اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند عشق تیغی است و من بر روی لبه ی نقره ای و تیزش قدم برداشتم آقا اول بگم که وبلاگ بلاگ اسپاتم sea of madness هم آپه خواستین یه سری بزنین ... این بلاگفای نکبت که سه روزه هی داره تر میزنه ... بعد از روز قدس این جوری شده ...اونوقت میگن بدلیل مشکلات فنی!!.... گه خوردی با مشگلات فنی! عنوان این آهنگ از داستان ژولیو سزار شکسپیر برداشته شده ... جایی که مارکوس آنتونیوس به طرف مردم روم برمیگرده و درباره ی مرگ سزار باهاشون صحبت میکنه، و با جدیت از حاکم مقتول دفاع میکنه و بروتوس ، یکی از قاتلین رو، به شدت محکوم میکنه: منبع : ironmaidencommentary
Love is a razor and I walked the line on that silver blade
Slept in the dust with his daughter, her eyes red with the slaughter of innocence
But I will pray for her, I will call her name out loud
I would bleed for her, if I could only see her now
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Balancing on a ledge, living on a razor's edge
Balancing on a ledge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
Circle of fire my baptism of joy at an end it seems
The seventh lamb slain, the book of life opens before me
And I will pray for you, someday I may return
Don't you cry for me, beyond is where I learn
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
(3:15 – Solo: Adrian Smith)
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil, the evil, the evil that men do
The evil, the evil, the evil that men do
با دختر او در میان گرد و خاک خوابیدم ، چشمانش سرخ بود معصومیت از او رخت بر بسته بود
اما من برای او دعا میکنم، نامش را بلند فریاد خواهم کرد
برایش خواهم مرد ، اگر تنها یک لحظه او را ببینم
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، زندگی بر لبه ی تیغ
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
حلقه ی آتش، غسل تعمید خوشی من در پایانی که به نظر میرسد، است(!)
هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود
و من برای تو دعا خواهم کرد، روزی باز خواهم گشت
برای من گریان نباش، آن دورتر جایی است که من فرا خواهم گرفت
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
"دوستان، مردم روم، هم میهنان، به من گوش دهید ; من آمده ام تا سزار را به خاک بسپارم، نه این که از او تمجید کنم. اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند پس از این نیز ادامه خواهد داشت، نیکی، بارها با استخوان های ایشان با خاک مدفون شده است ; پس بگذارید این خوبی با سزار بماند"
ژولیو سزار. پرده سوم ، صحنه ی 2
با این حال به آهنگ هیچ ربطی نداره ( سر کار رفتی ... قبول نداری؟ به جهنم!) اما با این حال اشعار کاملاً شاعرانه و هنرمندانه نوشته شده و درکش کمی سخته (قبول نداری؟ به جهنم!) ... متن شعر بیشتر شبیه آهنگ رویا های پریشانه ، چون به جهان پس از مرگ و اینا میپردازه ... شخصیت داخل داستان میتونه هفتمین پسر اول باشه ... اما معلوم نیست اون دختری که باهاش تو گرد خاک خوابیده(!) کیه؟... بعلاوه جمله ی " معصومیت از او رخت بر بسته بود" میتونه به معنای این باشه که بکارتش رو از دست داده. اما کیه این؟
کاملاً روشنه که این بابا عاشق یه دختری بوده ("برایش خواهم مرد") و همینطورمدتی بوده که از دستش داده بوده ("اگر تنها یک لحظه او را ببینم").... باقی متن میگه این بابا قصد خودکشی هم داشه، شاید از دست دادن اون دختره و خواب هایی که میبینه فشار زیادی بهش آوورده... با این حال هنوز هم امید داره که روزی برمیگرده ( احتمالاً تناسخه منظورش)
اما به نظر خودم این دختره رو میتونه تو رویاهاش دیده باشه ... شاید به خاطر اون میخواد بمیره ... اما من این جمله " هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود" رو درست حسابی نفهمیدم ... یعنی ممکنه به جادوی سیاه روی آوورده باشه؟!! .... به هر حال منتظر نظراتتون هستم ...تفسیر کنین : به نظرتون دختره کی میتونه باشه؟ در جمله ی دختر او ، منظور از "او" کیه؟!!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 13:51 توسط سیاوش |
راستی روز قدس رو لطفاً به گه بکشید! و به "ج.ا" و "ا.ن" و "آیت الله نامبروان" زهر مار کنین این روز رو! راستی یه نفر پرسیده بود که چجوری میشه فهمید کدوم سولو رو کی میزنه .... کافیه بری به سایت ironmaidencommentary.com و از اونجا آلبوم رو انتخاب میکنی و بعد هم میری به قسمت lyrics ...اونجا سولو هارو زده
Infinite dreams I can't deny them, infinity is hard to comprehend
I couldn't hear those screams even in my wildest dreams
Suffocation waking in a sweat, scared to fall asleep again
In case the dream begins again
Someone chasing I cannot move, standing rigid a nightmare's statue
What a dream when will it end and will I transcend?
Restless sleep the minds in turmoil, one nightmare ends another fertile
Getting to me so scared to sleep but scared to wake now, in too deep
Even though its reached new heights I rather like the restless nights
It makes me wonder it makes me think there's more to this I'm on the brink
It's not the fear of what's beyond it's just that I might not respond
I have an interest almost craving but would I like to get too far in?
It can't all be coincidence too many things are evident
You tell me you're an unbeliever, spiritualist? Well me I'm neither
But wouldn't you like to know the truth of what's out there to have the proof
And find out just which side you're on, where would you end in Heaven or in Hell?
Help me – help me to find my true self without seeing the future
Save me – save me from torturing myself even within my dreams
(4:39 – Solo: Dave Murray)
(4:51 – Solo: Adrian Smith)
There's got to be just more to it than this or tell me why do we exist
I'd like to think that when I die I'd get a chance another time
And to return and live again, reincarnate, play the game
Again and again and again and again
رویا های پریشان
اين رويا هاي بي پايان رو نميتونم انکار کنم ، بي پاياني رو نميشه درک کرد
نتونستم اون فرياد ها رو بشنوم ، حتي در عجيب ترين روياهام
حالت خفگی بهم دست میده و از خواب بيدار ميشم و عرق ميريزم
نکنه اين رويا ها دوباره شروع شده باشن؟
يه نفر دنبالمه ، نمي تونم تکون بخورم ، يه پيکره توی کابوسم محکم ايستاده
اين چه رويايه ،کي تموم ميشه، آيا ميتونم بهش غلبه کنم؟
خوابام بيقراره ، افکارم آشفته است ، يه کابوس تموم ميشه و يکي ديگه شروع ميشه
که مطمئناً بايد از خوابيدن بترسم اما الان از بيدار شدن ميترسم، در خواب عميق
حتي اگه اين (رویا) به يک درجه جديدي برسه باز هم ترجيح ميدم يه شب بي قراري (خواب پریشان) داشته باشم
اين (رویا) باعث ميشه شگفت زده بشم باعث ميشه فکر کنم که خيلي چيز هاي اين جا هست و من فقط در کرانه ی اونم
اين ترس از اين نيست که اون پشت مشتا چيه، اين فقط چيزيه که شايد نتونم براش پاسخي پيدا کنم
من يه علاقه اي دارم که بيشتر مثل هوس ميمونه که آيا ميتونم فراتر برم؟
همه ي اينا نميتونه يه تصادف باشن ، خيلي چيز ها آشکارن
تو به من ميگي که من غير قابل باور هستم و به روح و اينا اعتقاد دارم؟خب من هيچ کدوم از اينا نيستم
اما مگه تو دوست نداري حقيقتي که اونجاست و بايد ثابت بشه رو بفهمي ؟
و بفهمي که تو کدوم طرفي هستي؟ آخرش ميري به جهنم يا بهشت؟
کمکم کن - کمکم کن تا شخصيت واقعيم رو بفهمم بدون اين که آينده رو ببينم
نجاتم بده - از اينکه خودم رو حتي درون روياهام شکنجه بدم نجاتم بده
بايد يه چيزي بيشتر از اين ها باشه يا اينکه به من بگه چرا ما وجود داريم
دوست دارم به اين فکر کنم که وقتي ميميرم فرصتي براي زندگي دوباره خواهم داشت
و برگردم و دوباره زندگي کنم، تناسخ کنم ، بازي کنم
دوباره و دوباره و دوباره و دوباره
داستان درباره ي فرديه که يه سري خواب هاي غير معمولي و عذاب آور ميبينه. این بابا میتونه هفتمین پسر اولیه باشه و بتابراین میتونه واقعاً یه بابایی باشه! یعنی بابای هفتمین پسر بعدی باشه.همینطور به نظر میرسه ایشون
یه سری قدرت های محدود و ماوراالطبیعه هم دارن، با این حال هیچ وقت الهام ها و خواب های ماوراالطبیعه یی که میبینه رو نمیفهمه. متن شعر خیلی شبیه این آهنگه : 'Hallowed Be Thy Name'
طریقه ی توصیف کردن احتمالات جهان پس از مرگ در این دو آهنگ تقریباً شبیه همه .... در کل میشه گفت بعد از قرآن در اشعار میدن اینقدر به برزخ و مرگ اشاره شده!! :) ... همونطور که میبینید این بار هم میدن به طور
واضح به تناسخ اشاره میکنه ، این موضوع مطمئناً یکی از موضوعات مورد علاقه ی گروهه ، طوری که حتی نام یک آلبوم (غیر استودیویی) رو درباره ی همین موضوع نام گذاری کردن (live after death )
از لحاظ موسیقیایی هم این آهنگ به اندازه کافی غنی و باارزشه ... سولوی اول رو دیو موری و دومی رو آدریان میزنه ...
همونطور که دیدین این شعر فقط از لحاظ فنی! خوب بود و زیاد مثل آهنگ های دیگه آلبوم epic و حماسی نبود و ارجاعات زیادی نداشت ...
آهنگ بعدی این آلبوم اینه : Can I Play With Madness که قبلاً در این وبلاگ ترجمه شده ... میتونین دوباره بخونینش
و
.
.
.
پست بعدی راجع به این آهنگه :
The Evil That Men Do
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:8 توسط سیاوش |
هفت گناه کبيره، هفت راه براي پيروزي من، متولد هیچ کس، فرشته هبوط يافته اي هستم که تو و اعمالت را نظاره مي کنم این مقدمه به احتمال زیاد میخواد ذاستان هفتمین پسر رو برامون تعریف کنه."متولد هیچ کس" که مطمئناً یعنی شیطان که به عنوان فرشته ی هبوط یافته هم شناخته میشه، با اسمی که تو آهنگ ذکر میشه همون لوسیفره.خیلی جالبه که بدونین لوسیفر به معنای "رساننده ی روشناییه" و همون معادل Prometheus (تایتان) تو اسطوره های یونانی میشه. تایتان یه اشتباهی میکنه و آتش رو میده به انسان، درست همونطور که لوسیفر دانش رو میده.که بعد هم جفتشون توسط خداهای مربوطه به شدت تنبیه میشن. Scarlet Whore بدکاره ی سرخ رنگ که در آهنگ اشاره شده هم به عنوان یه خدا در زیارتگاه Crowley وجود داره.اون بابالونه، زن سرخ Liber AL vel Legis و بدکاره ی بابل، که تو کتاب Book of Revelations ذکر شده... دیگه بقیشو نگم بهتره خواستین خودتون برین دربارش تحقیق کنین!! اگرچه Aleister Crowley نویسنده ای پرکار بود اما تعداد رمان خیلی کمی نوشت. Moonchild یکی از اوناست که اتفاقاً معروفترینشون هم هست.در سال 1917 نوشته و 1929 هم چاپ میشه. داستانش مثل همیشه راجع به جنگ بین نیروهای خیر وشره.یه دختر جوون تو یه مخمصه گیر میوفته که بین تو تا مرد کدومشون رو انتخاب کنه. یه چیز جالب : اسم ناشر کرولی "انتشارات مهرگیاه" بوده که در آهنگ اشاره میکنه! در chourus آهنگ میشنویم که میگه "فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو".طبق باورهای قدیمی مهر گیاه (Mandragora officinalis) دارای قدرت های جادویی خاصی بوده.خرافاتی هست که میگه ریشه این گیاه شبیه آدمه!. این جور عقیده دارن که این گیاه زیر چوبه ی دار روییده میشه که یعنی نطفه های مرد به دار آویخته شده ! میریزه پایین و از اونا مهر گیاه درمیاد(در واقع این یه واقعیت علمیه که شکستن گردن آدم باعث انزال میشه ... جالب شد!). بعضی ها میگن که باید ریشه رو از زمین کند و بهتره که موم بکنن تو گوش هاش !، تا وقتی با آزاد کردن مهرگیاه شروع به جیغ زدن کرد مانع کر شدن یا حتی مرگش شد!.... در واقع مهر گیاه یه گیاهه معمولیه که حالا چون شکل ریشش شبیه ادم بوده یه آدم الافی تو شونصد سال پیش این داستان ها رو سر هم کرده و همین جوری یه کلاغ چل کلاغ شده تا رسیده به این (واقعاً آدم فکر میکنه میبینه این قدیمی ها چقدر الاف بودن!!) مهر گیاه خاصیت تقویت جن*سی هم داره. امروزه هم به این نتیجه رسیدن که الکالوييدهایی تویه ریشه این گیاه کذایی وجود داره که یکی از اونا اتروپين هستش!!! بعله خیلی دیگه از بحث پیچیده شد ولی این همه گفته شد تا به این برسیم : این مواد شیمیایی قویاً توصیه شده که تو شرایطی مثل ضعف قلبی و حاملگی مصرف نشه! داستان هفتمین پسر احتمالاً برمیگرده به دوران قرون وسطی و به نظر میرسه که مادر هنگام بارداریش توسط ریشه مهر گیاه درمان میشه. اما آیا این کار واقعاً برای بچه ی تو شکم ننش ! تاثیری داره؟ از اسطوره های زیادی تو این آهنگ استفاده میشه.مادر هفتمین پسر نگران اینه که نکنه بچش هیولایی چیزی باشه ، اما لوسیفر بهش یادآوری میکنه که اگه بخوای خودکشی کنی جات تو جهنمه(طبق عقاید مسیحی ها و البته مسلمونا).آیا ممکنه فرشته هبوط یافته بابای بچه هه باشه؟ بالاخره اون هم خودش هفتمین فرزند بود و یکی از فرزندان مورد علاقه ی خدا بود البته قبل از اینکه حریص بشه و از بهشت پرتش کنن بیرون.به هر حال تو چند تا آهنگ بعد از سرگردانی باباهه گفته میشه که خودش هم هفتمین پسر باباش بوده. همچنین قدرت های ماورا الطبیعه هم داشته اگرچه قدرت هاش به پای قدرت های بچش نمیرسیده. خب این بود moonchild که طولانی ترین متن و تفسیر رو هم داشت ... به نظرم شعر یکم گنگ اومد و همینطور ارجاعات این آهنگ بدلیل اینکه ما با اسطوره های اونا زیاد آشنا نیستیم. لوسیفر رو که میدونین همون شیطان رجیم خودمونه(یعنی خودشونه) .... پیشنهاد میکنم سریال Supernatural رو گیر بیارین ببینین .... هم فاله هم تماشا ، خیلی خوب با اسطوره های اونا آشنا میشین .... کلاً از جومونگ خیلی بهتره !! به جای اینکه جومونگ ببینین اینو تماشا کنین. منابع: Wikipedia
Seven deadly sins seven ways to win
Seven holy paths to hell and your trip begins
Seven downward slopes seven bloodied hopes
Seven are your burning fires seven your desires...
I am he the bornless one the fallen angel watching you
Babylon, the scarlet whore, I'll infiltrate your gratitude
Don't you dare to save your son kill him now and save the young ones
Be the mother of a birth strangled babe, be the devils own Lucifer's my name
Moonchild – hear the mandrake scream
Moonchild – open the seventh seal
I count the heads of those unborn the accursed ones I'll find them all
If you die by your own hand as a suicide you shall be damned
And if you try to save your soul I will torment you – you shall not grow old
With every second and passing breath you'll be so alone your soul will bleed to death
Moonchild – hear the mandrake scream
Moonchild – open the seventh seal
Moonchild – you'll be mine soon child
Moonchild – take my hand tonight
The twins they are exhausted, seven is this night
Gemini is rising as the red lips kiss to bite
Seven angels seven demons battle for his soul
When Gabriel lies sleeping, this child was born to die
(3:38 – Solo: Adrian Smith)
(4:07 – Solo: Dave Murray)
One more dies and one more lives, one baby cries one mother grieves
For all the sins you will commit you'll beg forgiveness and none I'll give
A web of fear shall be your coat to clothe you in the night
A lucky escape for you young man but I'll see you damned in endless night
Moonchild – hear the mandrake scream
Moonchild – open the seventh seal
Moonchild – you'll be mine soon child
Moonchild – take my hand tonight
هفت سراشيبي به پايين، هفت اميد خون آلود
اين هفت ها آتش سوزان تو اند، هفت ها هوس تواند
babalon، بدکاره ي سرخ رنگ ، سپاسگذاريت را گزارش خواهم کرد
چنين جسارتي نکن که پسر را نجات دهي هم اکنون او را بکش و پسران جوان ديگرت را نجات بده
مادر کودکی مرده باش، به اهریمن بپیوند ، نامم لوسیفر است
فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن
سرهای کسانی که هوز متولد نشده اند را می شمرم ، آن نفرین شدگان، همه آنها را پیدا خواهم کرد
اگر به وسیله ی خودت کشته شوی به علت خودکشی به جهنم فرستاده خواهی شد
و اگر سعی کنی روحت را نجات دهی شکنجه ات خواهم داد - چند سال بیشتر دوام نخواهی آورد
هر لحظه ای که میگذرد و با هر نفسی که دم و بازدم میشود تو تنها تر خواهی شد و روحت به مرگ نزدیک تر خواهد شد
فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن
فرزند ماه - تو بزودی از آن من خواهی شد
فرزند ماه - دستانم را امشب بگیر
دوقلو ها از دست رفته اند، هفتمی برای امشب است
برج جوزا مانند لبی که میخواهد ببوسد تا نیش بزند، ظاهر خواهد شد
هفت فرشته و هفت اهریمن برای روح او میجنگند
وقتی که جبرئیل می خوابد، این کودک متولد شده تا بمیرد
یک نفر بیشتر می میرد و یک نفر بیشتر، زندگی میکند، کودکی میگرید مادری غمگین میشود
برای تمامی گناهانی که مرتکب خواهی شد، درخواست بخشش میکنی و من نخواهم داد
شب ها، بافته ای از ترس پوشش توست
بخت با تو بود که توانستی از چنگم فرار کنی مرد جوان ، اما در شب بی پایان تو را در جهنم خواهم دید
فرزند ماه - فریاد مهر گیاه را بشنو
فرزند ماه - هفتمین دریچه را باز کن
فرزند ماه - تو بزودی از آن من خواهی شد
فرزند ماه - دستانم را امشب بگیر
این آهنگ از کتاب آیین مذهبی Liber Samekh اثر Aleister Crowley اقتباس شده. این آیین درباره ی تشریفاتیه که توسط Beast (Crowley) وضع شده که توش درباره ی راه و روش بدست آوردن آگاهی و صحبت کردن با فرشته نگهبان اونه.بعضی از قسمتهای این شعر کاملاً بهش نزدیکه.
در حالیکه 'The Number Of The Beast' باعث شده بود عده ای از متعصب های مذهبی (که فقط اسم آلبوم رو خونده بودن ،نه متن رو) اعتراض کنن، 'Moonchild' باعث نگرانی عده ای از مسیحی ها شد. که برخلاف اون قبلی ها (که با هرگونه شعری که کلمه ی شیطان توش ذکر شده باشه مخالف بودن)، کمی هم توی عمق متن رفته بودن و فهمیده بودن که این شعر از یکی از جادوگر بازی هایه! Crowley اقتباس شده .... بگذریم....![]()




خلاصه اینکه درباره ی ننه بابای این پسر تو این آهنگ صحبت شد ، ننه هه که آبستن پسرست در مرکز توجه لوسیفره و جبرئیل (همونی که لوسیفر رو پرت کرد بیرون) خوابه و فرشته های زیر دستشو فرستاده به جنگ برای بدست آوردن روح هفتمین پسر. و به نظر هم میرسه بچه هه حتی هنوز از شیکم ننش نیومده بیرون نفرین شده باشه...!
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:39 توسط سیاوش |
اول از همه بگم که من یه وبلاگ زدم تو بلاگ اسپات به اسم www.sea-ofmadness.blogspot.com
لطفاً به دامینش نخندین!! چاره ای نداشتم....
مطمئناً این وبلاگ (همین بلاگفا ئه ) آپ خواهد شد! منتهی پست های مربوط به آیرن میدن در این وبلاگ و مطالب با موضوعات دیگه تو اون یکی نوشته میشه....
از اینکه دوباره دیر شد ببخشید .... راستش این پست رو اصلاً از یه هفته پیش به صورت آماده داشتم! ولی می خواستم بیاین پست قبلی رو بخونین بعد برم سراغش.
در عملياتي ژانگولر ! قصد دارم کل آلبوم Seventh Son of a Seventh Son رو براتون با مخلفاتش ترجمه کنم
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 8:34 توسط سیاوش |