه میرن ،این ها همه شیطانند و باید کشته شوند چون اینها حواس مومنین رو پرت میکنن.

- حاج آقا نظرتو راجع به آلات موسیق چیه ؟ آیا این درسته که صدا سیما آلات موسیقی رو نشون نمیدن؟
- بله درسته ، ساز در ایسلام حرامه، از حضرت ایمام ریضا علیه سلام نقل است که ایشان گفته اند هر کس در این دنیا ساز بزند آن ساز در جهنم به بدن و جاهی حساس او چسبیده میشود!

- مثلا جاهای حساس کجا ها میشود؟
- مثلاً گوش و قلب!

- پس مثلاً کسی که پیانو میزنه زیر پیانوی خود له میشود!!؟؟؟
- بله ، اتفاقاً من یکی را میشناختم که این حدود 7 یا 8 ساز مختلف میزد .... هی به او میگفتم نکن این کارو ولی او گوش نکرد و الان در جهنم اینها بهش چسبیده ..... دیشب آمده بود به خوابم که دیدم اینطوری شده!!  

- حاج آقا نظرتون راجع به نقاشی و هنر مجسمه سازی چیه و آیا حرومه یا نه؟
- نگاشی ( نقاشی) اگر درباره ی اهل بیت و اینگیلاب ( انقلاب ) اسلامی باشد ایشکال نداره ولی اگه درباره ی زن و لختی پختی باشد حرام است و نگاش باید کشته شود!!

(در این لحظه زن دیگر حاجی میاد و چایی های مارو در حالیکه آنها رو نخورده ایم میبره!!!)

- حاج آقا نظرتون راجع به دور بعد انتخابات چیه و به نظر شما آیا این اصلاح طلب های ضد انقلاب ضد اسلام کافر میتونن دوباره با دوز و کلک رای بیارن؟
-بعله ممکنه ، این آقای خاتمی ضد ایسلام باید کشته شود!!، ایشان ابتذال را به جامعه تزریق نمودند و جامعه را نابود نمودند!!....
ولی ان شا الله من خودم میخوام کاندید شوم و اگر خدا بخواد ما پوزه ی این اصلاح را به خاک میمالیم! و انها کشته می شوند!

- حاج آقا نظرتون راجع به تاریخ دروغین و ساخته ی یهودی ها چیه؟
- این ها همش دروغ های اسراییل ها و امریکایی هاست تا وحدت مسلمین را بگیرند!!اینها آن کوروش خون خوار را را اختراع کردند و با آن میخواهند بگویند که ایسلام بد است ، و ایسلام کوروش را نابود کرد! ، ولی کوروش باید کشته شود!

- پس حاج آقا آیت الله طباطبایی که ذوالقرنین رو کوروش دونسته چی ؟
کی گفته؟ اصلاً طباطبایی باید کشته مشید که مرد!! او هم چشم آبی بود و از قماش آمریکایی ها بود!و اجدادش آمریکایی و یهودی شیطان پرستند و برای تخریب ایسلام آمده بود باید کشته میشد که مرد!!!

- حاج آقا به نظر شما ایران باید به اسراییل حمله کند؟
-  بله!، اسراییل را باید حمله کرد و کشت و باید یهودی ها کشته شوند

- حاج آقا دیگر سوال نداریم .... ممنون که برای ما وقت گذاشتین

(این دفعه حاج آقا خودش تا دم در مارو همراهی میکنه!)
( در این لحظه ما تمام واقعیت را برای حاج آقا تعریف میکنیم!!)

- راستی حاج آقا ما خالی بسته بودیم ، فقط اومده بودیم که سر کارت بذاریم بدبخت بیچاره ی حرو زاده ی […][…][…][…] ....!!!!!

(در این لحظه حاجی میره قلاده ی سگ هارو باز میکنه و میندازه به جون ما و ما هم سریع در حال فرار کردنیم و حاج آقا هم پشت سر ما میدوئه و هی میگه: شما ها باید کشته شوید!!!!!)

پایان.
در ضمن این عکس پایینی یکی از عکس های حاج آقاست که ما از خونه ی حاجی دزدکی کش رفتیم و برایتان آوردیم!!!

راستی هر کس که بتونه حدس بزنه که این مصاحبه واقعی بود یا خیالی و در قسمت نظرات این رو اعلام کنه ما اون رو در قرعه کشی شرکت میدیم.... به خدا شرکت میدیم، فقط ممکنه بهش جایزه ندیم.!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 17:57 توسط سیاوش |


درود
ترجمه آهنگ بیابان گرد ...بی حرف ... بی بحث ... بی خیار شور!
در ضمن ... Nomad کوچ گر ، صحرا نشین ، بیابانگرد و.... ترجمه می شود ، اما من بیابانگرد را پسندیدم .در کل به کسی گفته می شود که از انسان ها کناره گیری میکند.Nomad در غرب نماد انسانی معتکف و گوشه نشین است که در خلوت خود به سیر و سلوک عرفانی می پردازد در عین حال، قدرت ماورایی و فوق بشری زیادی نیز دارد و عوام از او ذهنیت بدی دارند.

Song: Nomad
Album: Brave New World
Year:1999
Composed By: Murray, Harris


Like a mirage riding on the desert sand
Like a vision floating with the desert winds
Know the secret of the ancient desert lands
Your are the keeper of the mystery in your hands

Nomad, rider of the ancient east
Nomad, rider that men know the least
Nomad, where you come from no one knows
Nomad, where you go to no one tells

Undercover of the veil of your disguise
The men that fear you are the ones that you despise
No one's certain what you future will behold
You're a legend you own story will be told

Nomad, rider of the ancient east
Nomad, rider that men know the least
Nomad, where you come from no one knows
Nomad, where you go to no one tells

No one dares to even look or glance your way
Your reputation goes before you they all say
Like a spirit that can disappear at will
Many claim of things but no one's seen you kill

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man's ever understood your genius

Those who see you in horizon desert sun
Those who fear your reputation hide or run
You send before you a mystique that's all your own
Your silhouette is like a statue carved in stone

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man ever understood your genius

Legend has it that you speak an ancient tongue
But no one's spoke to you and lived to tell the tale
Some may say that you have killed a hundred men
Others say that you have died and live again

Nomad, you're the rider so mysterious
Nomad, you're the spirit that men fear in us
Nomad, you're the rider of the desert sands
No man ever understood your genius

مانند سرابی که بر شن ها سفر میکند
مانند رویای که بر طوفان صحرایی شناور است
راز ترک های کهنه بیابان را می دانی
تو نگهبان رازی هستی که در دستانت قرار دارد

بیابان گرد، سواره ا ی  از خاور باستان
بیابان گرد، سواره ای که مردم درباره ی او چیزی نمی دانند
بیابان گرد، از کجا امده ای ؟ کسی نمی داند.
بیابان گرد، به کجا می روی ؟ هیچ کس پاسخ نمی دهد

در زیر نقاب پوشش تو رازیست
انسان هایی که از تو می ترسند همان کسانی اند که  تو از آنها نفرت داری
هیچ کس مطمئن نیست که آینده را چطور می بینی
 تو یک افسانه ای ، تو قهرمان داستانی هستی که گفته خواهد شد

هیچ کس یاری آن نیست که نگاه یا حتی نیم نگاهی به راه تو بیندازد
آوازه ی تو از آنچه که دیگران میگویند نیز بیشتر است
مانند یک روح میتوانی خودت را ناپدید کنی
خیلی ها از تو خسارت خواسته اند اما هیچ کس تو را ندیده که کمر به قتل کسی بسته باشی
 
بیابان گرد، سواره ای بسیار اسرار آمیز
بیابان گرد، تو آن روحی هستی که مردم با آن ما را می ترسانند
بیابان گرد، سواره ی شن های بیابان
هیچ کس توانایی های تو را درک نکرد

آن ها که تو را روی خط افق خورشید بیابان می بینند
آن ها که از ترس آوازه ی تو پنهان میشوند یا فرار میکنند
تو جذبه ی عرفانی داری که از آن خودت است
نیم رخ سایه افتاده تو مانند مجسمه ی تراشیده شده ای  بر روی سنگ است

افسانه ها میگویند که تو به زبانی باستانی سخن میگویی
اما هیچ کس با  تو سخن نگفته  یا آنقدر زنده نمانده که ماجرا را بگوید
چندی می گویند که تو هزاران نفر را کشته ای
دیگران  میگویند که مرده بودی و بار دیگر زنده شده ای

بیابان گرد، سواره ای بسیار اسرار آمیز
بیابان گرد، تو آن روحی هستی که مردم با آن ما را می ترسانند
بیابان گرد، سواره ی شن های بیابان
هیچ کس نبوغ تو را درک نکرد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:40 توسط سیاوش |


هوی متال اسلام : راک، مقاومت و کشمکش بر سر روح اسلام

 

درود

میخواستم تا مدتی وبلاگ را آپ نکنم اما مطلبی فوق العاده ای در وب سایت رسمی آیرن میدن خواندم که نتوانستم در برابر آپیدن وبلاگ مقاومت کنم.

همانطور که از نام پست دستیگرتان شد این مقاله فوق العاده برای ما ایرانی ها جذابیت خاصی دارد چرا که به هر حال ما خواه یا نا خواه در کشوری اسلامی زندگی میکنیم ،حالا هر چه قدر می خواهید بگویید ما جزو جنبش بازگشت به اصل خویش هستیم یا ما شیطان پرستیم یا ما کافر هستیم، به هر ضرب و زوری هست در تمام دنیا ما را با اسلام میشناسند و انتشار این کتاب مبتواند افکار عمومی غربی ها را نسبت به ایرانی ها کمی تغییر دهد ...خب ، دیگر خیلی ضر زدم این شما و این هم مطلب فوق العاده مدیر گروه آیرن میدن درباره ی این کتاب که بدون هیچ کم و کسری آن را به صورت جلدی ترجمه کردم ...برین حالش را ببرید!

 

"مایلیم تا شما را از وجود کتاب فوق العاده ای آگاه سازیم، " هوی متال اسلام : راک، مقاومت و کشمکش بر سر روح اسلام" که اخیراً توسط Mark LeVine منتشر شده.این کتاب جزییات دقیقی ، از آنچه که در حیطه ی متال در جهان اسلام اتفاق می افتد را توصیف میکند، سابقه متال را در آنجا به ما میدهد و سختی های موجود را تصویر میکند ، ابراز وجود طرفداران متال و گروها در آنجا اغلب خیلی برایشان خطرناک است. و این خطر است، که برای آنها معنی میدهد.اگر علاقه مندید که بدانید جذابیتهای متال و معانی فرهنگی آن در نظر طرفدارانی از نواحی غیر منتظره ی این کره خاکی چگونه نمود پیدا می کند پیشناهد میکنم این کتاب را یک نگاه بیندازید.

 

ما در ابتدا، هنگامی از جوانه زدن این نهال نو پای تحت فشار آگاه شدیم که میدن فستیوال راک صحرایی 2007 را در دبی برگذار کرد. در شب اجرای برنامه این اولین بار نبود که ما 15000 نفر متالر و طرفدار میدن را دیدیم ،اما این بار طرفداران متال غربی نبودند که در آنجا حضور داشتند،این بار عده ی زیادی شنونده ی عرب حضور داشتند که از سرتاسر خاور میانه و مکان ها ی دورتر جمع شده بودند. از جمله امارات متحده ی عربی و از جمله ایران، عراق،مصر، عمان، فلسطین، ترکیه، عربستان، لبنان، کویت، هند، ارمنستان، مالدیو، و همچنین به همراه عده ای از کانادا، ژاپن، آمریکای جنوبی، آفریقای جنوبی، آمریکا، انگلیس،سوئد،فنلاند، هلند و احتمالاً چند کشور دیگر .... فوق العادست!!!! دیگی جوشان، مخلوط از ملل مختلف!بازتاب های آن زیاد بود و واقعاً احساس میشد که کنسرت برای آنها که از فاصله ی بسیار دوری آمده اند و آنها که تا بحال شانس دیدن میدن را نداشته اند بسیار ارزشمند است.به هر حال هر چه قدر در این موضوع تفکر کریدم بلافاصله نفهمیدیم که این رویداد برای طرفداران متال آن ناحیه چقدر مهم بوده است، تا اینکه یک سال گذشت و ما با Mark LeVine و کتاب اخیراً انتشار یافته ی او آشنا شدیم و کم کم اهمیت و گستردگی آنچه که با متال در این کشورها اتفاق می افتد را یافتیم.مارک موسیقی دان ،نویسنده ، و پرفسور تاریخ خاور میانه در uc Irvine  است ،ما با او همین چند هفته پیش در نمایش مان در Irvine Meadows آشنا شدیم ، در کالیفرنیا 30 و 31 می امسال.او در باره ی خود و کتابش با ما سخن گفت و از ما درخواست کرد که برای جمع آوری سند و مدرک برای کتابش با من و بروس مصاحبه ای داشته باشد.تحت تاثیر اعتبار و حرف های او قرار گرفته بودیم، و ما هم با کله قبول کردیم و قرار شد قبل از اجرا ی برنامه در 31 می یک دیدار داشته باشیم.ما یک عالم صحبت کردیم و او برای ما درباره ی رشد و مهم شدن متال برای عده ای از مردم در کشورهای اسلامی صحبت کرد.با این توضیح بلافاصله برای ما روشن شد که در این دوره ی سو تفاهمات بین غرب و شرق ،این امر چقدر میتواند تاثیر گذار و کمک کننده باشد و هر ارتباط بینابینی میتواند تفاهم و ارتباط دوطرفه ای را ایجاد کند.متال بسیار اجتماعی است و میتواند پایه ارتباط بین مردم را میسر سازد. همچنین برای ما خیلی دردناک بود که از کتاب مارک و خود او فهمیدیم که طرفداران و موسیقی دان های این کشور ها چه مشکلاتی را در برابر گوش کردن و نواختن موسیقی دلخواهشان تحمل میکنند.بگذارید به جای این که آنچه که درحیطه ی متال در این کشورها اتفاق می افتد را من توضیح دهم ، آن را از زبان خود مارک بشنویم.

 

آفرینش جامعه ی متال در خاور میانه

نوشته شده توسط مارک لوین

 

"بالاخره ، یک جامعه واقعی متال"  

 

یک روز گرم ماه مارس بود،و من و دوستم مارز، یک از پیشگامان نوازندگی گیتار متال در مصر، در صحرا وقتمان را میگذراندیم و از ما برای "متال جهانی" مصاحبه میکردند ، قسمت آخر مستند "متال: سیاحت یک هدبنگر" که توسط کارگردان کانادایی، سم دان، تهیه شده بود.ما بهم نگاهی انداختیم ،وقتی که مارز داشت وارد محوطه فستیوال راک صحرایی دوبی میشد،جایی که در بین متالر های خاور میانه به عنوان قبله ی متالر ها شناخته می شود.مارز جمعیتی را که به 20000 نفر میرسیدنند را بررسی کرد،بیشتر آنها پسر های عرب بودند،عده ای هم دختر که در چیزی بین پوشش متال بودند که آن ها را با نام محجبه میشناسند--- شال هایی که روی آنها آیرن میدن بود و تی شرت های متال با شلوار های جین.مارز هیچ کدام از این ها  را نمیتوانست باور کند!

 

اگر چه با آن جریان کنار آمدیم ، اما مارز هنوز متحیر بود ،و شگفت زده و همراه با پوزخند به پسری نگاه میکرد که ناگهان وارد بزرگترین آب نبات فروشی دنیا شده بود. وقتی داشتیم اطراف صحنه نمایش غول پیکر قدم میزدیم اعتراف کرد که: " من هیچ وقت فکر نمیکردم همچنین چیزی را توی خاور میانه ببینم!!"، این را وقتی گفت که ما و یک گروه آتالانتی به نام Mastodon همگی داشتیم از موتور خانه ی صحنه ،اجرای گروه دث متال سوئدی IN Flames را تماشا میکردیم.

 

پیش از این در این 3 سال، فستیوال راک صحرایی گروه های برجسته ی زیادی مثل:، ncubus, Prodigy, Robert Plant و در بزرگترین لحظه ی تاریخ خود، آیرن میدن را به خود دیده است.من از سال 1980 طرفدار میدن بوده ام ، اما به این هم اشاره کنم که من به عنوان یک گیتاریست ،همیشه بیشتر به موسیقی میدن توجه میکنم تا شعر ها و تصویر هایی که میدن را معنی میکنند.اما هر طور که هست، ایستادن در یک کشور عربی، که فقط چند هزار مایل تا جنگ مداوم عراق فاصله دارد، امضای میدن که مخلوطی است از خشونت کارتونی،طنز، و داستان پردازی قوی،نسبت به زمانی که کودکی در نیو جرسی بودم حس و حال بیشتری را منتقل میکند.

 

در واقع، تا به حال میدن اینقدر به من نچسبیده بود که وسط جمعیتی بایستم که در میان خشونت بی منطقی زندگی میکنند که بر روی کاور A Matter of Life and Death به صورت کاریکاتور کشیده شده.که ادی در آن سواره بر تانک تجربه ی بسیار متفاوتی را در دبی نسبت  Wacken لندن یا Irvine کالیفرنیا، - جایی که من بهار پارسال گروه را دوباره گیر آوردم- دارد!

  

من تا به حال در اجراهای فوق العاده ی زیادی حضور داشته ام: اولین آن بازگشت مجدد زپلین بود در Live Aid 

،اجرای Santana به احترام جیمی هندریکس در Woodstock ،سال 94، اجرای Rage Against the Machine در توده ای از گاز اشک آور در برابر نشست دموکراتیک سال 2000.اما کمتر جمعیتی را مثل جمعیت انفجاری کنسرت راک صحرایی هنگام اجرای میدن بر روی صحنه ی 20 تنی آن دیدم.و فکر نکنم قسم خوردن لازم باشد تا بگویم که بامزه ترین قسمت کنسرت آنجا بود جمعیت همگی با هم همراه بروس دیکنسون آهنگ "ترس از تاریکی " را همخوانی کردند، چراغ ها در یک دست بود و گوشی ها هم در دست دیگر در حال فیلمبرداری برای آیندگانشان در سایت یوتیوب.

 

شنوندگان واقعاً گریان بودند!. دختری محجبه به من گفت که من تمام عمرم را منتظر این لحظه بودم.بروس دیکنسون هم حسابی ترکاند و در حالی که معلوم بود از واکنش مردم به آهنگ قبلی بسیار متحیر است گفت:این اولین بار است که ما برای یک کشور عربی مینوازیم، و میدانیم که دبی دیگ ذوب فلزات است!!.همه اینجا هستند، ما اینجا مردمی را از عربستان،امارات،اسکاتلند،لبنان،مصر،سوئد،ترکیه،استرالیا،ولز،آمریکا، کانادا، کویت داریم.ما تقریباً تمام جهان را در این شب دارا هستیم... و ما باز خواهیم گشت!"

 

شنیدن این که هواداران تمام آهنگ های میدن را با خود گروه می خوانند، باعث شد که احساس مارز به "جامعه متال" و آنهایی که او آنها را متالینز (متالر هایی که در مصر به این نام همدیگر را میشناسند) جفت شود و احساس شود که جامعه متال تشکیل شده. واین باعث شد که بفهمم چه چیزی میدن را نسبت به بقیه گروه های بزرگ هارد راک و متال در دو نسل گذشته ممتاز کرده : حکایت ها و نقل قول ها و اجتماع آفرینی.

 

هم بروس و هم مدیر گروه ،راد اسمالوود با مصاحبه ی من با آنها قبل از 31 می موافقت کردند.دیکنسون توضیح میدهد که : "این موضوع هاست که ما را در میان جهان عرب مشهور کرده.مردم میتوانند درباره ی  مطالبی ، مانند جنگ،خشونت، پوچی با افتخار صحبت کنند.و مردم میفهمند که تصویر سازی های ضد استعماری در آهنگ هایی مثل "به سوی تپه ها فرار کن" و "جنگجو (Trooper)" وجود دارد.

 

اسمال وود اضافه می کند "البته این یک احساس اجتماع را هم ایجاد می کند.کنسرت های میدن یک محل واقعی برای ارتباط است.هر دو هوادار میدن میتوانند در هر کجا همدیگر را ملاقات کنند، و اینجا یک رابطه و دوستی فوری ایجاد می شود.مردم هنگام اجرا مانند دو دوست با هم رفتار میکنند در حالی که تا به حال همدیگر را ندیده اند."

 

میتوانم قسم بخورم که افرادی که در اطراف جایگاه من در کنسرت قرار داشتند،همگی رفتار فوق العاده ای با پسر 6 ساله ی من،الکساندرو، داشتند،به او گوش گیر (!)، و در اواخر کنسرت که فضای آمفی تئاتر وریزون کمی سرد شده بود ، کت و تی شرت و ... پیشنهاد کردند.

 

خیلی سخت است که بگویم چقدر روابط و حکایات و نقل و بازگو ها ی این چنینی برای افرادی که در این کشور های استبدادی زندگی میکنند مهم است. از جمله کشور های خاور میانه و شمال آفریقا که در آنها متالر شدن مساوی است با گذشتن از خطوط قرمز و حتی مخالفت با نظام بیرحم حکومتی ، و فرهنگ متعصب و محافظه کار آنها.در این یک دهه اخیر تعدادی "خطرات متال شیطانی" در برابر مذاهب ایجاد شده که مادر پدران از مرکز جمع اوری موسیقی خواستار اشاره به "لیریکز های صریح و بی پرده" بر روی کاور آلبوم های بعضی از گروه های متال شده اند، در مصر،" گراند مفتی" (پیشوای بزرگ دینی)(همون آخوند. !! م)خواستار مجازات اعدام برای متالر ها در صورتی که آنها از "دین رانده شدنشان" در گردهم آیی متال شیطانی کشور در سال 1977 توبه نکنند!!!!!!!!، که شاهد دستگیری بیش از 100 هوادار و موزیسین متالر بودیم.

 

حدوداً 10 سال طول کشید تا متال مصر پس از این واقعه دوباره بازیابی شود.آنچه که باعث زنده ماندن متال در زیرزمین شده بود اجتماع و ارتباط متالینز ها بوده است.همانطور که خیلی ها از آن سوی این ناحیه (غرب) در باره ی متالر شدن واقعی- نه آن متظاهر انی که در سرار جهان هم پخش شده اند- توضیح داده اند ، آنها به یک اجتماع پیوسته اند که در آن از خود بودن احساس آرامش میکنند و می توانند خود را ابراز کنند.آنچه که گروه های موسیقی در خاور میانه مینویسند و مینوازند معمولاً بسیار سیاسی است، در کشوری مثل مصر یا ایران فردی که دارد در خیابان راه میرود،تی شرت متال پوشیده، موهایش را بلند کرده و گیتاری را با خود حمل می کند ،عموماً نگاه های نفرت بار دیگران را به خود جلب می کند ،به او ناسزا میگویند، یا حتی شده موهای او را به زور کوتاه کنند(اتفاقی که در جلوی چشم چند تن از دوستان ایرانی من افتاده) http://youtube.com/watch?v=oUpwDJQodhM))

(خدایا این خفت را به کجا ببریم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! .سیا)

 

معلوم است با این رفتار، زیاد شگفت انگیز نیست که تمام متالر های آن ناحیه هوی متال می نوازند "هوی متال بنواز چرا که زندگی ما هوی متال است"، چیزی که یکی از پایه گذاران متال مراکش به من گفت.چه موسیقی دیگری می خواهید بنوازید وقتی در کشوری با حکمرانی فاسد و قوانین مستبدانه زندگی میکنید؟، با این فرصت اقتصادی و یا سیاسی اندک یا نبود اندک امیدی به آینده، و جایی که فرهنگ غالب بر جامعه فکر میکند که شما به خاطر موسیقی که گوش می کنید شیطان پرستید؟

(این پاراگراف رو باید دورشو قاب طلا گرفت چسبوند به دیوار)

 

متال بازها و موزیسین های کشورهای اسلامی به خاطر موسیقی که انتخاب کرده اند ،لباس هایی که میپوشند، و تمام این چیزها ، با ساختن جامعه ای که پلیس و دولت و پیشوایان دینی نمیتوانند آن را به آسانی کنترل کنند،  سخت در حال جنگ با نظام سیاسی و جامعه ی خود هستند،.برای همین بود که طرفداران در اولین کنسرت آیرن میدن در دوبی آنطور شگفت زده شدند.آنها برای اولین بار میتوانستند دهها هزار نفر را ببینند که مانند هم مینگرند و فکر می کنند. و میتوانند همرا با فردی که دوستی آنی با او برقرار کرده اند خودشان باشند.بازگویی احساس ارتباط و آزادی کاری بسیار سخت است.

 

اما در نهایت این ارتباط و جامعه نیست که متال را در برابر جهان اسلام این طور معروف و مهم کرده است.مثلاً یکی از پیشگامان متال ایران این طور به من می گفت که ،وقتی موسیقی آیرن میدن و دیگر گروه های متال کلاسیک در سال های 1980 به ایران رسید "مانند شکوفه ای بود که در بیابانی روییده است". بقیه پیشگامان موسیقی متال ایران نیز اضافه کردند که : "برای مردمی که در متال وارد نیستند سخت است که بفهمند موسیقی درباره مرگ چطور میتواند با قاطیعت زندگی را تعریف کند،و چطور می تواند اینقدر مثبت باشد. واما این چیزیست که متال را برای ما مهم می کند.

 

بعضی اوقات،به هر حال ، اظهار وجود کردن نیاز به فعالیت سیاسی دارد. این دقیقاً همان چیزیست که در حاشیه ی تجمع ساتانیک متال سال 2003 در مراکش اتفاق افتاد.،وقتی که 14 موسیقی دان و هوادار متال دستگیر ، و به خاطر جرم بی معنی و مفهوم ، بودن "شیطان پرستی که برای آیین بین المللی پرستش شیطان استخدام شده است"(!) و "لرزاندن پایه های دین اسلام" (یه نفر رو میشناختم میگفت بابا این چه دینیه که ستونش (نماز) با یه گوز میشکنه ؟! .سیا) ، "تعدی کردن از اخلاقیات جامعه" ، "تحلیل بردن ایمان به اسلام" و بالاخره "سعی در منحرف کردن مسلمان به دینی دیگر" – مثل اینکه که راک اند رول دینی برابر با اسلام بوده باشد!.

 

اما بر عکس کشورهایی مثل مصر و ایران و لبنان که تجمعات متال شیطانی دارند، اسراتژی زخمی و مجبور کردن این موسیقی به سکوت، موثر نیفتاد.  در یکی از معدود رویدادهای این چنینی در تاریخ جهان مدرن عربی/اسلامی،بچه ها – متال بازها- ایستادند و جنگیدند.،و به صفوف بزرگی از غیر نظامیانی از جامعه متصل شدند. آنها در برابر احکام قضایی جنگیدند، کنسرت هایی در اعتراض به دادگاه ها اجرا کردند،بین المللی شدند (مخصوصاً در فرانسه) ،شدیداً درگیر شدند، و بالاخره توانستند احکام قضایی را مجبور به سرنگونی کنند. (http://www.youtube.com/watch?v=7q_krGuvrlA)

 

طبیعتاً چشم انداز متال بعد از این حوادث بیشتر رشد کرد. فستیوال موسیقی دان های Boulevard des jeunes (بلوار موسیقی دانان جوان boulevard.ma)) موسیقی روت راک،متال و هیپ هاپ که توسط پایه گذاران متال در 1999 آغاز شد، که هرساله در اطاف دنیا برگذار میشود در یک روز ده ها هزار هوادار را جذب میکند و گروه هایی مثل Moonspell  و Kreator در آن شرکت کرده اند.چیزی که مهم است، پیشرفت و آینده ی گروه های مراکشی از قبیل Lazywall, Syncopea, Despotism,  و  Reborn است که قادر به حفظ کردن خود – و حتی پیشی گرفتن – از کهنه کاران همتای غربی خود شده اند.( http://youtube.com/watch?v=jFtsoLYaI_o)

 

و در فراز این چیز ها ،خیلی از گروه ها در حال مخلوط کردن سبک هایی مثل دث و دیگر سبک های سنگین با ساز ها و آلات محلی و سبک های سنتی موسیقی هستند ( مخصوصاً قالب های گوناگون از موسیقی صوفی که از موسیقی "روت" الهام گرفته شده) ، و شعر هایی که به زبان عربی خوانده و زمزمه میشود.( و به دیگر زبان های محلی کشورهای مختلف آن نواحی)، از این طریق در حال ساختن و نوآوری سبک های جدیدی هستند که به خوبی میتوانند مانند پیشگامان اروپایی و آمریکایی که در چهل سال پیش مشغول خلق و نوآوری بودند ، راک را دوباره معنی کنند. و جمع شدن موسیقی دان هایی از  کشورهایی مثل مراکش ،ایران، انگلیس، آمریکا،الجزایر،فرانسه و دیگر کشور ها که رسماً باید آنها را مخالف و دشمن بدانیم ، اگر این دشمنی را نداشته باشند ،مثال هایی عالی هستند که کمک موسیقی را به ساختن داستان ها و جامعه های جدید توضیح میدهد ، که این ها نظریه ی اغراق گونه ی "برخورد تمدن ها و در نتیجه جنگ های بی انتها" را به چالش می کشاند.همانطور که هواداران زیادی از خاور میانه برای من توضیح داده اند، دولت و گروه های افراطی و مذهبی که طالب خشونتند میگویند سربازان برای دلیلی کشته میشوند. اما ما بهتر میدانیم. حداقل با Eddie و تصویر سازی های گروه هایی مثل  Cannibal Corpse و  Napalm Deathواضح است که آنها برای هیچ میمیرند.

 

 

هفته گذشته (18 تا 22 ژوئن) دهمین سالگرد برگذاری فستیوال بلوار Boulevard)  )بود که در کازابلانکا برگذار شد.مدیران، این بار گروه های مراکشی بیشتری را برای انتخاب داشتند. آنها احساس نکردند که نیازی به دعوت از گروه های بزرگ کشورهای خارجی داشته باشند. وقتی که من همراه با گروه Lazywall در حین اجرای طولانی آنها در موتور خانه بودم (http://youtube.com/watch?v=mT6W9KkZTsU) هنگامی که سیل جمعیت را در برابرمان دیدم این استراتژی را معتبر دانستم.با اینکه آنها موهای سبز سیخ سیخی یا حجاب داشتند، در حال هدبنگ زدن و دیوانه بازی و فریاد زدن بودند ،درست مانند تمام راک شو های بزرگ که شاهد آن هستید.متال مراکشی ،و راک خاور میانه به طور وسیع تری وارد شده است ، و تردیدی نیست که در سال های آینده چهره و صدای راک اند رول تغییر خواهد کرد!!!

 

مارک لیوین موسیقی دان،نویسنده و استاد  تاریخ دانشگاه UC Irvine است.این مقاله از کتاب وی : هوی متال اسلام : راک، مقاومت و کشمکش بر سر روح اسلام آورده شده است، که توسط Three Rivers Press/Random House همراه با آلبوم ضمیمه ای به نا م "شکوفه ها در بیابان"  در 8 جولای 2008 منتشر شده.برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی کتاب ،آلبوم،ضمایم،اسناد و گروه هایی که به تبادل نظر پرداخته اند به سایت heavymetalislam.net)) مراجعه کنید.

...

..

.

.

.

خوب.... مقاله یک پاراگراف دیگر هم ادامه داشت ولی حوصله ی من دیگر ادامه ندارد و آن یک پاراگراف هم چیز جالبی نداشت.پس بی خیال.

 

در حین ترجمه این مقاله دوستم بهزاد در وبلاگش Metalbestmusic.parsiblog مطلبی درباره ی همان موضوعات همیشگی بد جا افتادن متال در ذهن عوام نوشت که در ادامه سریال تکراری این جور مسائل بود.خواند آن مطلب را همرا با این مقاله توصیه میکنم تا تفاوت ها و شباهت را درک کنید.

 

امیدوارم به ارزش این مقاله پی برده باشید،چرا که این مقاله از اوضاع و احوال متال در ناحیه خاور میانه،ذهنیت خارجی ها نسبت به ما و ... صحبت میکند.چنین اتفاقی و منتشر شدن چنین کتابی توسط فردی معتبر میتواند ذهنیت انها را نسبت به ما عوض کند،هر چند فکر کنم هنوز هم مارا عرب بدانند .... بدبختانه ایران درست وسط انسان های الاغی مثل عرب ها و ترک ها و افغانی ها و ... قرار گرفته و در خود کشور هم عده ای روباه امامه به سر حکم فرمانی می کنند که مخالف هرگونه هنر و فرهنگ هستند.این مقاله به ما می فهماند که :خاک بر سرمان که مراکش از ما زد جلو ....فقط بلدیم ادعا کنیم ....تعداد گروه های بلک متال دارد از تعداد رپر ها بیشتر میشود:گروه هایی که فقط برای جلب توجه و با کمک برنامه های کامپیوتری تشکیل می شوند.گروه های خوب متال ایرانی به تعداد انگشتان دست هم نمیرسند ...یا شاید هم من ندیدم اگر دیدید معرفی کنید.شاید تنها نفری که کارش حسابی درست است فرشید اعرابی باشد که منتظر البوم جدیدش هم هستیم و شاید گروه هایی مثل تارانتیست و انگ بند (که من تا بحال ازش آهنگی نشنیدم !!) و مرداب باشند.    

 

در ضمن تا مدتی از آپ خبر نیست ...شرمنده..... شاید دوباره مقاله ای از این دست گیر آوردم و آپ کردم.

به هر حال من انتشار این کتاب را به فال نیک میگیرم و امیدوارم در ایران هم ترجمه شود(چه انتظارا!) ... و حالا که خارجی ها کم کم دارند فرق پشگل رو از خوار میانه ای میفهمند ،کم کم فرق ایرانی را نیز با عرب درک کنند !! ایرانی های بیچاره در این جهنم در حال تلف شدنند و استعداد های ایرانی به خاطر کم خردی و جهل مردم و فرهنگ سنتی و عقب مانده خانواده ها و دولت و جامعه در حال نابود شدنند. مطمئناً اگر ایرانی ها فضای بازتری را برای کار داشتند ،میتوانستند موسیقی دان های غربی را روسفید کنند ...اما حیف که این اتفاق هیچ وقت نخواهد افتاد.

منتظر نظرات جانانه ی شما درباره ی این کتاب هستیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:1 توسط سیاوش |


ویرایش شده در 26 مهر 87:
راستی این مطلب با کمک دوست خوبم کیانوش ،یکی از باحالترین متالر های واقعی که تو ایران وجود دارند، نوشته شده
درود


درباره ی ادی روایت های زیادی است اما زیباترین آنها را در یکی از وبلاگ ها خواندم که آدرس آن یادم نیست ،(اگه کسی میدونه منبع این مطلب چیه بگه) :




""""(در يک شب تاريک در کوچه پس کوچه هايه پاريس مردي انگليسي در حال قدم زدن صداي جيغي گوش خراش را ميشنود ... وقتي به محل صدا ميرسد تنها چيزي که وجود دارد جسد قصابي شده ? دختر بيگناه است ... شروع به فرياد زدن ميکند :‌« پليس را خبر کنيد ? پليس را خبر کنيد پيش از اينکه قاتلين فرار کنند » و ... مردم وارد کوچه ميشوند. ? جسد وجود دارد مردي با دستاني خون آلود بر بالين آن ? معصوم و نميتواند به زبان آنها صحبت کند ... همه چيز مشخص است ... همه به او خيره خيره نگاه ميکنند ... مرد کنترل خود را از دست ميدهد ... « بايد فرار کنم » ... تنها و احمقانه ترين جمله اي که در ذهنش نقش بست ... تمام فرانسه در پي او هستند ... در يک صبح سرد ماه اکتبر ... مامورين پليس مغرورانه مرد متهم به قتل را دستگير ميکنند ... دلايل نقص ندارند ... دادگاه راي خود را صادر ميکند : ( مرگ ) ... حياط زندان ( ساعت ? صبح ) : مرد به همراه گاردها به سوي مکان اجرايه عدالت ميرود ... شخصي از درون سلولي ( با فرياد ) : « خداوند همراهت » ... مرد با خود زمزمه ميکند : « اگر خدايي هست پس چرا ميگذارد من بروم » ... فرشته عدالت اينبار شمشير خود را بيرحمانه بر سر بيگناهي فرود مي‌ آورد. ? سال بعد ( شبي بازهم تاريک ) ... قبرستاني خوف ناک ... در سالگرد نشستن لکه ننگ بر دامان فرشته عدالت ... ماه روي خود را با ابرها ميپوشاند ... طوفان آغاز ميشود ... صاعقه اي به قبري برخورد ميکند ... رويا به حقيقت ملحق ميشود و مرد جان دوباره ميابد ... زمان انتقام فرا رسيده ... مرد باز ميگردد که انتقام خود را از ما و عدالت کورمان بگيرد ... و Eddie زاده ميشود.""""




این یک روایت بود که به نظر من جذاب ترین و بهترین است.
اما حالا وارد شویم و به جزییات بیشتری بپردازیم:
ادی(Eddie) ،سمبل آیرن میدن، اولین بار توسط کارگردان صحنه وقت گروه (دیو بیزلی)  ابداع شد و ابتدا فقط یک سر بود که در بالای سر درامر قرار میگرفت و در صحنه از آن استفاده میشد.همچنین به طور دائم خونی را از دهان تف می کرد، جوکی را که برای آن سر ساخته اند اینست:
         "یه زنه بچه دار میشه که بچش فقط یه کلست، دکتر بهش میگه که نباید نگران باشی چون اون بزرگ میشه و یه بدن خوب و سالم درمیاره فوقش یه پنج سال طول میکشه.بعد از پنج سال پدر ادی در روز تولد ادی وارد اتاق اون میشه میگه:خوب ! امروز تولد توئه، و بدون که ما یه سورپرایز برات داریم پسر...هنوز یه ثانیه از این حرف بابائه نگذشته بود که ادی جواب میده: اوه نه!!! بازم یه کلاه لعنتی گه دیگه!!"

(این خارجی ها با این جوک گفتنشون!! یعنی اینا ترک ندارن تو مملکتشون براش جک بسازن؟)



ادی تا آن مدت بدن نداشت تا اینکه آیرن میدن با درک ریگز آشنا می شود و او بدنی را متناسب با ادی درست می کند.متعاقباً گروه تصمیم میگیرد این بدن را تا انتشار اولین آلبومشان،" آیرن میدن"، پنهان نگاه دارد.در 1980 بدن به نمایش درمی آید،که طراحی صورت آن کاملاً با ادی پیشین متفاوت است.همچنین آن تصویر ادی را فقط از بالای نیم تنه نشان میداد.



ادی موضوع خوبی را برای گروه در کاور سینگل Sanctuary و Woman in the Uniform ایجاد کرده بود.کاور مخفیگاه (Sanctuary) ادی را نشان می دهد که دارد مارگارت تاچر(نخست وزیر وقت انگلستان) را به ضرب چاقو از پای درمی آورد.این کاور سانسور شد .مردم  به طور گسترده ای اعتقاد داشتند که این کاور مورد غضب خود مارگارت تاچر درآمده و او خود آن را سانسور کرده ،در حالی که تاچر این قضیه را تکذیب میکرد.راد اسمالوود(مدیر بند) اعتقاد داشت که نوار سیاهی که برای سانسور استفاده شده اتفاقاً تبلیغ خوبی برای آلبومست!.البته نوار سیاه فقط در نسخه مخصوص انگلیس وجود دارد اما در نسخه مخصوص اروپا این نوار سیاه موجود نیست.


بر روی جلد Women In Uniform مارگارت تاچر در حالی که در پشت دیواری پنهان است نمایش داده شده و منتظر است تا با یک اسلحه اتوماتیک به وی (ادی) حمله کند، ادی نیز همراه با یک پرستار و یک دختر مدرسه ای نشان داده شده که دست در دست هم در حال قدم زدنند که این عمل نیز مورد حرف و حدیث قرار گرفت و در انتها باعث شد که فمینیست ها، آیرن میدن را گروهی جنسیت گرا و دارای خصلت های تبعیض جنسیتی بنامند.

بر پوسته "شماره ی دیو" ادی در حالی که شیطان را عروسک گردانی میکند به نمایش درآمده ، همچنین شیطان در حال گرداندن عروسک ادیست.خیلی از مردم عقیده دارند این همان جایی است که این تصور بوجود آمده که آیرن میدن گروهی ساتانیست است .(موضوعی که همیشه آیرن میدن آنرا به شدت تکذیب میکند)

برای آلبوم "قطعه ای از ذهن" ، ادی در تیمارستان است و و مورد lobotomize قرار گرفته (عملی که طی آن قطعه ای از مغز را برای ایجاد حس گیجی در فرد جدا میکنند، و فرد تمام هوش و حواس خود را از دست می دهد).چفت قفلی که روی سر ادی قرار دارد تمام این سالها بر کاراکتر ادی باقی مانده.



در کاور "برده قدرت" ادی به عنوان زیارتگاهی عظیم بر روی هرمی در مصر باستان طراحی شده.این کاور تعدادی پیغام پنهانی از جمله "Bollokz" را در دل خود دارد.این نماد بر قسمت چپ هرم قرار دارد.همچنین این پیام: "چه کپه ی ان و گهی!" (What a load of crap ) (!) در قسمت راستی هرم قرار گرفته. و در آخر بر مافوق قسمت ورودی زیارتگاه نماد درک ریگز (طراح کاورهای گروه) جای دارد.



"جایی در زمان" پر است از پیغام های پنهانی.(تمام این پیغام ها  در پست های پیشین همین وبلاگ مورد بررسی قرار گرفته) و ادی را در حالی که از آینده آمده و تفنگی لیزری در دست دارد ،به تصویر کشیده، که بیشتر شبیه ترمیناتور است.این طراحی گرافیکی را میتوان در مقابل آلبوم "هفتمین پسر از یک هفتمین پسر" مقایسه کرد، کاور "هفتمین پسر از یک هفتمین پسر"  ادی را از بالا تنه بر روی یک دریاچه نشان میدهد که روده ی خود را در چنگ گرفته.

"دعایی برای مرگ وجود ندارد" که ادی نسبتاً پیری را در حال شکستن قبر خود نشان میدهد و "ترس از تارکی" توسط هنرمند دیگری طراحی شده(ملوین گرانت) .عامل ناشناخته با کاور های پیشین گروه به کلی متفاوت بوده و ادی را در حالی که پاهایش قطع شده و بر روی صندلی الکتریکی نشسته  نشان میدهد.اغلب مردم در نگاه اول فکر میکردند که ادی توسط کامپیوتر ساخته شده اما در واقع عکسی بود که از مدل مینیاتوری ادی ، ساخته ی "هیو سیم" گرفته شده بود.


"11 مجازی"برگرفته از بازی کامپیوتری "Ed Hunter" طراحی شده که در آن شما در نقش ادی بازی میکنید و در راه خود با قسمت های آشنای تاریخچه ی آیرن میدن مواجه می شوید.در کاور "دنیای قشنگ نو" (Brave New World) ادی را در آسمان آینده لندن میبینیم که به پایین نگاه میکند.عده ای این کاور را بهترین کاور گروه می دانند.مدتی بعد، درک، پس از اینکه کاور سینگل مرد حصیری "Wicker Man" را که مورد مقبولیت قرار نمیگیرد را طراحی میکند، اعلام میکند که مرد حصیری آخرین کاری بود که برای آیرن میدن انجام داده است، و  دلیل این تصمیم را سختگیر بودن اعضای گروه اعلام میکند.

در "بینایی دیو" (Visions Of The Beast) مغز ادی در حالی که در اطراف او پرواز میکند پیش ادی برگشته. در طرح روی  Give Me Ed Tour Eddie چفت روی سر ادی هنوز وجود دارد (در رقص مرگ پیشانی ادی معلوم نیست)


در 2003 آیرن میدن با "رقص مرگ" موفقیتی عظیم در جلوی روی خود میبیند، اما برای عده ای انتخاب عجیب طرح روی کاور مورد تردید قرار گرفت.در این کاور، ادی را که بسیار شبیه عزراییل است را بر روی سالن رقصی با نقش های هندسی همراه با عده ای که باشلق مشکی رنگی را بر تن دارند ، در پس زمینه مشاهده میکنیم.در جلوی عکس 11 انسان کامپیوتری و 2 حیوان میبینیم.

در کاور "یک چیز بسیار مهم" ادی به عنوان یک ژنرال نمایش داده شده، و ارتش سربازان اسکلتی را با غرور به طرف جنگی حماسی، رهبری میکند.ادی بر روی تانک ایستاده.

این بود تاریخچه ای از ادی...اما اگر بخواهیم معنی نماد ادی را بررسی کنیم باید بگوییم که ادی در جاهای مختلف معانی مختلفی دارد اما با توجه به روایتی که ابتدای پست گفتم ،میتوان ادی را نماد انسان معمولی امروزی دانست ،انسانی که مورد بی عدالتی  و ... قرار گرفته و چهره ادی چهره ی واقعی انسان را به تصویر میکشد ، وحشتناک و زشت .

گاهی ادی پلید است و حتی شیطان را عروسک گردانی می کند و گاهی فرد مظلومی است که تکه ای از مغزش را برمیدارند تا او متوجه هیچ چیز نشود.

=============================================================

منابع: وب سایت http://www.maiden-world.com
        وب سایت ویکی پدیا


+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:19 توسط سیاوش |


ترس از تاریکی آخرین تراک از آلبومی با همین نامست که در سال 1992 منتشر شد.فکر نکنم بیش تر از این احتیاج به معرفی داشته باشد ، چرا که یکی از معروف ترین و محبوب ترین آهنگ های میدن است. حتی بند  Graveworm و همچنین آیرون میدنز نیزاین آهنگ را  کاور کرده اند (دقت کنید که Iron Maidens ) که گروهی هستند که تمام اعضای آن زن هستند و در ستایش آیرن میدن تشکیل شده اند.

آهنگ با ریف آغازین گیتار زیبایی آغاز میشود که کم کم سرعت آن کاهش می یابد و سپس قطعه ای اکوستیک نواخته می شود و بروس دیکنسون نیز وارد میشود و با صدایی مرموز از ترس و تاریکی و ... میگوید ، در دقیقه 1:23 گیتار های دیستورشن و درامز شروع به نواختن میکنند .در کل، آهنگ فضایی دلهره آور دارد که متناسب با شعر آن است.

به نظر من بزرگترین نقطه قوت ترس از تاریکی شعر آنست ...آهنگ زیاد شما را درگیر نمیکند و فقط اینقدر خوب هست که  از آن لذت ببرید ، اما شعر نوستالوژیک آن شما را به دوران کودکی می برد ،زمانی که میترسیدید در اتاق خوابتان بخوابید!! یا اینکه از سایه ی خودتان میترسیدید ...ترس هایی که حتی حالا که بزرگ شده اید نیز با شماست ....

در کل شعر بسیار درگیر کننده است و با تک تک قسمت های آن میتوان همذات پنداری کرد. با اینکه شعر زیاد فلسفی نیست و از کلمات قلنبه سلمبه استفاده نکرده.

 

Fear Of The Dark

[Harris]

I am a man who walks alone
And when I'm walking a dark road
At night or strolling through the park

When the light begins to change
I sometimes feel a little strange
A little anxious when it's dark.

Fear of the dark,fear of the dark
I have constant fear that something's always near
Fear of the dark,fear of the dark
I have a phobia that someone's always there

Have you run your fingers down the wall
And have you felt your neck skin crawl
When you're searching for the light ?
Sometimes when you're scared to take a look
At the corner of the room
You've sensed that something's watching you.

Have you ever been alone at night
Thought you heard footsteps behind
And turned around and no-one's there ?
And as you quicken up your pace
You find it hard to look again
Because you're sure there's someone there

Watching horror films the night before
Debating witches and folklore
The unknown troubles on your mind
Maybe your mind is playing tricks
You sense,and suddenly eyes fix
On dancing shadows from behind.

Fear of the dark, fear of the dark
I have a constant fear, thought you heard
Fear of the dark, fear of the dark
I have a phobia that someone's always there.

When I'm walking a dark road
I am a man who walks alone

 

 

ترس از تاریکی

 

من آدمی هستم که تنها قدم میزنم

وقتی که دارم توی یه جاده تاریک

نصفه شبی راه میرم ، یا تو پارک ولگردی میکنم

 

وقتی که چراغ ها خاموش میشن

بعضی اوقات یه حس کوچک و عجیبی پیدا میکنم

وقتی که تاریک میشه یه خرده مضطرب میشم

 

ترس از تاریکی، ترس از تاریکی

من یه ترس همیشگی دارم که انگار یه چیزی همیشه نزدیکه

ترس از تاریکی، ترس از تاریکی

یه ترس بیخود دارم که انگار یه نفر همیشه این بغله

 

آیا تابحال تا آخرین نفس دنبال یه دیوار گشتی؟

یا تابحال خزیدن یه چیزی رو روی گردنت احساس کردی؟

وقتی که داری دنبال روشنایی میگردی؟

گاهی اوقات که میترسی

 به گوشه ی اتاقت نگاه کنی

حس کرده ای که یه نفر داره نگات می کنه

 

آیا تا حالا تو شب تنها بودی؟

شده فکر کنی صدای قدم زدن از پشتت میاد؟

و برگردی و ببینی هیچکس پشت سرت نیست؟

و موقعی که قدم هات رو تند تر میکنی

میفهمی که خیلی سخته دوباره برگردی و نگاه کنی!

چونکه مطمئنی یکی اونجاست

 

دیشب داشتی فیلم ترسناک میدیدی!

درباره ی جادوگر ها و افسانه های قدیمی صحبت میکردی!

نگرانی های ناشناخته ای که تویه ذهنته

شاید ذهنت داره کلک میزنه!

یه چیزیو حس میکنی، و اونموقع است که یکهو خیره میشی

به سایه های رقصنده پشت سرت

 

ترس از تاریکی، ترس از تاریکی

من یه ترس همیشگی دارم، فکر کردم شنیدی!؟

ترس از تاریکی، ترس از تاریکی

یه ترس بیخود دارم که انگار یه نفر همیشه این بغله

 

وقتی که دارم توی یه جاده تاریک میرم....

من آدمی هستم که تنها قدم میزنم....

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 22:46 توسط سیاوش |





نمیدونم که  قبلاً گفته ام که بروس دیکنسون در رادیو bbc  هر هفته برنامه دارد ؟ به هر اگه نگفته باشم هم الان گفتم ...خلاصه اینکه این خبر میتونه مصادف با انتشار آلبوم جدید متالیکا جذاب باشه ... خبر اینه که متالیکا در روز 19 سپتامبر به برنامه بروس دیکنسون دعوت شده ...فکر کنم میشه جمعه هفته بعد  که فکر کنم خیلی برنامه جذابی باشه ...من که تا بحال برنامه ی بروس رو گوش نکردم اما فکر کنم خیلی باید جذاب باشه که بعد از این همه سال هنوز ادامه داره
به هر حال من دنبال این برنامه میگردم اگه کسی خواست لینکشو میذارم اینجا
راستی اسم کامل این برنامه bbc 6 music  هستش که اگه کسی خواست بدونه
http://www.bbc.co.uk/6music/

http://www.bbc.co.uk/6music/shows/bruce_dickinson/download.shtml

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 12:48 توسط سیاوش |


این پست در جواب نظر اون جوجه ای که اومده ضر ضر کرده (امین)


اون فحشایی که دادی همش باباته
آخه تو جوجه گه خوردی میگی  متال بازی ....برو یکم سواد یاد بگیر که بتونی تشخیص بدی که من اون مرلین ان سونتون رو نو متال حساب نکردم ....باز صد رحمت به نو متال ها سگشون میرزه به این کثافت .... آخه بدبخت حیف فحش که من به تو بگم .... مرلین منسون بویی از متال نبرده... انه متال هم حساب نمیشه تو جوجه آخه از موسیقی چی سرت میشه ضر ضر میکنی تو که هنوز تو فارسیش موندی میای باسه من در باره ترجمه ضر ضر میکنی  تو اگه ننه بابا داشتی این قد بی ادب نبودی ....حتماً ننه بابا بالاسرت نبوده... برو گمشو از متال بیرون همون رپ و مرلین منسونتو گوش کن که همونا به دردت می خوره آشغال همین تو امثال توئن که گه میزنن تو متال ...فکر کردی متال از اولش همین وضع رو داشت نکبت ؟؟؟  تو  و امثال تو زدن ریدن توش ....20 سال دیگه اون مرلین ان سونتون پیر شد دیگه نتوست کونشو بشوره  میخوام ببینم تو  و مرلینت کجایین .....

تو اگه جرات داشتی آدرس وب و ایمیلتو میذاشتی بقیه به حسابت میرسیدن
این وبلاگ رو هم ساختم که طرفدارای واقعی موسیقی بیان توش نه امثال نکبت تو که از موسیقی هیچی سرشون نمیشه و سواد ندارن ....این وب همش متنه عکس نداره که تو جوجه بیای توش نیگاه کنی کیف کنی .... برو یه نهضت سواد آموزی گیر بیار مدرک سیکل اکابرتو کامل کن بعد بیا اینجا ضر ضر کن

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:38 توسط سیاوش |


درود
احتمالاً شما شاهد آن برنامه ی مستند(!؟) بودید؟
بالاخره باید می دیدید چون من می خواهم درباره اش بنویسم!!

خوب ... ابتدا از تیتراژ این برنامه شروع میکنیم : در پس زمینه آهنگی راک میشنویم ... احتمالاً از آن آهگ های بی ارزشی که به غیر از مسئولین صدا سیما کسی آنها را گوش نمیکند! (مرلین منسونی، راسموسی، چیزی...)
در پشت سر عکس هایی از لباس های مارک دار ، کفش ، دختر های بیحجاب شطرنجی ! و خیلی چیزهای دیگر میبینیم. در روی تصویر هم نماد های مثلاً شیطان پرستی فید اوت و فید این میشود!! حدس بزنید چه نمادی ؟!؟!؟!
کاور آلبوم ((پنهان)) از فرشید اعرابی !!! (حتماً میدانید که آن ستاره تبدیل شده پنتاگرام به ستاره ی شیعست یا یه چیزی تو همین مایه ها ...) سپس دوباره در آن پشت مشت ها انواع گردنبند ها را مشاهده میفرماییم .... برای اطلاع از لیست کامل آنها به پست پیشین من درباره ی نماد ها رجوع کنید !!( از نماد فروهر بگیرید تا سواستیکا!!!) سپس گزارش گر را میبینیم که در خیابان راه افتاده و از جوان های اوشکول و جوادی موادی سوال می پرسد:
-میشه به من بگی این نماد چیه رو پیرنت؟
-این یه آدمه غمگینه که خیلی ناراحته....اینو پوشیدم همه جذابم (!)بشن !



-آقا پسر این مارک چیه رو پیرنت
-این مارک شرکت تولیدی لباسه که من ازش خوشم میاد
-چرا تو اینو میپوشی!! مگه تو برای اون شرکت کار میکنی که این رو میپوشی!!!
-چی بگم ...والا.....چی بگم (من به جای آن پسره میگم آخر ازگل!! تو مثلاً ماشین سوار میشی باید توی شرکت اون ماشین کار کنی؟!؟!؟)



....
و عملیات ژانگولری از این قبیل !! که مصاحبه با یک آدم که لباس گل و گشاد رپ پوشیده تا یک شیطان پرست را مشاهده میکنیم!!!
بعد هم آهنگی از راسموس را میشنویم (آقا ما یک دانه از راسموس کلیپ داریم این یک دانه را هم کلیپش را تلویزیون نشان داد هم آهنگش را پخش کرد)
سپس  در ادامه بهت شگفتی ما کلیپی از مرلین منسون پخش میشود و در پایین تصویر مضمون اشعار را هم مشاهده میکنیم سپس یکهو آهنگ فرانتیک از متالیکا پخش میشود!!!
 بعد تصویر کات میخورد و ما که از مشاهده قیافه ی ترسناک و چندش مرلین منسون در حال خیس کردن خود هستیم با قیافه ای ازگل تر و ترسناک تر از مرلین منسون مواجه میشویم .... بله ...دکتر،پورفسور،حجت الاسلام فلان!!!
 درادامه ،دستگیری عده ای جوان منحرف از کنسرت شیطان پرستی را میبینیم.
بعد هم یک شیطان پرست را میبینیم که در باره ی ریش خود صحبت میکند و میگوید :این ریشه من شیطون پرستیه!!!!!
بعد هم در ادامه افتضاحات به بار آمده شاهد به زبان رانده شدن کلمه ی مقدس متال از زبان یک جوجه رپر و اظهار نظر ایشان درباره ی خودکشی و متال هستیم!!!

ادامه دارد .... این پست را نمی گویم !!  مستند شوک را میگویم !! ساعت 10:20 شبکه ی 3


جمله ی معترضه: ای نو متال بازها!، ای طرفداران مرلین منسون، ای کسانی که هنوز متال باز نشده میروید سراغ اینکه متال بازها بابد چه لباسی بپوشند، ای کسانی که بیخود از گروه های ساتانیسم دفاع میکنید و ای کسانی که .... بدانید و آگاه باشید که متال به معنای واقعی به گه کشیده شده طوری که از زبان یک رپر مفلوک کلمه ی مقدس متال را میشنویم و این کلمه ی والا را در کنار کلمه ی رپ میشنویم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 19:0 توسط سیاوش |


مستند "شوک" عرفان‌های نوظهور را به تصویر می‌کشد
تولید مستند "شوک" با موضوع عرفان‌های نوظهور به تهیه‌کننگی حمید نوبهار در گروه اجتماعی شبکه سه سیما به زودی آغاز می‌شود.

نوبهار در این باره به خبرنگار مهر گفت: طرح این مستند به کارگردانی فرشاد شکیبی چند ماه پیش به گروه اجتماعی شبکه سه ارائه و از آن استقبال شد. با توجه به نامگذاری سال 87 به نام نوآوری و شکوفایی مستند "شوک" نگاهی جدید به مقول‌های به روز اجتماعی دارد و به عرفان‌های نوظهور می‌پردازد.

وی در ادامه افزود: این نخستین بار است که رسانه چنین موضوعی را دستمایه کار خود قرار می‌دهد. عرفان‌های نوظهور شامل گروههای‌ شیطان‌پرست و ... می‌شود. البته مقاومت‌هایی نسبت به تولید مستند "شوک" شده، اما با حمایت‌های دکتر علی‌اصغر پورمحمدی مدیر شبکه سه و فضل‌الله شریعت‌پناهی مدیر گروه اجتماعی این شبکه با قدرت موضوع را دنبال می‌کنیم.

این تهیه‌کننده خاطرنشان ساخت: همچنین حمایت‌هایی تازه از طرف حوزه علمیه قم، مجلس شورای اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع) و نهادهای ذیربط از ما شده است. تحقیق و نگارش متن مستند "شوک" حدود سه ماه طول کشید. در واقع به این نتیجه رسیدیم که با توجه به نیاز جوانان این مستند را بسازیم و در زمینه عرفان‌های نوظهور روشنگری کنیم.

نوبهار ادامه داد: تولید مستند "شوک" از سه روز دیگر برای پخش در سه قسمت 25 دقیقه‌ای آغاز می‌شود و ممکن است حین تولید تعداد قسمت‌ها افزایش یابد. بخش عمده تحقیق و نگارش این مستند بر عهده حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد ادبی بود و امیدواریم با اعتمادی که مسئولان به ما کردند برنامه‌ای جذاب و روشنگرانه بسازیم.

خبر گزاری مهر



ساخت شوك با موضوع پديده شيطان پرستي مخاطب اصلي اين مستند جوانان و نوجوانان هستند


با موضوع پديده شيطان پرستي با ويژگي هاي مدرن، ساخت مستند شوك از 7خردادماه آغاز شد.
    محمدصادق زماني ـ مدير توليد شوك ـ در گفت وگو با خبرگزاري ايسنا، با اعلام اين خبر اظهار كرد: افرادي انتخاب شده براي مصاحبه در اين مستند، كساني هستند كه در گروه هاي شيطان پرستي بوده اند. وي با بيان اينكه علاوه بر مصاحبه وضع ظاهر اين افراد نيز به تصوير كشيده مي شود، مخاطب اصلي شوك را جوانان ونوجوانان ذكر كرد.
    زماني درباره پژوهش هاي انجام شده براي ساخت اين مستند گفت: منبع اصلي تحقيقاتي شوك، پايان نامه دكتراي آقاي جواد ادبي درباره عرفان هاي نوظهور و ساتنيسم است كه در يكي از كشورهاي اروپايي انجام شده است.
    مديرتوليد مستند شوك، اين مستند را گزارشي ذكر كرد كه سعي مي شود با داستان تلفيق شود.
    وي با اشاره به همكاري نهادهاي مختلف با ساخت اين مستند گفت: شوك با حمايت هاي ويژه نهادهاي مختلف فرهنگي، مذهبي، سياسي و اجتماعي ساخته مي شود. زماني در پايان زمان پخش شوك اظهار كرد: به علت افزايش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي براي عضوگيري در تابستان، اين برنامه در اين فصل روي آنتن مي رود. اين مستند قرار است در13قسمت 25 دقيقه اي ساخته شود، اما در مرحله اول پنج قسمت از آن توليد مي شود. فرشاد شكيبي كه پيش از اين مستندهايي چون كراك،مد شده، فست فود را ساخته است، اين بار شوك را كارگرداني مي كند. حميد نوبهار هم تهيه اين مجموعه مستند را براي پخش از شبكه سه سيما برعهده دارد.

روزنامه ی کیهان


تا فردا شب ساعت 10:20 باید منتظر بمانیم تا ببینیم چه آشی برایمان پختند.این طور که از تیزر و خبر های مربوط به این مستند فهمیدم این مستند بیشتر از اینکه درباره ی رپ باشد در مورد شیطان پرستی است و حمله ی دیگری به متال و راک و ... قضاوت زود هنگام هم نمیکنم! ....وقتی گروه Rasmus  را در تیزر خود نشان میدهند و درباره شیطان پرستی و گروه های شیطان پرست صحبت میکنند ....
مطمئناً اینها نمیخواهند درباره ی موسیقی که خودشان آن را به جامعه تزریق و همه گیر کردند (رپ) صحبت کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:48 توسط سیاوش |



Age Of Innocence

 

[Murray / Harris]

 

I can't be compromising in my thoughts no more

I can't prevent the times my anger fills my heart

I can't be sympathizing with a new lost cause

I feel I've lost my patience with the world and all

 

And all the politicians and their hollow promises

And all the lies, deceit and shame that goes with it

The working man pays everything for their mistakes

And with his life too if there was to be a war

 

[Chorus:]

So we can only get one chance, can we take it?

And we only got one life, can't exchange it

Can we hold on to what we have, don't replace it

The age of innocence is fading like an old dream

 

A life of petty crime gets punished with a holiday

The victims' mind are scarred for life most everyday

Assailants know just how much further they can go

They know the laws are soft, conviction chances low

 

[Repeat chorus]

 

You can't protect yourselves even in your own home

For fear of vigilante cries, the victims wipe their eyes

So now the criminal they launch right in our face

Judical system lets them do it, a disgrace

 

Despondent public worries, where it will all end?

We can't protect ourselves, our kids from the crime trend

We cannot even warn each other of evil in our midst

They have more rights than us, you cannot call that just

 

[Repeat chorus]

عصر معصومیت(آلبوم رقص مرگ2003)

 

دیگه بیشتر از این نمیتونم با افکارم موافقت کنم

نمتونم مانع از پر شدن دلم از خشم بشم

نمیتونم از یک دلیل غیر منطقی جدید دیگه جانبداری کنم

حس میکنم که دیگه طاقتم نسبت به دنیا و همه چیزش از بین رفته

 

همه ی سیاستمدارها و وعده های تو خالیشون

با تمام دروغ ها ، فریب ها و ننگی که همیشه با اونا هستن

مردان کارگر و زحمت کش باید بهای اشتباه های اونا رو پرداخت کنن

و اگه جنگی در کار بود جونشون رو فدای اونها میکنن

 

پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟

و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم

میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم

عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه

 

گناه های جزئی با یک روز بیکاری مجازات میشن میرن(زندان)

اما قربانی ها هر روز که میگذره بیشتر از زندگی میترسن

متجاوز ها میدونن که چقدر میتونن پیش روی کنن

میدونن که قوانین پشم هستن ،و شانس محاکمه شدنشون کمه

 

نمتونی حتی تویه خونت از خودت محافظت کنی

از ترس پارتیزان ها امثالهم ،قربانی ها چشماشون رو درویش میکنن

و حالا تبهکار ها قانون رو جلوی خودمون اجرا میکنن

سیستم قضایی به اونها اجازه میده این کارو بکنن، این یک ننگه براشون

 

نگرانی های دلسرد کننده ی عموم، کی اینها تموم میشن؟

ما نمیتونیم از گرایش خودمون و بچه هامون به جرم و جنایت جلوگیری کنیم

حتی نمیتونیم به خودمون هشدار بدیم که این شرارت در میان ماست

اونها از ما بیشتر حق دارن ، و تو هم نمیتونی اون رو انصاف بدونی

 

پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟

و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم

میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم

عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه

....

 

 

در دوره و زمانه ای که بریتنی ها و جاستین تیمبرلیک ها و ... قهرمانان جهانند و هیچکس ها و مرلین منسون ها و کورن ها و ساسی مانکن ها یکه تاز عرصه هنر موسیقیند!، آیرن میدن در سال 2003 مانند فرزندی صالح به بیان واقعیت ها میپردازد،واقعیاتی بسیار دردناک.این واقعیت که ما هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم واین جمله را سه بار در اول شعر تکرار میکند. بله، این شعر هم مانند بسیاری از گروه های خوب و بد راک ،اعتراضی است و پر از نیش و کنایه ، اما آیرن میدن هیچ وقت لاف نمیزند و شعار نمیدهد و صادقانه اعتراف میکند که شرارت در میان ما هم وجود دارد و غیره. و بعد از حدود سی سال کار و فروش آلبوم و بدست آوردن پول ، همچنان متواضعانه و با هنرمندی کار میکند و بر اصل خودش پایبند است و مانند بسیاری از گروه های دیگر به منجلاب عشق به پول و اعتیاد و ...نیفتاده است!! اغراق نیست که آنها را بهترین گروه موسیقی قرن بیست و یک بدانیم. و من افتخار میکنم که طرفدار آیرن میدن هستم و با افتخار این را همه جا جار میزنم!

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:30 توسط سیاوش |


درود

امروز با شعري از آلبوم هفتمين پسر از يک هفتمين پسر آمدم.آهنگ مورد علاقه ي من در اين آلبوم.ساخته ي استيو هريس و بروس ديکنسون.داستان از این قرار است در ترجمه زیر مشاهده میکنید . این بار سعی کردم تحولی در ترجمه اشعار میدن انجام بدهم تا دریافت موضوع آن ساده تر شود.بنابراین داستان به خوبی در ترجمه یا حتی خود متن اصلی شعر ملموس است ...اما معنی درون آن به نقل از ویکی پدیا اینست:" جوانی برای یافتن پاسخ یافتن به پرسش هایش به ماورا الطبیعه روی می آورد و نزد پیرمرد پیشگویی میرود.پیرمرد به گوی بلورین خود خیره میشود، مرد جوان عصبانی میشود و با اعتراض میگوید: "اين تو که هيچ تصويري نيست؟" پیرمرد به مرد جوان نگاه میکند و می خندد چرا که جوانک "خیلی کور است تا تصویر را ببیند" اما مهمتر ،این است که جوان بسیار کور است تا ببیند چه اتفاقی واقعاً در حال رخ دادن است که آن فریب خوردن مرد جوان توسط پیرمرد است که واقعاً هیچ تصویری در گوی بلورین وجود ندارد."

و این استعاره ای است از فریب خوردن نسل جوان از نسل قدیمی تر ، نسلی که بلاهای زیادی بر سر این جوانک ها آورده ، از جنگ و آشوب و بدبختی توسط آنها بگیرید تا گول زدن جوان های ساده لوح با مسائل غیر مهم و چرت و پرتی مثل ماورا الطبیعه و ...

این نوع استعاره را در آهنگ شاهکار پرواز ایکاروس را نیز با طرحی دیگر دیدیم و شنیدیم و لذت بردیم و این بار نیز در این آهنگ این لذات را لمس میکنیم.

 

این شعر گرفته شده از تصنیفی سروده ی آدریان اسمیت! به نام "بر روی بال های عقاب" است.

 

آهنگ نسبت به دیگر آهنگ های میدن نسبتاً کوتاه است.اما در همین کوتاهی، زیبایی های زیادی وجود دارد از چورس های متعدد بگیرید تا سولوی زیبا و فضا سازی های خوب آن و خوانندگی یک نفس بروس دیکنسون.دیگر سرتان را درد نیاورم:

 

BRUCE DICKINSON - Vocals
DAVE MURRAY - Lead & Rhythm Guitars
ADRIAN SMITH - Lead and Rhythm Guitars, Synth
STEVE HARRIS - Bass, String Synth
NICKO McBRAIN - Drums

 

Can I play with madness?

Give me the sense to wonder
To wonder if I'm free
Give me a sense of wonder
To know I can be me
Give me the strength to hold my head up
Spit back in their face
Don't need no key to unlock this door
Gonna break down the walls
Break out of this bad place

Can I play with madness?
The prophet stared at his crystal ball
Can I play with madness?
There's no vision there at all
Can I play with madness?
The prophet looked at me and laughed at me (ha ha) He said:
Can I play with madness?
He said you're blind, too blind to see

Said you're too blind to see

I screamed aloud to the old man
I said don't lie, don't say you don't know
I say you'll pay for this mischief
In this world or the next
Oh and then he fixed me with a freezing glance
And the hell fires raged in his eyes
He said you wanna know the truth son?
Lord, I'll tell you the truth
Your soul's gonna burn in a lake of fire

Listen to me, said the prophet

Can I play with madness?
 

آيا ميتونم با جنون بازي کنم؟

 

قدرت ادراک رو به من بده

تا درک کنم که آزادم

تا بدونم که ميتونم خودم باشم

قدرتي رو به من بده تا سرمو بالا نگه دارم

و تف بکنم تو صورت اینا

براي باز کردن اين درا هيچ کليدي نياز نداشته باشم

ميخوام ديوارها رو بشکنم

از اين مکان زشت فرار کنم

 

آيا ميتونم با جنون بازي کنم؟

پيشگو به گوي بلورینيش خيره شد

گفتم اين تو که هيچ تصويري نيست؟

پيشگو به من نگاه کرد و خنديد ...ها ها...و گفت:

تو خيلي کوري، خيلي کوري که ببيني!

اون گفت خيلي کوري که ببيني..خيلي

 

من يهو جيغ و داد بلندي زدم به پيرمرد

گفتم خالي نبند، اينو نگو، تو نميدوني

گفتم تو تاوان اين نامرديتو ميدي

يا تو اين دنيا يا دنياي بعدي

اي واي! و بعد اون من رو با يک نگاه فلج کننده ميخکوب کرد

و بعد آتش جهنم تو چشمش پيدا شد

اون گفت خيلي خوب!، ميخواي حقيقت رو بدوني؟

خيلي خوب باشه ارباب!، من حقيقت رو بهت ميگم

روح تو ، توي درياچه ي آتش ميسوزه

 

پيشگو گفت، گوش کن به من!

 

آيا ميتونم با جنون بازي کنم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 19:42 توسط سیاوش |


درود
دوستان! الان چند ساعتی میشه که گیتار آدریان اسمیت در کنسرتی در یونان دزدیده شده ، این گیتار در نوع خودش منحصر به فرده و گم شدن اون برای آدریان اسمیت باید خیلی دردناک باشه!! همچنین خود میدن ها در وب سایت خودشون به طرفدار ها اعلام کردند که برای پیدا شدن گیتار آدریان کمک کنند...البته از دست ما که کمکی برنمیاد!! یک بار دیگه میگم که از این گیتار فقط یک دونه در دنیا وجود داره!!

در عکس، گیتار مفقوده را میتوانید مشاهده کنید!!


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 12:32 توسط سیاوش |




درود

بعد از مدتی تصمیم به آپ کردن وب گرفتم و با یک مطلب جالب اومدم ....این بار درباره ی یکی از آلبوم کاورهای میدن یعنی آلبوم کاور "جایی در زمان" . در این پست به بررسی پیام های پنهان شده داخل این کاور می پردازیم ...این مطلب یک ترجمه است از مقاله ای در سایت: www.maiden-world.com

 

"در پایین پیام های پنهانی که در داخل کاور " جایی در زمان " وجود دارد را مشاهده میکنیم.بعضی از این پیام ها به آسانی قابل دریافتند، بعضی هم نه .آسانترین راه برای دریافت تمامی این پیامها نگاه کردن به نسخه وینیلی آلبوم است چرا که cd آن بیش از حد کوچک است و جزییات زیادی در آن حذف شده است.

 

-اشاره به Ruskin Arms (میخانه ای که میدن ها از آن شروع به نوازندگی کردند)

 

-ساعت، 23:58 را نشان میدهد یعنی two minutes to midnight (بعداً در باره ی دو دقیقه به نیمه شب مفصل توضیح خواهم داد)

 

-وست هام 7 - آرسنال 3 نتیجه مسابقه فوتبال. میدانیم که وست هام تیم مورد علاقه استیو هریس و گروه است . ضمناً وست هام همان The Iron است.

 

-میخانه ی Aces High  ، که با پرواز یک اسپیت فایر (نوعی هواپیما که انگلیس در جنگ جهانی دوم از آن استفاده میکرد) در آسمان کامل میشود.

 

-میخانه ی Rainbow (یک میکده ی قدیمی دیگر که میدن در آنجا رفت و آمد زیادی داشت)

 

-Live after death ، blade Runner  در سالن تئاتر

 

-سالن تئاتر در واقع سینمای  Philip K. Dick است ، نویسنده ی "آیا رویای آدم آهنی ها درباره ی گوسفند برقی است؟؟" که فیلم blade runner نیز بر پایه ی آن است

 

-Marquee Club، (باشگاهی قدیمی که آنها در آن جا رفت و آمد داشتند.

 

-Phantom Opera House (خانه ی شبح اپرا ) یکی از آهنگ های میدن

 

-رستوران دریایی Ancient Mariner  (ملوان پیر) اشاره به آهنگ "rime of the ancient mariner"

 

-هربرت آیلز بر روی پل هوایی ( شاید منظور فرانک هربرت باشد، نویسنده ی DUNE (ریگ) که اجازه نداد میدن از نام کتابش بر روی آهنگ خود استفاده کند.

 

-"امشب Gypsy's kiss " در زیر نشانه ی 23:58 (مشاهده ی آن کمی سخت است)- اشاره دارد به اولین گروه استیو هریس.

 

-Hammerjacks که اشاره دارد به یکی از میکده های مورد علاقه میدن ها در آمریکا.

 

-کلوپ شبانه همرجکز در بالتیمور ماریلند آمریکا.کلوپ در ژانویه ی 1994 بسته است.اما با این حال سالن کنسرت هنوز باز است.

 

-Long Beach Arena

 

-نیکو مک برایان یک عینک ایمنی قدیمی مخصوص پرواز به چشم زده است( اشاره دارد به این که او یک خلبان است)

 

-همچنین نیکو یک پیراهن پوشیده که روی آن نوشته شده : آیرن چی؟؟

 

-در پشت کاور ایکاروس را با بال های آتش گرفته در گوشه راست قسمت بالا، روبروی هتل برد بری میبینیم که در حال سقوط از خورشید است.این قسمت البته اشاره دارد به "پرواز ایکاروس" (ترجمه ودیگر چیزهایی که باید درباره ی این آهنگ شاهکار دانست در این وبلاگ موجود است) تصویر کل کاور را در اینجا ببینید.

 

-اگر از نزدیک و با دقت نگاه کنید ، میتوانید سایه دروگر (عزراییل) را در پشت کاور و روبروی تصویر هرم ها میبینید.

 

-تمام ژاپنی هایی را که در اطراف کاور میبینید احتمالاً اشاره دارند به "Maiden Japan" و دیگر اجراهای گروه در آنجا.

 

-"انتقام مگی" در پشت کاور اشاره دارد به مارگارت تاچر(نخست وزیر وفت انگلستان).او و دولت بریتانیا با بازگشت آیرن میدن در سال 1980/1981 با "Sanctuary" و  " "Women In Uniformبه صورت سینگل مشکل داشتند، که در آن او(مارگارت) را به صورت مرده ای بر روی زمین به تصویر کشیده بودند(که البته او به وسیله ی ادی کشته شده بود) و بعد هم در پشت دیواری پنهان شده بود و ادی را تماشا میکرد که دو دختر تیکه را ! با احترام بلند کرده است. این عکس را میتوانید اینجا ببینید.

 

-خیابانی که ادی در آن ایستاده است همان کوچه ی Acacia است ، و البته اشاره ای به "چارلت فاحشه"(charlotte the harlot) و "22 Acacia Avenue) ،مجموعه ی چارلت.(میتوانید این را در بالای پوستر آیرن میدن در قسمت راست مشاهده کنید)

 

- در یکی از پنجره های خیابان آکیشیا (همان خیایان اقاقیا) ،میتوانید دختری را مشاهده کنید (که به احتمال زیاد خود چارلت است) که بر روی صندلی نشسته است.

 

- بروس دیکنسون مغزی را نگه داشته ، یعنی همان Piece of Mind.

 

- Tehes Bar همان جایی است که گروه صدای عده ای را برای بک آپ وکالز ضبط میکند (در آهنگ "Heaven Can Waits".

 

-بتمن! در زیر علامت Tehes Bar ایستاده است.

 

-ساختمان بنیاد آسیموف در پس زمینه قرار دارد.

 

-گربه ی هاله دار، که به نظر می رسد در تمام آن مکان بالا و پایین می پرد.

 

- چشم هوراس بالای علامت وبستر در قسمت چپ اسلحه ادی.

 

-یکی از چشمان ادی لیزری است که این احتمالاً از "دو دقیقه مانده به نیمه شب" آمده.

 

-و ........ خیلی چیز ها که دیگر نه من حوصله ی ترجمه اش را دارم نه شما حوصله ی خواندنش را.

 

در آینده از طراح کاور های میدن(درک ریگز) بیشتر صحبت میکنیم این آدم واقعاً نابغست و  طرح های معرکه ی او واقعاً هنرمندانست.

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:32 توسط سیاوش |






the beast will come back with


upcoming fifteenth studio album
in
2009

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 16:2 توسط سیاوش


درود

امروز یه پست متفاوت دارم که ربطی هم به آیرن میدن نداره.در این پست به بررسی معنی نمادها و سمبول ها میپردازیم :

 

توی ایران مردممون از این نماد ها و معنیشون خبر ندارن ، لباسای با آرم های مختلف میپوشن که معنیشون رو نمیدونن یا گردنبندهایی رو میندازن که اصلاً از معنی درون اون بی اطلاعن، مثلاً یکی از تابلو ترین این گاگول بازی ها تبدیل علامت صلح به علامت رپ هست!!!!! بله ! حتماً شما هم روی دیوارها این علامتو دیدین :

 

که پایینش هم رپرهای عزیز یه رپ خوشگل ! پایینش می نویسن

حالا ببینیم این سمبول چه معنایی داره:

 

نماد صلح یا صلیب نرو:

صلیبی شکسته و رو به پایین. نسبت داده شده به نرو امپراتور روم که از مسیحیان متنفر بود و اونا رو خیلی اذیت میکرد. این نماد نشان دهنده ی نابودی مسیحیته. ای نماد بعدها به وسیله ی هیپی ها  و عده ی دیگه ای دوباره احیا میشه و از اون به عنوان نماد مبارزه با بمب هسته ای ، سلاح ، فرهنگ غربی ، و ارزش های مسیحیت استفاده میشده . امروزه این نماد نشان دهنده ی یک امید فرضی برای آمدن عصر جدیدی که صلح جهانی و حکومت واحدی در اون حکم فرماست. جالبی قضیه اینجاست که خیلی  از طرفدارهای بند های هوی متال از این نماد برای تمسخر مسیحیت و پیروانش استفاده میکنن. ولی من هیچ چیزی پیدا نکردم که ربطی به رپ داشته باشه!

 

و اما یک نماد ایرانی و بسیار پر معنی و زیبا :

 


نماد فروهر ( farvahar):

متاسفانه این نماد شاهکار هم مورد استفاده بی جا قرار میگیره .مطمئنم که از هر ده نفری که این نماد رو به گردنشون آویزون میکنن نه نفرشون نمیدونند این نماد چیه ؟ ! البته تقصیر خودشون نیست ، به جای اینکه در کتابهای درسی این چیز ها به بچه ها آموزش داده بشه دوازده امام و امام خمینی و امام فلان و اینا رو درس میدن.

از هر کس بپرسی این نماد اسمش چیه میگه : اهورامزدا!!!! در حالی که حتی هرودت هم توی کتابش گفته بوده که ایرانی ها هیچ وقت خداشون رو به تصویر نمیکشیدن!!!

فروهر همان فرشته مغرب هست که هر سال هنگام نوروز به زمین می آد به همین دلیل هم ایرانی ها اولین ماه سال رو متعلق به فروهر میدونن و اون رو فروردین مینامن.

حالا به توضیح در مورد تک تک قسمت های این نماد می پردازیم:

سه ردیف بالهای بالا : این سه ردیف نشان دهنده ی گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک هست همان شعار معروف زرتشتیا ن یعنی با این سه نشان میشه تا اهورامزدا پرواز کرد و به حق رسید.

 

سه ردیف بال دم : این سه ردیف هم نشان دهنده ی گفتار بد پندار بد و کردار بده و این سه ، انسان رو به پایین میکشه و امکان صعود رو از انسان میگیره.

 

بالا بودن یکی از دست های فروهر: نشان اینه که تنها یک راه به حقیقت وجود داره و اون هم راه راستی و درستیه.

 

دایره ی وسط : نشان جاودان بودن روان و فکر انسانه که نه نقطه ی آغاز داره نه پایانی.

 

حلقه ی دست فروهر: نشان پیمان و صداقت ، از این نماد امروزه نامزد ها استفاده میکنن و حلقه ی دستشون میکنن ( حلقه ی نامزدی از این نماد گرفته شده .... آیا میدونستید؟ نه ! ولی میدونیم که پیامبر چهل پنجاه تا زن داشته !!!)  

این نماد حدود سه چهار هزار سال قدمت داره.

 

نماد هرج و مرج:

 نماد هرج و مرج دیگه ! بیشتر از این توضیح نمیخواد ولی گرو ه های شیطان پرستی هم از این نماد به عنوان نشون دهنده ی شعارشون : " هر چی که ضعیفت میکنه انجام بده" استفاده میکنن

 

نماد ستاره پنج پر یا پنتا گرام یا پنتاکل( رو به بالا):

این نماد نشونه ی جادوگرها ، افراد عضو فراماسیون ها ، کافرها! و بعضی گروه های مخفیه ( با ستاره ی شیطانی رو به پایین اشتباه نشه) نماد چهار عنصر هستی ( آب باد خاک آتش) به علاوه مادر زمین یا گایا ( الهه یونانی که با اورانوس ازدواج کرد)

 

پنج پر رو به پایین:

در مراسم گروه های مخفی غیر قانونی برای هدایت انرژی یا نیرو اسفاده میشه . اغلب هم نماد شیطان پرستی ، خدای شاخدار و گونه های مختلف اصطلاحات غیب گوییه مخصوصاً وقتی کله ی یه بز به طور وارونه روی این ستاره باشه.

 

نماد آنخ:

یک نماد مصری که شبیه صلیبه و نشان دهنده ی زندگی ابدی و تولد دوباره و ...ایناست!.

 

و آخریش هم

 

نماد سواستیکا یا نازی:

یک نماد قدیمی و باستانی که نشون دهنده ی خورشید و چهار جهت اصلیه.توسط هیتلر احیا شد و شد نماد نژاد پرستی و " حاکمیت سفید" نازی جدید.

 

خب به نظر خودم پست خوبی داشتیم ....هر گونه انتقاد و نظر و اعتراض و ...دارین هم بگین با روی باز میپذیرم هر نمادی رو هم خواستید بگین معنیشو میگم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:13 توسط سیاوش |


درود

این چند روز من با این که امتحان دارم ... هی زرت وزرت آپ میکنم .

اول به خاطر اینه که میدن آلبوم Somewhere Back in Time  رو از خودش درکرده ( البته آلبوم استودیویی حساب نمیشه بلکه شامل بهترین آهنگ های سال 1980 تا 1989 هستش )

دوم این که چند تا خبر توپ دارم:

1. سایت ویکیپدیا به مدخل آیرن میدنش یک بند اضافه شده:

((((( بروس دیکنسون در تور Somewhere Back in Time گفته که ما آهنگهای جدیدی رو خواهیم نوشت و در آینده ی نزدیک از خودمون یک آلبوم خواهیم در کرد!!!!!!!!!)))))  

 میدن هنوز تموم نشده و ادامه داره!

دیگه از بین خبرهای مربوط به میدن اینو می تونم بگم که بروس دیکنسون یه فیلمنامه هم نوشته ( یعنی نوشته بود) که آلان هم فیلمشو ساختن تا چند وقت دیگه هم اکران میشه اسمشم هم هست :

chemical wedding

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 16:26 توسط سیاوش |


 

 

 

درود

آهنگ "باران ساز" از آلبوم "رقص مرگ" به واقع یکی از زیباترین آهنگ های این آلبوم و در کل یکی از زیباترین کارهای میدنه.

ریف آغازین آهنگ آدم رو از همان اول جذب میکنه ... کلاً همه چیز در این آهنگ خوبه ...

شعر آهنگ کوتاه ولی تاثیر گذار و زیباست و نجواهای یک آدم با خدا و نارضایتی اون آدم رو  تعریف میکنه و از زبون خود اون شخص پرداخته میشه.

در این شعر بارون نماد امید و زندگی و بخشندگی و نعمت خداست که خیلی وقته نباریده و زمین ها رو خشک کرده ، این خشک بودن نماد جدایی و تفرقه میان انسانهاست که مثل خاک خشک بیابون تیکه تیکه و جدا از هم شدن .

خود شعر به تنهایی معنی رو میرسونه و فکر نمیکنم بیشتر از این توضیح بخواد پس این هم ترجمه : 

 

                                                                                                                                                                   Rainmaker

 

[Murray / Harris / Dickinson]

 

When I was wandering in the desert

And was searching for the truth

I heard a choir of angels calling out my name

I had the feeling that my life would never be the same again

I turned my face towards the barren sun

 

And I know of the pain that you feel the same as me

And I dream of the rain as it falls upon the leaves

And the cracks in our lives like the cracks upon the ground

They are sealed and are now washed away

 

You tell me we can start the rain

You tell me that we all can change

You tell me we can find something to wash the tears away

You tell me we can start the rain

You tell me that we all can change

You tell me we can find something to wash the tears.....

 

And I know of the pain that you feel the same as me

And I dream of the rain as it falls upon the leaves

And the cracks in the ground like the cracks are in our lives

They are sealed and now far away

 

 

باران ساز

 

هنگامی که داشتم سرگردان در صحرا می رفتم 

و به دنبال حقیقت می گشتمصدای فرشتگان را شنیدم که دسته جمعی نامم را صدا میزدند

احساس کردم که دیگر زندگی ام هیچ وقت مانند قبل نمی شود

چهره ام را به سمت خورشید بی ثمر برگرداندم

 

و من دردی را که تو مانند من، آن را احساس می کنی میشناسم

و من بارانی را که از برگ ها می چکد را در رویا می بینم

و شکاف های موجود در زندگی ما مانند شکافهای زمین خشک ، می مانند

این شکاف ها مهر و موم شده اند و حالاست که باید شسته شوند

 

تو به من گفتی که ما می توانیم باران را به وجود بیآوریم

گفتی همه ی ما می توانیم دگرگون شویم

گفتی میتوانیم چیزی پیدا کنیم نا با آن اشکهایمان را پاک کنیم و بشوریم  

 

و من دردی را که تو مانند من آن را احساس می کنی میشناسم

و من بارانی را که از برگ ها می چکد را در رویا می بینم

و شکاف های موجود در زندگی ما مانند شکافهای زمین خشک می مانند

آنها مهر و موم شده اند و حالاست که باید از بین بروند

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 10:39 توسط سیاوش |


1. Paranoid - Black Sabbath
  2. Number of the Beast - Iron Maiden
  3. Master of Puppets - Metallica
  4. Powerslave - Iron Maiden
  5. Black Sabbath - Black Sabbath
  6. Ride the Lightning - Metallica
  7. Piece of Mind - Iron Maiden
  8. Sad Wings of Destiny - Judas Priest
  9. Operation: Mindcrime - Queensryche
10. Rust in Peace - Megadeth
11. Screaming for Vengeance - Judas Priest
12. Blizzard of Ozz - Ozzy Osbourne
13. Seventh Son of a Seventh Son - Iron Maiden
14. Master of Reality - Black Sabbath
15. Reign in Blood - Slayer
16. Holy Diver - Dio
17. Rainbow Rising - Rainbow
18. Painkiller - Judas Priest
19. Appetite for Destruction - Guns 'N Roses
20. British Steel - Judas Priest
21. Peace Sells...But Who's Buying? - Megadeth
22. Van Halen - Van Halen
23. ...And Justice For All - Metallica
24. Somewhere in Time - Iron Maiden
25. Diary of a Madman - Ozzy Osbourne
26. Kill 'Em All - Metallica
27. Ace of Spades - Motorhead
28. Ritchie Blackmore's Rainbow - Rainbow
29. Don't Break The Oath - Mercyful Fate
30. Sabotage - Black Sabbath
31. Overkill - Motorhead
32. Volume 4 - Black Sabbath
33. Stained Class - Judas Priest
34. Destroyer - KISS
35. Lateralus - Tool
36. Welcome to Hell - Venom
37. Long Live Rock and Roll - Rainbow
38. Seasons in the Abyss - Slayer
39. Cowboys From Hell - Pantera
40. 1984 - Van Halen
41. Heaven & Hell - Black Sabbath
42. Pyromania - Def Leppard
43. Sabbath Bloody Sabbath - Black Sabbath
44. Metallica (Black Album) - Metallica
45. Abigail - King Diamond
46. Iron Maiden - Iron Maiden
47. Keeper of the Seven Keys Pt. I - Helloween
48. Lightning to the Nations - Diamond Head
49. Hell Bent For Leather - Judas Priest
50. Aenima - Tool
51. Vulgar Display of Power - Pantera
52. Badmotorfinger - Soundgarden
53. Black Water Park - Opeth
54. Killers - Iron Maiden
55. Defenders of the Faith - Judas Priest
56. South of Heaven - Slayer
57. Among the Living - Anthrax
58. Black Metal - Venom
59. Hall of the Mountain King - Savatage
60. Symbolic - Death
61. Bonded By Blood - Exodus
62. Balls to the Wall - Accept
63. Images & Words - Dream Theater
64. Love Gun - KISS
65. Far Beyond Driven - Pantera
66. Hysteria - Def Leppard
67. Shout At The Devil - Motley Crue
68. Awake - Dream Theater
69. Dirt - Alice in Chains
70. Countdown to Extinction - Megadeth
71. Melissa - Mercyful Fate
72. Toxicity - System of a Down
73. Scum - Napalm Death
74. Rage Against the Machine - Rage Against the Machine
75. Dark Saga - Iced Earth
76. Virgin Killer - Scorpions
77. Divine Wings of Tragedy - Symphony X
78. Hail to England - Manowar
79. The Mob Rules - Black Sabbath
80. Sin After Sin - Judas Priest
81. Hell Awaits - Slayer
82. Dr. Feelgood - Motley Crue
83. Skid Row - Skid Row
84. Scenes From A Memory - Dream Theater
85. Blackout - Scorpions
86. Slave to the Grind - Skid Row
87. De Mysteriis Dom Sathanas - Mayhem
88. Hatebreeder - Children of Bodom
89. Blind - Corrison of Conformity
90. Tales from the Twilight World - Blind Guardian
91. Killing is My Business...and Business is Good - Megadeth
92. The Last Command - W.A.S.P.
93. Edge of Thorns - Savatage
94. Beneath The Remains - Sepultura
95. The Legacy - Testament
96. The Jester Race - In Flames
97. The Chemical Wedding - Bruce Dickinson
98. Practice What You Preach - Testament
99. Chaos A.D. - Sepultura
100. Human - Death

برگرفته از سایت :  digitaldreamdoor   
 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:27 توسط سیاوش |


1. Hallowed Be Thy Name
2. The Trooper
3. The Number Of The Beast
4. Rime Of The Ancient Mariner
5. 2 Minutes To Midnight
6. Run To The Hills
7. Aces High
8. Powerslave
9. Fear Of The Dark
10. Phantom Of The Opera

برگرفته از سایت :  digitaldreamdoor   
 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:25 توسط سیاوش |


1. Hallowed Be Thy Name - Iron Maiden
  2. War Pigs - Black Sabbath
  3. Beyond the Realms of Death - Judas Priest
  4. Iron Man - Black Sabbath
  5. Master of Puppets - Metallica
  6. Victim of Changes - Judas Priest
  7. The Trooper - Iron Maiden
  8. Ace of Spades - Motorhead
  9. The Number of the Beast - Iron Maiden
10. N.I.B. - Black Sabbath
11. You've Got Another Thing Coming - Judas Priest
12. Stargazer - Rainbow
13. Angel of Death - Slayer
14. Black Sabbath - Black Sabbath
15. Paranoid - Black Sabbath
16. Rime of the Ancient Mariner - Iron Maiden
17. One - Metallica
18. Crazy Train - Ozzy Osbourne
19. Raining Blood - Slayer
20. Fade to Black - Metallica
21. Am I Evil? - Diamond Head
22. Painkiller - Judas Priest
23. Holy Wars... The Punishment Due - Megadeth
24. Running With the Devil - Van Halen
25. Cemetary Gates - Pantera
26. Seek and Destroy - Metallica
27. Symptom of the Universe - Black Sabbath
28. Welcome to the Jungle - Guns N Roses
29. Children of the Grave - Black Sabbath
30. 2 Minutes to Midnight - Iron Maiden
31. Mr. Crowley - Ozzy Osbourne
32. Run to the Hills - Iron Maiden
33. Breaking the Law - Judas Priest
34. Holy Diver - Dio
35. Aces High - Iron Maiden
36. Peace Sells - Megadeth
37. The Hellion/Electric Eye - Judas Priest
38. Queen of the Reich - Queensryche
39. Hangar 18 - Megadeth
40. Caught in a Mosh - Anthrax
41. Take Hold of the Flame - Queensryche
42. For Whom the Bell Tolls - Metallica
43. Souls of Black - Testament
44. Cowboys From Hell - Pantera
45. Hell Bent For Leather - Judas Priest
46. Powerslave - Iron Maiden
47. Symphony of Destruction - Megadeth
48. Sabbath Bloody Sabbath - Black Sabbath
49. Creeping Death - Metallica
50. Eyes of a Stranger - Queensryche

51. Heaven and Hell - Black Sabbath
52. Rock and Roll All Night - KISS
53. War Ensemble - Slayer
54. Revolution Calling - Queensryche
55. Into The Void - Black Sabbath
56. Tornado of Souls - Megadeth
57. Detroit Rock City - KISS
58. Panama - Van Halen
59. Fear of the Dark - Iron Maiden
60. The Four Hoursemen - Metallica
61. Diary of a Madman - Ozzy Osbourne
62. Fairies Wear Boots - Black Sabbath
63. Phantom of the Opera - Iron Maiden
64. Rock You Like A Hurricane - Scorpions
65. Sweet Leaf - Black Sabbath
66. Gates of Babylon - Rainbow
67. Rock of Ages - Def Leppard
68. Enter Sandman - Metallica
69. Halloween - Helloween
70. Flying High Again - Ozzy Osbourne
71. Indians - Anthrax
72. Battery - Metallica
73. Living After Midnight - Judas Priest
74. I Wanna Rock - Twisted Sister
75. Jesus Christ Pose - Soundgarden
76. Welcome Home - Metallica
77. The Divine Wings of Tragedy - Symphony X
78. Five Minutes Alone - Pantera
79. Rainbow in the Dark - Dio
80. Ivory Gates of Dreams - Fates Warning
81. Keeper of the Seven Keys - Helloween
82. Electric Funeral - Black Sabbath
83. We're Not Gonna Take It - Twisted Sister
84. Dante's Inferno - Iced Earth
85. Witching Hour - Venom
86. Shout at the Devil - Motley Crue
87. Wicked World - Black Sabbath
88. At War With the Devil - Venom
89. Wasted Years - Iron Maiden
90. We Are Stars - Hear 'N' Aid
91. Fast as a Shark - Accept
92. The Last in Line - Dio
93. I Am A Viking - Yngwie J. Malmsteen's Rising Force
94. Blood of My Enemy - Manowar
95. Warriors of the World United - Manowar
96. Kill the King - Rainbow
97. Metal Health - Quiet Riot
98. Black Out - Scorpions
99. A Touch of Evil - Judas Priest
100. Metropolis Part I - Dream Theater

برگرفته از سایت :  digitaldreamdoor
 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:23 توسط سیاوش |


1. Black Sabbath
  2. Iron Maiden
  3. Judas Priest
  4. Metallica
  5. Megadeth
  6. Van Halen
  7. Slayer
  8. Ozzy Osbourne
  9. Guns N' Roses
10. Queensryche
11. Dio
12. Motorhead
13. KISS
14. Rainbow
15. Venom
16. Pantera
17. Def Leppard
18. Mercyful Fate
19. Dream Theater
20. Death
21. Anthrax
22. Tool
23. Motley Crue
24. Helloween
25. Fates Warning
26. Iced Earth
27. Scorpions
28. Symphony X
29. Yngwie J. Malmsteen's Rising Force
30. Manowar
31. Opeth
32. King Diamond
33. Savatage
34. Soundgarden
35. Mayhem
36. Rage Against the Machine
37. Napalm Death
38. System of a Down
39. Alice in Chains
40. Exodus
41. Diamond Head
42. Skid Row
43. Blind Guardian
44. Sepultura
45. Testament
46. Accept
47. Faith No More
48. Mudvayne
49. Children of Bodom
50. W.A.S.P

51. Stratovarius
52. Dokken
53. Twisted Sister
54. Thin Lizzy
55. Saxon
56. Machine Head
57. Slipknot
58. King's X
59. Suicidal Tendencies
60. Immortal
61. Cradle of Filth
62. Racer X
63. Danzig
64. Emperor
65. Dimmu Borgir
66. Gamma Ray
67. Hammerfall
68. Tesla
69. Cacophony
70. Black Label Society
71. Edge of Sanity
72. Rob Zombie
73. Overkill
74. Annihilator
75. Kreator
76. Nevermore
77. Killswitch Engage
78. Arch Enemy
79. Kamelot
80. Shadows Fall
81. Lamb of God
82. Celtic Frost
83. Living Colour
84. Bruce Dickinson
85. Amon Amarth
86. Edguy
87. Morbid Angel
88. Krokus
89. Mr. Big
90. Halford
91. Adagio
92. Rhapsody
93. Burzum
94. Nightwish
95. Fear Factory
96. Cannible Corpse
97. Mastodon
98. Dragonforce
99. Metal Church
100. Nitro



برگرفته از سایت :  digitaldreamdoor   




+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:8 توسط سیاوش |


A Matter Of Life And Death

کابوس های هولناک بنیامین بریگ

 

چیزی بسيار مهم ، مروري بر آخرين آلبوم آیرن میدن

 

 

 

آلبوم " چیزی بسيار مهم " آخرين آلبوم گروه آیرن میدن است كه در تاريخ 25 آگست 2006 به بازار روانه شد. اين كار 14 امين آلبوم استوديويي و سومين آلبوم استوديويي است كه با تهيه كنندگي كوين شيرلي به بازار عرضه مي شود. بعد از ظهور چشمگير گروه در اروپا و آمريكا و در اواخر سال 2005 بود كه گروه آغاز به نوشتن ترانه ها نمود . بعد از كريسمس ترانه ها نوشته شده بود و گروه در لندن آغاز به تمرين كرد.

 

اين آلبوم بعد از آلبوم هاي " پاره اي از ذهن "، "  فاکتور شماره 10 _ عامل ناشناخته ) * "و " یازده مجازی " چهارمين آلبومي است كه نام آلبوم با يكي از ترانه هاي آلبوم هم نام نمي باشد. و همچنين سومين آلبومي است كه بيسيست و ايجاد كننده گروه استيو هريس در نگارش تمامي ترانه هاي آن مشاركت دارد ( 2 آلبوم قبلي عبارت بودند از " آدمکشها " و " دنياي قشنگ نو " ) .

 

اين آلبوم بسيار شبيه پيشرو ترين رويكردي است كه گروه با آلبوم "  هفتمین پسر از یک هفتمین پسر " تجربه كرده بود. به لحاظ متوسط زمان هر ترانه، اين آلبوم بلند ترين آلبوم گروه است با متوسط 7:20 دقيقه براي هر ترانه. متوسط زمان هر ترانه در اين آلبوم از آلبوم هاي " دنياي قشنگ نو " با متوسط 6:41.7 براي هر ترانه و آلبوم " جایی در زمان " با 6:20.6 دقيقه براي هر ترانه نيز بيشتر است. متوسط زمان هر ترانه در اين آلبوم همچنين جزو بلندترين آلبوم هاي هوي متال در جهان است.

 

شايد بعد از آلبوم هاي " هفتمین پسر از یک هفتمین پسر " و " جایی در زمان " اين آلبوم جزو بهترين هايي است كه گروه از بيشترين توان خود در آن استفاده كرده است. سراسر آلبوم مملو از فضاهاي حماسي، ملودي هاي تكنيكي، تغييرات متعدد ريتم ها، چورسهاي بلند و بهترين ريف هاي هوي متال است.

 

تقريبا مي توان آیرن میدن را بزرگترين گروه متال 26 سال گذشته و یا حتی بزرگترین گروه متال تا به امروز ناميد. آنها در تمام این سالها سخت کار کرده اندو هرگز از کیفیت کارشان کاسته نشده است، در اظهارنظر منتقدان حتی آن آلبوم هایی که به ظاهر از کیفیت نسبتا پایین تری برخوردار است باز می بینیم که به نوعی تمجید شده و از متوسط کارهای ارائه شده در این سبک یک سر و گردن بالاتر است. آنها در تمامی این سالها آنقدر خوب بوده اند که به سختی می توان پیش بینی کرد که دنیای موسیقی هوی متال گروهی به بزرگی آنها به خود ببیند. همان طور که بعید است در عالم "دث متال" دیگر "چاک شولداینری" بوجود آید . و اين آلبوم نه تنها يكي از بهترين و برجسته ترين آلبوم هاي اين گروه در دوران كاري اش است، بلكه يكي از بهترين هاي اين دهه تا به اينجاست.

 

آلبوم " دنياي قشنگ نو " ( آلدوس هاكسلي نیز رماني به همين نام در سال 1932 نوشته است ) جبران مافاتي بود بر آلبوم هايي كه در دهه 90 از اين گروه عرضه شد كه به واقع كيفيت سابق را نداشت.  گرچه آلبوم " رقص مرگ " شهرت آیرن میدن را دوباره احيا كرد، ولي هيچ كدام از اين دو مانند آلبوم اخير غيرقابل تصور و شگفت انگيز نبودند.

 

آلبوم با ترانه " دنیای متفاوت " كه به طرز گمراه كننده اي شبيه ترانه " روياهاي شيرين " ( اولين ترانه آلبوم قبلي )  است آغاز مي شود و ما را رهنمون زيبايي كماكان آشكار آن مي كند. قسمت عظيم آلبوم ترانه هاي 2 و 5 ( " اين پرچم ها تکان نمی خورند " و " طولانی ترین روز" ) است .

 

ديكنسون كه شايد بتوان او را بزرگترين خواننده سبك متال تا به امروز ناميد در تمام آهنگها آزادانه مي خواند، جيغ مي زند و گاهي نجوا مي كند . او حقايق گنه كاري انسانها را همچون سرپرستي باهوش در دنيايي پاره پاره شده و هراسناك بيان مي كند.

 

گيتاريست ها در حالتي غير قابل كنترل هستند و در لايه اي پايين تر از آنها بيسيست استثنایی گروه استيو هريس اصوات متصل كننده اي را توليد مي كند كه مخصوص آیرن میدن است و در هيچ كجا قابل شنيدن نيست و نيكو مك برايان، درامر گروه نيز يكي از بهترين كارهاي خود را ارائه داده است. آنها هنوز آیرن میدن هستند، بزرگ و شکوهمند، اما ماجراجو تر و پيشرو تر از چيزي كه تا به حال شنيده ايم. در آلبوم قبلي ديكنسون  منحصرا به داستان سرايي مي پرداخت، اما وي در اين آلبوم به شاعري تمام عيار تبديل شده است. اوج نوازندگي بي عيب و نقص آنها ترانه شماره 8 " براي منفعت خداوند " است، يك ترانه نه و نيم دقيقه اي ساخته استيو هريس كه يك شاهكار تمام عيار است. به ياد بياوريد ترانه هاي " بیش از این درنگ نکن "، " نشانه صلیب " و " هفتمین پسر از یک هفتمین پسر " و ...  .اگر هنوز بخواهيم صادق باشيم بايد بگوييم كه آلبوم " چیزی بسيار مهم " واقعا باور نكردني است كه هيچ گونه عيب و ايرادي ندارد. تقريبا مي توان هر ترانه و كل آلبوم را جزو بهترين هاي گروه به شمار آورد. و به راستي كه اين آلبوم بعد از " شماره دیو ( فرستاده اهریمن )  " تنها با آلبوم بي نظير " هفتمین پسر از یک هفتمین پسر " قابل مقايسه است.

 

در ادامه مروري كوتاه خواهم داشت بر روي آهنگ هاي اين آلبوم.

 

 "دنياي متفاوت " ، كوتاه و سر راست، همراه تكه هايي از ملودي هاي جذاب كه قويا گروه " تین لیزی " را به يادمان مي آورد. استيو هريس در مورد اين شباهت مي گويد : " اين شباهت اصلا عمدي نبود. زماني كه ما نشستيم و آهنگ ها را نوشتيم فكر نمي كرديم كه اين شباهت بوجود بيايد، ولي وقتي كه كار تمام شد فهميديم كه اين كار شبيه كارهاي " تین لیزی " است . خواننده ما بسيار مرا ياد فيل لينوت و ملودي هاي آرامي كه
مي خواند مي اندازد. زماني كه ما اين آهنگ را تمام كرديم فهميديم كه به سمت ساخت يك تك آهنگ رفته ايم. "

 

دنیای متفاوت به راستی تجربه ای نو در دنیای هوی متال است، هم پارامترهای فرمی در آن رعایت شده و هم نوآوری های زیادی دارد ضمن آنکه با مجموعه دیگر آهنگ های آلبوم کماکان همخوان است .

 

"  اين پرچم ها تکان نمی خورند "، اين رجز نامه محزون مربوط به تعهد سربازاني است كه در خط مقدم جبهه قرار دارند و با شروعي ارعاب انگيز به سمت يك سري ريف هاي دراماتيك و قسمت هاي تكرار شونده عظيم پيش مي رود. بروس ديكنسون مي گويد : " اين ترانه تلاشي است كه به مردماني كه به جبهه هاي جنگ مي روند چهره اي انساني بدهد. آنها به خود " حاميان صلح " مي گويند، اما اين افراد خود را در راه مسيري قرار مي دهند كه بسيار خطرناك است و به هر حال شما چه موافق و چه مخالف با آنها باشید، آنها فقط كارشان را انجام ميدهند. اين ترانه مثبتي است كه در خصوص مضموني بد و مذموم خوانده شده. اين ترانه مربوط به وفاداري و كمال سربازان است. آنهايي كه تسليم نمي شوند و آماده اند تا خود را قرباني چيزي كنند كه به هيچ وجه از روي خودپسندي آنها نيست . "

 

" درخشان تر از هزاران ستاره "، اين تمثال افسانه اي عظيم بر پايه يك هوي شگفت انگيز و ريف هاي نه چندان موزون شايد هوي ترين آهنگي است كه اين گروه تا به حال خوانده است. و به واقع يكي از بهترين هاي اين سبك موسيقي است كه مضموني درباره بمب اتمي دارد. استيو هريس مي گويد : " آدريان ( اسميت، گيتاريست ) به يك ريف واقعي هوي خيلي نزديك شده است، اين يك هوي تمام عيار است. اين آهنگ بسيار قدرتمند است. احتمالا اين آهنگ اوضاع خوبي خواهد داشت. تمام اين آهنگ ها بايد اوضاع خوبي داشته باشند. " بروس ديكنسون در مصاحبه اي درباره اين آهنگ توضيح مي دهد : " دانشمنداني كه اولين بمب اتم را ديدند گفتند كه از هزاران ستاره درخشان تر است. ايده اي خطرناك كه با آن انسانهاي مي توانستند هر يك تمام تباهي ها را براي بشريت فراهم آورند. " وي همچنين گفت كه اين ترانه يكي از بهترين هاي آیرن میدن است .

 

" مسافر "، آهنگي پرتكاپو و پرحركت با ضرباهنگي شبيه ترانه هاي كليسايي كه بسيار شبيه ريف هاي آهنگ هاي عربي است. كه حداقل در دو قسمت با يك ليد گيتار كم نظير همراه شده است. ديو مري در این باره می گوید : " خيلي عجيب است كه حس آهنگي هاي عربي و ترانه هاي قرون وسطايي در اين آهنگ وجود دارد. اين آهنگ از يك جهت ما را به ياد آلبوم " برده ی قدرت "  مي اندازد. جنيك ( گرز ) در اين آهنگ يك تك نوازي باشكوه دارد و عملكرد او واقعا قدرتمند و از روي ناخودآگاه است. "

 

 "طولاني ترين روز "،  اين ترانه، ترانه اي است كه قويا بعد از " پسکندل " از آلبوم قبلي قرار مي گيرد و يك حماسه جنگي تمام عيار است و  شعر مهيب ديكنسون در اين ترانه احساسي عجيب بر شنونده دارد. وي درباره اين ترانه مي گويد : " اين ترانه سراسر تصور قدرت است. ما در اواخر دهه 40 قرار داريم، جنگ تمام شده و همزمان با جنگ سرد در سايه بمب ها در حال رشديم، سپس در دهه 80 با احزاب كم مايه خود سعي در بهبود اوضاع داشتيم، ولي در حال حاضر دنيا به مكاني تاريك مبدل شده است و ما صرفا به اتفاقات آن عكس العمل نشان مي دهيم . "

 

" خارج از سایه ها "، اين آهنگ شبيه بعضي از كارهايي قديمي تر گروه همچون " فردا را بیاد داشته باش  " و
" كودكان نفرین شده گان " عطر و شادابي كارهاي كلاسيك آيرن ميدن را به ياد مي آورد. و به راستي كه قطعه درخشاني در موسيقي متال پيشرو است. آدريان اسميت : " اين ترانه مورد علاقه من در اين آلبوم است، چرا كه حس آرامش با استفاده از چورسهاي بلند و فضا سازيهاي بسيار در آن موج مي زند. بسياري مواقع دشوار است كه صداهاي زنده را در استوديو دوباره ساخت ولي فكر مي كنم كه اين بار اين كار انجام شده است . "

 

" حلول بنيامين بريگ "، ممكن است به نظر برسد كه انتخاب اين ترانه به عنوان اولين تك آهنگ انتخاب عجيبي باشد اما ضيافت گسترده فضاسازي هاي درهم و ريف هاي لد زپليني همه تاييدي براي انتخاب اين آهنگ است. استيو هريس : " شروع آهنگ ممكن است كه شما را مضطرب كند، اين خيلي خوبه. تمام هيجاناتي كه با گوش كردن به اين آهنگ حس مي كنيد خوبند. اين واقعا آهنگ متفاوتي از آيرن ميدن است. بنيامين بريگ كيه؟ ( با خنده ) به شما نمي گم؟ "

 

بنيامين بريگ كاراكتر ترانه " حلول بنيامين بريگ " اين آلبوم است. در تك نسخه اي كه قبل از ارائه آلبوم ( 14 آگست 2006 ) از اين آهنگ به بازار عرضه شده بود، در تصوير روي جلد " ادي " ( سمبل خوش يمني گروه ) را مي بينيم كه در حال كندن قبر بنيامين بريگ است و بر روي سنگ قبر به زبان رومانيايي نوشته شده : " اينجا مردي خوابيده است كه درباره اش چيز زيادي نمي دانيم " . همچنين اگر دقت كنيم مي بينيم كه ادي همچون سربازان معمولي لباسي سبز رنگ به تن دارد و گردن بند شناسايي كه همراه سربازان جنگي است را به گردن خود بسته است كه به نظر اشاره اي به رابطه بنيامين بريگ و نظامي گري يا جنگ دارد. هويت كاراكتر توسط اعضاء گروه فاش نشده است. نكته اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه بر اساس جستجو هاي به عمل آمده تاريخ تولد بريگ سوم سپتامبر 1939 ذكر شده است. كه تاريخ اعلان جنگ توسط انگليس و فرانسه در واکنش به آلمان است. تمام اين موارد به نظر مي رسد اشاره اي باشد بر نظامي گري موجود در جهان و به نظر مي رسد بنيامين بريگ تشبيهي از احتمال وقوع جنگ جهاني سوم است. ضمن آنكه مي توان حدس زد شاید منظور از بنيامين بريگ خود گروه، استيو هريس ( ايجاد كننده گروه )، ادي و ...  هم باشد.

 

در اين مورد شواهد بسيار كم است و در ضمن نظرات زيادي هم مطرح است. تنها در سايت رسمي بنيامين بريگ ادعا شده است كه وي نقاشي بوده است كه در سال 1978 ناپديد شده است.( لازم به ذكر است كه در عكس روي جلد تك آهنگ و بر روي سنگ قبري كه ادي مشغول كندن آن است، تاريخ تولد بريگ ذكر نشده است ولي تاريخ مرگ او همين تاريخ است ). ترانه اين آهنگ بسيار شبيه كابوس هاي تاريك و هولناك بنيامين بريگ است كه در وب سايش هم به آن اشاره شده است. در سايت بنيامين بريگ شواهدي مبني بر وجود بريگ وجود دارد، در اين سايت چهره او را در يك نقاشي مي بينيم كه البته احتمالا توسط خودش نقاشي شده است، در آنجا چهره وي بسيار شبيه ادي است. اين نقاشي همچنين در درون جلد تك آهنگ " حلول بنيامين بريگ " و همچنين در ويديويي كه براي اين آهنگ ساخته شده در حوالي دقيق 5.14 قابل مشاهده است.

 

" براي منفعت خداوند "، طولاني ترين آهنگ آلبوم و يكي از قوي ترين آنهاست. نه و نيم دقيق پيچ و خم و تاخت و تاز بي انتهاي آيرن ميدن همراه با شعري كوبنده و نيشدار. استيو هريس : " من آدمي ضد مذهب يا عميقا مذهبي نيستم، ولي فكر مي كنم كه دين در زندگي هر روز انسانهاست چه ما از آن خوشمان بيايد چه نه. بسياري از مصائب زندگي به خاطر نظرات متفاوت انسانها در خصوص اينكه زندگي چگونه بايد باشد است. اين ترانه تنها سوال مي كند كه چرا ؟ " در قسمتی از این ترانه آمده است....آنها گلوله های بسیاری شلیک می کنند ...و برای کارهایی که می کنند دلایلی نیز دارند...ولی فقط خدا می داند...که آنها به بهشت می روند...یا به جهنم... من حس می کنم کسی همین جاها وجود دارد...یا اینکه کارهای ما را از با لا نگاه می کند....

 

" خداوندگار روشنايي "، يك آغاز زيبا و هيجاني كه ما را با حمله اي كوبنده از ريف هاي رعدآسا و ضرباهنگي ماهرانه به سمت چورسهاي عظيم و فراموش نشدني مي برد. استيو هريس : " اين آهنگ حمله ها و ملودي هاي بسياري دارد. اين كار جزو سريع ترين كارهايي است كه من از آيرن ميدن سراغ دارم و مرا بسيار ياد آهنگ " فقط خوبها، جوان می میرند" مي اندازد، ضمن آنكه پايان كلاسيكي دارد. "

 

" ميراث "، پيشرو ترين آهنگ اين آلبوم با حالتي مشوش و متاثر از ترانه هاي فولكلر آغاز شده و ما را به سمت درامي طوفاني، استادانه و مبالغه آميز مي برد. بروس ديكنسون : " اين آلبوم مملو از فضاسازي هاي عظيم و آغازهاي آرام است. آغاز اين آهنگ واقعا وحشت آور است. ....گازهاي ناشناخته و زرد رنگي با ذهنشان ور مي رود، چشمانشان را قرمز كرده و دروغها را از آنها مي زدايد..... اين آهنگ بسيار مرا ياد فيلم " كهكشان "( 1990 آدريان لين ) مي اندازد.

 

در پایان تنها بايد گفت بار ديگر آیرن میدن باعث مباهات موسيقي متال شده است. براي من هنوز عجيب است كه پس از 26 سال يك گروه مي تواند اينقدر متنوع كار كند .

 

 

 

 ترجه نام ترانه ها و آلبوم ها ( به غیر از همین آلبوم ) مطابق کتاب " ترانه های آیرن میدن " ترجمه امیرپور اصغر و صادق شیخ الاسلامی، انتشارات شادان، زمستان 1378 است.

 

 

 

منابع :

 

وب سایت ویکی پدیا

 

وب سایت بنیامین بریگ

 

مجله موسیقی کرینگ


..........................................................................................................................................
کل این مطلب برای کامران معتمدی بود که من خیلی چاکرشم
این مطلب در ضمیمه روزنامه
اعتماد هم چاپ شده
این هم لینک پیج آقا کامران:

yahoo360

wordpress





+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:33 توسط سیاوش |


درود

امروز با یک پست "یکی بخر سه تا ببر" اومدم

ترجمه ی سه آهنگ به نام های :« نشان صلیب (sign of the cross ، « ترس از شلیک به غریبه (afraid to shoot stranger) » و آخری هم « دوستان صمیمی ( Blood Brothers

که دوستان خواسته بودن.

اولین آهنگ:

Name: The Sign of the Cross

Year: 1995

Album: The X Factor

Writer: Steve Harris

 

نشان صلیب اولین تراک از آلبوم « عامل ناشناخته» است .بعد از اینکه بروس دیکنسون از گروه بیرون رفت این آلبوم اولین کار بلیز بیلی بود.منتقدها از این آلبوم خیلی انتقاد کردن و خیلی ها میگفتن که آیرون میدن دیگه مثل قبل شاخ نیست و تموم شده ولی بعداً میدن با آلبوم Brave New World  دوباره برگشت.خیلی ها ضعف این آلبوم رو مینداختن تقصیر بلیز ولی خدا وکیلی بلیز کارش خوب بود و بعضی موقع ها صداش خیلی شبیه بروس میشد.خب حالا بریم سر خود آهنگ:

این اهنگ هم مثل خیلی از آهنگ های دیگه ی میدن از یه چیزی اقتباس شده، این دفعه از یک کتاب به نام : The Name Of The Rose (اثر نویسنده ی ایتالیایی به نام آمبرتو اکو) الهام گرفته شده، که اتفاقاً بعداً از این کتاب فیلمی با بازی شون کانری و کریستین اسلاتر ساخته میشه.موضوع آهنگ مربوط به تفتیش عقاید از طرف کلیسا در قرون وسطی است(یعنی اینکه کشیشها می اومدن از متهم بازجویی میکردن که چرا مراسم مذهبی و .... رو انجام نمیدی و مجازاتشون میکردن)

نشان صلیب یه حرکت سنتی کاتولیکیه که با دستشون از روی سر و شونه و سینه یه علامت صلیب درست میکردن. در بیرون کلیسا این حرکت رو هنگام شنیدن چیزهای کفر آمیز یا دیدن ناراحتی یک ادم مذهبی می کنن.

مصراع « آتشی در آسمان (A fire in the sky) از یک آهنگ Deep Purple به نام« دودی بر آب(Smoke on the Water گرفته شد.همچنین تمام اعضای گروه اعلام کردن که دیپ پرپل یکی از اولین منبع های الهامشون بوده.

آهنگ ابتدا با یک سرود مذهبی کلیسا های کاتولیک رومی آغاز میشه.

 

(منبع: http://www.songfacts.com)

 

این آهنگ با 11:18 دقیقه یکی از طولانیترین آهنگ های میدن به حساب میآد.شاید بشه گفت این آهنگ بهترین آهنگ این آلبومه ، استیو هریس این دفعه هم عالی کار کرده و آهنگ عالیی ساخته ، حتی اگه چند صدبار بار هم  این آهنگ رو گوش کنید هیچ وقت خسته نمیشید.سولو ها عالیند و مو رو بر بدن آدم سیخ میکنن.

 

 

BLAZE BAYLEY : Vocals
STEVE HARRIS : Bass
DAVE MURRAY : Guitar
JANICK GERS : Guitar
NICKO McBRAIN : Drums

 

 

 

Eleven saintly shrouded men

یازده کشیش سر تاسر پوشیده شده

 

Silhouettes stand against the sky

در حالی که نیمرخ آنها سیاه است ، در مقابل آسمان ایستاده اند

 

One in front with a cross held high

یکی در جلوی بقیه قرار دارد و صلیبی بلند را در دست گرفته

 

Come to wash my sins away

آنها به سمت من می آیند تا گناهانم را بشویند

 

Standing alone in the wind and rain

من تنها، در مقابل باد و باران ایستاده ام

 

Feeling the fear that is growing

احساس میکنیم ترسی که هر لحظه بیشتر میشود ، مرا فرا میگیرد

 

Sensing the change in the tide again

دوباره تغییری را در اتفاقات حس میکنم

 

Brought by the storm that is brewing

و عامل آن طوفانی است که میخروشد

 

Feel the anxiety hold off the fear

اندیشه ای که در مقابل ترس می ایستد را احساس میکنم

 

Some of the doubts in the things you believe

هنگامی که تعدادی شک و شبهه در اعتقاداتت پیدا میشود

 

Now that your faith will be put to the test

و آن موقع است که ایمان تو مورد آزمایش قرار میگیرد

 

Nothing to do but await what is coming

نمیدانی که چه کار کنی و منتظری همه ی اتفاقات خودشان بیفتند

 

Why then is god still protecting me

پس چرا خدا هنوز از من محافظت میکند؟

 

Even when I don't deserve it

حتی موقعی که من لیاقت چیزی را ندارم!

 

Thought I am blessed with an inner strength

خیال کردم با یک قدرت درونی خوشحال و خرسندم

 

Some they would call it a penance

همان چیزهایی که آنها میگیند : توبه

 

Why am I meant to face this alone

چرا میخواستم تنها با آن روبرو شوم؟

 

Asking the question time and again

این پرسش را بارها و بارها از خودم میپرسم

 

Praying to god won't keep me alive

از خدا تقاضا میکنم که مرا زنده نگه ندارد

 

Inside my head feel the fear start to rise...

ترسی را که در حال رشد کردن است را در ذهنم حس میکنم...

 


They'll be saying their prayers when the moment comes

آنها وقتی که نوبت مرگشان فرا برسد شروع میکنند به دعا کردن

 

There'll be penance to pay when it's judgment day

هنگام روز قیامت توبه میکنند

 

And the guilty'll bleed when that moment comes

و از گناهکار هنگامی که نوبت مرگش برسد خون جاری میشود

 

They'll be coming to claim, take your soul away

آنها میآیند تا از تو روحت را بخواهند و آن را با خود ببرند

 

 


The sign of the cross

نشان صلیب

 

The name of the rose, a fire in the sky

نام شراب مقدس، آتشی در آسمان

 

The sign of the cross

نشان صلیب

 


They'll be coming to bring the eternal flame

آنها می آیند تا شعله های ابدی را بیا ورند

 

They'll be bringing us all immortality

آنها ما را می آورند تا به ابدیت بپیوندیم

 

Holding communion so the world be blessed

مراسم عشا ربانی را برگذار میکنند تا جهان خوشبخت و فرخنده شود


My creator, my god'll lay my soul to rest

پروردگار من، خدای من روح مرا میخواباند تا استراحت کند


The sign of the cross

نشان صلیب

 

The name of the rose, a fire in the sky

نام شراب مقدس، آتشی در آسمان

 

The sign of the cross

نشان صلیب

 


Lost the love of father above

از بین رفتن عشق به پدری که در آسمانهاست (منظور خداست)


Chose the lust of the earth below

پسندیدن دلبستگی به این دنیای پست

 

Eleven saintly shrouded men

یازده کشیش سر تاسر پوشیده شده

 

 

Come to wash my sins away

آنها به سمت من می آیند تا گناهانم را بشویند

 

 

 

توضیح:

همانطور که گفتم این شعر اشاره داره به مراسم تفتیش عقاید در اون زمان.

شعر داستان مردی رو بازگو میکنه که تقریباً ایمانشو از دست داده و علت اصلی آن هم کلیسا و کشیش ها و مردم کوته فکر نفهمه.همینطور در شعر اشاره میشه که شک عامل ایمانه یعنی خدا به فرد در هنگام مرگش کمک میکنه در حالی که او خود رو لایق کمک هم نمیدونسته و خدا او را به بهشت میبره و در بیتی شاعر میگه(!):

آنها وقتی که نوبت مرگشان فرا برسد شروع میکنند به دعا کردن

هنگام روز قیامت توبه میکنند

و از گناهکار هنگامی که نوبت مرگش برسد خون جاری میشود

 این بیت اشاره داره به همون مردم احمق و کودن و نامرد که فقط وقت مرگشون شروع به توبه کردن میکنن و یاد خدا میافتن مثل همین بازاری های خودمون یا آخوندا!

 

البته این تفسیر(!) نظر منه ...شاید با دیدگاه شما متفاوت باشه ...ولی این برداشت من بود.

 

 

 

********************************************************************

 

 

Name: The blood brothers

Year: 2000

Album: Brave new world

Writer: Steve Harris

 

 

ترک چهارم از آلبوم Brave New World .مطئناً اولین چیزی که در این آهنگ جلب توجه میکنه بیس نوازی عالی استیو هریسه .او دوباره مهارت خودش رو در بیس نوازی به همه ثابت میکنه.

آهنگ ریتم آرومی داره و با بیس نوازی شاهکار هریس شروع میشه.حتی اگه کسی متال باز هم نباشه عاشق این آهنگ میشه.ریتمی دلنشین با ریف های عالی و سولوهایی که تا مغز استخوان آدم رسوخ میکنه.و در آخر خوانندگی معرکه بروس دیکنسون .

 

 

Steve Harris: bass

Dave Murray: guitars

Janick Gers: guitars

Adrian Smith: guitars

Bruce Dickinson: vocals

Nicko McBrain: drums

 

 

 

And if you're taking a walk through the garden of life

اگر در حال قدم زدن در باغ زندگی هستی،

 

?What do you think you'd expect you would see

انتظار داری چه چیزی را ببینی؟

 

Just like a mirror reflecting the moves of your life

کاملاً مثل یک آینه عمل میکند و قدم های زندگی ات را بازتاب میکند

 

And in the river reflections of me

و در رودخانه انعکاسی از من وجود دارد

 

 

Just for a second a glimpse of my father I see

تنها برای یک ثانیه نگاهی گذرا از پدرم را دیدم

 

And in a movement he beckons to me

و با یک حرکت که انجام دادم به من اشاره کرد

 

And in a moment the memories are all that remain

و در یک لحظه تمام خاطراتم دوباره اتفاق می افتند

 

And all the wounds are reopening again

و تمام زخمهایم دوباره در حال باز شدنند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

And as you look all around at the world in dismay

و هنگامی که تو به اطراف دنیا با ترس نگاه می کنی

 

What do you see, do you think we have learned

چه می بینی؟ فکر میکنی که ما یاد گرفته ایم

 

Not if you're taking a look at the war-torn affray

اگر نه در حال نگاه کردن به هرج و مرج بعد از اعلام تلفات جنگ هستی

 

Out in the streets where the babies are burned

بیرون از اینجا در خیابان ها ، نوزادان در حال سوختنند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

There are time when I feel I'm afraid for the world

مدتی است که احساس می کنم برای این جهان متاسفم

 

There are times I'm ashamed of us all

بار ها شده که از خودمان شرمم گرفته

 

When you're floating on all the emotion you feel

هنگامی که در تمام احساساتت شناوری

 

And reflecting the good and the bad

و "بد" و "خوب" را بازتاب میکنی

 

 

?Will we ever know what the answer to life really is

آیا بالاخره میشود که ما جواب واقعی تمام پرسش هایمان را بفهمیم؟

 

?Can you really tell me what life is

آیا تو واقعاً میتوانی به من بگویی که زندگی چیست؟

 

Maybe all the things that you know that are precious to you

احتمالاً تمام چیز هایی را که میدانی و اعتقاد داری برایت ارزشمندند

 

Could be swept away by fate's own hand

اما میتوانند به وسیله ی سرنوشت خودت از بین بروند

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

When you think that we've used all our chances

وقتی که تو فکر میکنی ما از تمام فرصت هایمان استفاده کرده ایم

 

And the chance to make everything right

فرصت هایی که تمام چیزها را درست میکنند

 

Keep on making the same old mistakes

تو همان مشکل های قدیمی را ایجاد کن

 

Makes untipping the balance so easy

تا توازن به راحتی از بین برود

 

When we're living our lives on the edge

وقتی که ما در لبه ی زندگی خود قرار داریم

 

Say a prayer on the book of the dead

از روی کتاب مرگ دعاهایت را بخوان

 

 

We're blood brothers, we're blood brothers

ما دوستان صمیمی هستیم

 

 

....And if you're taking a walk through the garden of life

اگر در حال قدم زدن در باغ زندگی هستی ....

 

 

********************************************************************

 

Name: Afraid to shoot stranger

Year: 1992

Album: Fear of the dark

Writer: Steve Harris

 

این آهنگ هم یکی از بهترین کارهای آلبوم Fear of The Dark است.ریتم اوایل آهنگ آرام و شاید دلهره آوره و بعد در اواسط زمان آهنگ اوج میگیره.سولو ها قابل قبولن و خواننددگی بروس هم مثل همیشه عالیه.بیس نوازی استیو هریس و درام نوازی (!!) نیکو مک برایان هم احتیاج به تعریف نداره.

شعر این آهنگ داستان سربازی رو تعریف میکنه که درونش کشمکشی میان جنگ کردن و جنگ نکردن وجود دارد و در ذهنش تجزیه تحلیل میکند که آیا جنگ گناه است یا ثواب!؟

 

 

Bruce Dickinson : Vocals
Dave Murray : Guitar
Janick Gers : Guitar
Steve Harris : Bass Guitar
Nicko McBrain : Drums

 

 

 

 

Lying awake at night I wipe the sweat from my brow

شب است.  دراز کشیده ام اما بیدارم و عرقم را از روی پیشانیم پاک میکنم

 

But it's not fear 'cos I'd rather go now

اما این ترس نیست، زیرا عقل میگوید که من بروم

 

Trying to visualise the horrors that will lay ahead

سعی میکنم وحشت و بدبختی را که اتفاق خواهند افتاد را تصور کنم

 

 

 

The desert sand mound a burial ground

شن های صحرا گورستان را در بر گرفته