ویرایش شده در 26 مهر 87:
راستی این مطلب با کمک دوست خوبم کیانوش ،یکی از باحالترین متالر های واقعی که تو ایران وجود دارند، نوشته شده
درود
درباره ی ادی روایت های زیادی است اما زیباترین آنها را در یکی از وبلاگ ها خواندم که آدرس آن یادم نیست ،(اگه کسی میدونه منبع این مطلب چیه بگه) :
""""(در يک شب تاريک در کوچه پس کوچه هايه پاريس مردي انگليسي در حال قدم زدن صداي جيغي گوش خراش را ميشنود ... وقتي به محل صدا ميرسد تنها چيزي که وجود دارد جسد قصابي شده ? دختر بيگناه است ... شروع به فرياد زدن ميکند :« پليس را خبر کنيد ? پليس را خبر کنيد پيش از اينکه قاتلين فرار کنند » و ... مردم وارد کوچه ميشوند. ? جسد وجود دارد مردي با دستاني خون آلود بر بالين آن ? معصوم و نميتواند به زبان آنها صحبت کند ... همه چيز مشخص است ... همه به او خيره خيره نگاه ميکنند ... مرد کنترل خود را از دست ميدهد ... « بايد فرار کنم » ... تنها و احمقانه ترين جمله اي که در ذهنش نقش بست ... تمام فرانسه در پي او هستند ... در يک صبح سرد ماه اکتبر ... مامورين پليس مغرورانه مرد متهم به قتل را دستگير ميکنند ... دلايل نقص ندارند ... دادگاه راي خود را صادر ميکند : ( مرگ ) ... حياط زندان ( ساعت ? صبح ) : مرد به همراه گاردها به سوي مکان اجرايه عدالت ميرود ... شخصي از درون سلولي ( با فرياد ) : « خداوند همراهت » ... مرد با خود زمزمه ميکند : « اگر خدايي هست پس چرا ميگذارد من بروم » ... فرشته عدالت اينبار شمشير خود را بيرحمانه بر سر بيگناهي فرود مي آورد. ? سال بعد ( شبي بازهم تاريک ) ... قبرستاني خوف ناک ... در سالگرد نشستن لکه ننگ بر دامان فرشته عدالت ... ماه روي خود را با ابرها ميپوشاند ... طوفان آغاز ميشود ... صاعقه اي به قبري برخورد ميکند ... رويا به حقيقت ملحق ميشود و مرد جان دوباره ميابد ... زمان انتقام فرا رسيده ... مرد باز ميگردد که انتقام خود را از ما و عدالت کورمان بگيرد ... و Eddie زاده ميشود.""""
این یک روایت بود که به نظر من جذاب ترین و بهترین است.
اما حالا وارد شویم و به جزییات بیشتری بپردازیم:
ادی(Eddie) ،سمبل آیرن میدن، اولین بار توسط کارگردان صحنه وقت گروه (دیو بیزلی) ابداع شد و ابتدا فقط یک سر بود که در بالای سر درامر قرار میگرفت و در صحنه از آن استفاده میشد.همچنین به طور دائم خونی را از دهان تف می کرد، جوکی را که برای آن سر ساخته اند اینست:
"یه زنه بچه دار میشه که بچش فقط یه کلست، دکتر بهش میگه که نباید نگران باشی چون اون بزرگ میشه و یه بدن خوب و سالم درمیاره فوقش یه پنج سال طول میکشه.بعد از پنج سال پدر ادی در روز تولد ادی وارد اتاق اون میشه میگه:خوب ! امروز تولد توئه، و بدون که ما یه سورپرایز برات داریم پسر...هنوز یه ثانیه از این حرف بابائه نگذشته بود که ادی جواب میده: اوه نه!!! بازم یه کلاه لعنتی گه دیگه!!"
(این خارجی ها با این جوک گفتنشون!! یعنی اینا ترک ندارن تو مملکتشون براش جک بسازن؟)
ادی تا آن مدت بدن نداشت تا اینکه آیرن میدن با درک ریگز آشنا می شود و او بدنی را متناسب با ادی درست می کند.متعاقباً گروه تصمیم میگیرد این بدن را تا انتشار اولین آلبومشان،" آیرن میدن"، پنهان نگاه دارد.در 1980 بدن به نمایش درمی آید،که طراحی صورت آن کاملاً با ادی پیشین متفاوت است.همچنین آن تصویر ادی را فقط از بالای نیم تنه نشان میداد.
ادی موضوع خوبی را برای گروه در کاور سینگل Sanctuary و Woman in the Uniform ایجاد کرده بود.کاور مخفیگاه (Sanctuary) ادی را نشان می دهد که دارد مارگارت تاچر(نخست وزیر وقت انگلستان) را به ضرب چاقو از پای درمی آورد.این کاور سانسور شد .مردم به طور گسترده ای اعتقاد داشتند که این کاور مورد غضب خود مارگارت تاچر درآمده و او خود آن را سانسور کرده ،در حالی که تاچر این قضیه را تکذیب میکرد.راد اسمالوود(مدیر بند) اعتقاد داشت که نوار سیاهی که برای سانسور استفاده شده اتفاقاً تبلیغ خوبی برای آلبومست!.البته نوار سیاه فقط در نسخه مخصوص انگلیس وجود دارد اما در نسخه مخصوص اروپا این نوار سیاه موجود نیست.
بر پوسته "شماره ی دیو" ادی در حالی که شیطان را عروسک گردانی میکند به نمایش درآمده ، همچنین شیطان در حال گرداندن عروسک ادیست.خیلی از مردم عقیده دارند این همان جایی است که این تصور بوجود آمده که آیرن میدن گروهی ساتانیست است .(موضوعی که همیشه آیرن میدن آنرا به شدت تکذیب میکند)
برای آلبوم "قطعه ای از ذهن" ، ادی در تیمارستان است و و مورد lobotomize قرار گرفته (عملی که طی آن قطعه ای از مغز را برای ایجاد حس گیجی در فرد جدا میکنند، و فرد تمام هوش و حواس خود را از دست می دهد).چفت قفلی که روی سر ادی قرار دارد تمام این سالها بر کاراکتر ادی باقی مانده.
در کاور "برده قدرت" ادی به عنوان زیارتگاهی عظیم بر روی هرمی در مصر باستان طراحی شده.این کاور تعدادی پیغام پنهانی از جمله "Bollokz" را در دل خود دارد.این نماد بر قسمت چپ هرم قرار دارد.همچنین این پیام: "چه کپه ی ان و گهی!" (What a load of crap ) (!) در قسمت راستی هرم قرار گرفته. و در آخر بر مافوق قسمت ورودی زیارتگاه نماد درک ریگز (طراح کاورهای گروه) جای دارد.
"جایی در زمان" پر است از پیغام های پنهانی.(تمام این پیغام ها در پست های پیشین همین وبلاگ مورد بررسی قرار گرفته) و ادی را در حالی که از آینده آمده و تفنگی لیزری در دست دارد ،به تصویر کشیده، که بیشتر شبیه ترمیناتور است.این طراحی گرافیکی را میتوان در مقابل آلبوم "هفتمین پسر از یک هفتمین پسر" مقایسه کرد، کاور "هفتمین پسر از یک هفتمین پسر" ادی را از بالا تنه بر روی یک دریاچه نشان میدهد که روده ی خود را در چنگ گرفته.
"دعایی برای مرگ وجود ندارد" که ادی نسبتاً پیری را در حال شکستن قبر خود نشان میدهد و "ترس از تارکی" توسط هنرمند دیگری طراحی شده(ملوین گرانت) .عامل ناشناخته با کاور های پیشین گروه به کلی متفاوت بوده و ادی را در حالی که پاهایش قطع شده و بر روی صندلی الکتریکی نشسته نشان میدهد.اغلب مردم در نگاه اول فکر میکردند که ادی توسط کامپیوتر ساخته شده اما در واقع عکسی بود که از مدل مینیاتوری ادی ، ساخته ی "هیو سیم" گرفته شده بود.
"11 مجازی"برگرفته از بازی کامپیوتری "Ed Hunter" طراحی شده که در آن شما در نقش ادی بازی میکنید و در راه خود با قسمت های آشنای تاریخچه ی آیرن میدن مواجه می شوید.در کاور "دنیای قشنگ نو" (Brave New World) ادی را در آسمان آینده لندن میبینیم که به پایین نگاه میکند.عده ای این کاور را بهترین کاور گروه می دانند.مدتی بعد، درک، پس از اینکه کاور سینگل مرد حصیری "Wicker Man" را که مورد مقبولیت قرار نمیگیرد را طراحی میکند، اعلام میکند که مرد حصیری آخرین کاری بود که برای آیرن میدن انجام داده است، و دلیل این تصمیم را سختگیر بودن اعضای گروه اعلام میکند.
در "بینایی دیو" (Visions Of The Beast) مغز ادی در حالی که در اطراف او پرواز میکند پیش ادی برگشته. در طرح روی Give Me Ed Tour Eddie چفت روی سر ادی هنوز وجود دارد (در رقص مرگ پیشانی ادی معلوم نیست)
در 2003 آیرن میدن با "رقص مرگ" موفقیتی عظیم در جلوی روی خود میبیند، اما برای عده ای انتخاب عجیب طرح روی کاور مورد تردید قرار گرفت.در این کاور، ادی را که بسیار شبیه عزراییل است را بر روی سالن رقصی با نقش های هندسی همراه با عده ای که باشلق مشکی رنگی را بر تن دارند ، در پس زمینه مشاهده میکنیم.در جلوی عکس 11 انسان کامپیوتری و 2 حیوان میبینیم.
در کاور "یک چیز بسیار مهم" ادی به عنوان یک ژنرال نمایش داده شده، و ارتش سربازان اسکلتی را با غرور به طرف جنگی حماسی، رهبری میکند.ادی بر روی تانک ایستاده.
این بود تاریخچه ای از ادی...اما اگر بخواهیم معنی نماد ادی را بررسی کنیم باید بگوییم که ادی در جاهای مختلف معانی مختلفی دارد اما با توجه به روایتی که ابتدای پست گفتم ،میتوان ادی را نماد انسان معمولی امروزی دانست ،انسانی که مورد بی عدالتی و ... قرار گرفته و چهره ادی چهره ی واقعی انسان را به تصویر میکشد ، وحشتناک و زشت .
گاهی ادی پلید است و حتی شیطان را عروسک گردانی می کند و گاهی فرد مظلومی است که تکه ای از مغزش را برمیدارند تا او متوجه هیچ چیز نشود.
=============================================================
منابع: وب سایت http://www.maiden-world.com
وب سایت ویکی پدیا
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 23:19 توسط سیاوش |
ترس از تاریکی آخرین تراک از آلبومی با
همین نامست که در سال 1992 منتشر شد.فکر نکنم بیش تر از این احتیاج به معرفی داشته
باشد ، چرا که یکی از معروف ترین و محبوب ترین آهنگ های میدن است. حتی بند Graveworm و
همچنین آیرون میدنز نیزاین آهنگ را کاور
کرده اند (دقت کنید که Iron Maidens ) که گروهی هستند که تمام اعضای آن زن هستند و در ستایش آیرن میدن
تشکیل شده اند. آهنگ با ریف آغازین گیتار زیبایی آغاز
میشود که کم کم سرعت آن کاهش می یابد و سپس قطعه ای اکوستیک نواخته می شود و بروس
دیکنسون نیز وارد میشود و با صدایی مرموز از ترس و تاریکی و ... میگوید ، در دقیقه
1:23 گیتار های دیستورشن و درامز شروع به نواختن میکنند .در کل، آهنگ فضایی دلهره
آور دارد که متناسب با شعر آن است. به نظر من بزرگترین نقطه قوت ترس از
تاریکی شعر آنست ...آهنگ زیاد شما را درگیر نمیکند و فقط اینقدر خوب هست که از آن لذت ببرید ، اما شعر نوستالوژیک آن شما را
به دوران کودکی می برد ،زمانی که میترسیدید در اتاق خوابتان بخوابید!! یا اینکه از
سایه ی خودتان میترسیدید ...ترس هایی که حتی حالا که بزرگ شده اید نیز با شماست
.... در کل شعر بسیار درگیر کننده است و با
تک تک قسمت های آن میتوان همذات پنداری کرد. با اینکه شعر زیاد فلسفی نیست و از کلمات
قلنبه سلمبه استفاده نکرده. Fear Of The Dark ترس از تاریکی من آدمی هستم که تنها قدم میزنم وقتی که دارم توی یه جاده تاریک نصفه شبی راه میرم ، یا تو پارک ولگردی
میکنم وقتی که چراغ ها خاموش میشن بعضی اوقات یه حس کوچک و عجیبی پیدا
میکنم وقتی که تاریک میشه یه خرده مضطرب میشم ترس از تاریکی، ترس از تاریکی من یه ترس همیشگی دارم که انگار یه چیزی
همیشه نزدیکه ترس از تاریکی، ترس از تاریکی یه ترس بیخود دارم که انگار یه نفر
همیشه این بغله آیا تابحال تا آخرین نفس دنبال یه دیوار
گشتی؟ یا تابحال خزیدن یه چیزی رو روی گردنت
احساس کردی؟ وقتی که داری دنبال روشنایی میگردی؟ گاهی اوقات که میترسی به گوشه ی اتاقت نگاه کنی حس کرده ای که یه نفر داره نگات می کنه آیا تا حالا تو شب تنها بودی؟ شده فکر کنی صدای قدم زدن از پشتت میاد؟ و برگردی و ببینی هیچکس پشت سرت نیست؟ و موقعی که قدم هات رو تند تر میکنی میفهمی که خیلی سخته دوباره برگردی و
نگاه کنی! چونکه مطمئنی یکی اونجاست دیشب داشتی فیلم ترسناک میدیدی! درباره ی جادوگر ها و افسانه های قدیمی
صحبت میکردی! نگرانی های ناشناخته ای که تویه ذهنته شاید ذهنت داره کلک میزنه! یه چیزیو حس میکنی، و اونموقع است که
یکهو خیره میشی به سایه های رقصنده پشت سرت ترس از تاریکی، ترس از تاریکی من یه ترس همیشگی دارم، فکر کردم
شنیدی!؟ ترس از تاریکی، ترس از تاریکی یه ترس بیخود دارم که انگار یه نفر
همیشه این بغله وقتی که دارم توی یه جاده تاریک میرم.... من آدمی هستم که تنها قدم میزنم....
[Harris]
I am a man who walks alone
And when I'm walking a dark road
At night or strolling through the park
When the light begins to change
I sometimes feel a little strange
A little anxious when it's dark.
Fear of the dark,fear of the dark
I have constant fear that something's always near
Fear of the dark,fear of the dark
I have a phobia that someone's always there
Have you run your fingers down the wall
And have you felt your neck skin crawl
When you're searching for the light ?
Sometimes when you're scared to take a look
At the corner of the room
You've sensed that something's watching you.
Have you ever been alone at night
Thought you heard footsteps behind
And turned around and no-one's there ?
And as you quicken up your pace
You find it hard to look again
Because you're sure there's someone there
Watching horror films the night before
Debating witches and folklore
The unknown troubles on your mind
Maybe your mind is playing tricks
You sense,and suddenly eyes fix
On dancing shadows from behind.
Fear of the dark, fear of the dark
I have a constant fear, thought you heard
Fear of the dark, fear of the dark
I have a phobia that someone's always there.
When I'm walking a dark road
I am a man who walks alone
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 22:46 توسط سیاوش |

نمیدونم که قبلاً گفته ام که بروس دیکنسون در رادیو bbc هر هفته برنامه دارد ؟ به هر اگه نگفته باشم هم الان گفتم ...خلاصه اینکه این خبر میتونه مصادف با انتشار آلبوم جدید متالیکا جذاب باشه ... خبر اینه که متالیکا در روز 19 سپتامبر به برنامه بروس دیکنسون دعوت شده ...فکر کنم میشه جمعه هفته بعد که فکر کنم خیلی برنامه جذابی باشه ...من که تا بحال برنامه ی بروس رو گوش نکردم اما فکر کنم خیلی باید جذاب باشه که بعد از این همه سال هنوز ادامه داره
به هر حال من دنبال این برنامه میگردم اگه کسی خواست لینکشو میذارم اینجا
راستی اسم کامل این برنامه bbc 6 music هستش که اگه کسی خواست بدونه
http://www.bbc.co.uk/6music/
http://www.bbc.co.uk/6music/shows/bruce_dickinson/download.shtml
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 12:48 توسط سیاوش |
این پست در جواب نظر اون جوجه ای که اومده ضر ضر کرده (امین)
اون فحشایی که دادی همش باباته
آخه تو جوجه گه خوردی میگی متال بازی ....برو یکم سواد یاد بگیر که بتونی تشخیص بدی که من اون مرلین ان سونتون رو نو متال حساب نکردم ....باز صد رحمت به نو متال ها سگشون میرزه به این کثافت .... آخه بدبخت حیف فحش که من به تو بگم .... مرلین منسون بویی از متال نبرده... انه متال هم حساب نمیشه تو جوجه آخه از موسیقی چی سرت میشه ضر ضر میکنی تو که هنوز تو فارسیش موندی میای باسه من در باره ترجمه ضر ضر میکنی تو اگه ننه بابا داشتی این قد بی ادب نبودی ....حتماً ننه بابا بالاسرت نبوده... برو گمشو از متال بیرون همون رپ و مرلین منسونتو گوش کن که همونا به دردت می خوره آشغال همین تو امثال توئن که گه میزنن تو متال ...فکر کردی متال از اولش همین وضع رو داشت نکبت ؟؟؟ تو و امثال تو زدن ریدن توش ....20 سال دیگه اون مرلین ان سونتون پیر شد دیگه نتوست کونشو بشوره میخوام ببینم تو و مرلینت کجایین .....
تو اگه جرات داشتی آدرس وب و ایمیلتو میذاشتی بقیه به حسابت میرسیدن
این وبلاگ رو هم ساختم که طرفدارای واقعی موسیقی بیان توش نه امثال نکبت تو که از موسیقی هیچی سرشون نمیشه و سواد ندارن ....این وب همش متنه عکس نداره که تو جوجه بیای توش نیگاه کنی کیف کنی .... برو یه نهضت سواد آموزی گیر بیار مدرک سیکل اکابرتو کامل کن بعد بیا اینجا ضر ضر کن
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 10:38 توسط سیاوش |
درود
احتمالاً شما شاهد آن برنامه ی مستند(!؟) بودید؟
بالاخره باید می دیدید چون من می خواهم درباره اش بنویسم!!
خوب ... ابتدا از تیتراژ این برنامه شروع میکنیم : در پس زمینه آهنگی راک میشنویم ... احتمالاً از آن آهگ های بی ارزشی که به غیر از مسئولین صدا سیما کسی آنها را گوش نمیکند! (مرلین منسونی، راسموسی، چیزی...)
در پشت سر عکس هایی از لباس های مارک دار ، کفش ، دختر های بیحجاب شطرنجی ! و خیلی چیزهای دیگر میبینیم. در روی تصویر هم نماد های مثلاً شیطان پرستی فید اوت و فید این میشود!! حدس بزنید چه نمادی ؟!؟!؟!
کاور آلبوم ((پنهان)) از فرشید اعرابی !!! (حتماً میدانید که آن ستاره تبدیل شده پنتاگرام به ستاره ی شیعست یا یه چیزی تو همین مایه ها ...) سپس دوباره در آن پشت مشت ها انواع گردنبند ها را مشاهده میفرماییم .... برای اطلاع از لیست کامل آنها به پست پیشین من درباره ی نماد ها رجوع کنید !!( از نماد فروهر بگیرید تا سواستیکا!!!) سپس گزارش گر را میبینیم که در خیابان راه افتاده و از جوان های اوشکول و جوادی موادی سوال می پرسد:
-میشه به من بگی این نماد چیه رو پیرنت؟
-این یه آدمه غمگینه که خیلی ناراحته....اینو پوشیدم همه جذابم (!)بشن !
-آقا پسر این مارک چیه رو پیرنت
-این مارک شرکت تولیدی لباسه که من ازش خوشم میاد
-چرا تو اینو میپوشی!! مگه تو برای اون شرکت کار میکنی که این رو میپوشی!!!
-چی بگم ...والا.....چی بگم (من به جای آن پسره میگم آخر ازگل!! تو مثلاً ماشین سوار میشی باید توی شرکت اون ماشین کار کنی؟!؟!؟)
....
و عملیات ژانگولری از این قبیل !! که مصاحبه با یک آدم که لباس گل و گشاد رپ پوشیده تا یک شیطان پرست را مشاهده میکنیم!!!
بعد هم آهنگی از راسموس را میشنویم (آقا ما یک دانه از راسموس کلیپ داریم این یک دانه را هم کلیپش را تلویزیون نشان داد هم آهنگش را پخش کرد)
سپس در ادامه بهت شگفتی ما کلیپی از مرلین منسون پخش میشود و در پایین تصویر مضمون اشعار را هم مشاهده میکنیم سپس یکهو آهنگ فرانتیک از متالیکا پخش میشود!!!
بعد تصویر کات میخورد و ما که از مشاهده قیافه ی ترسناک و چندش مرلین منسون در حال خیس کردن خود هستیم با قیافه ای ازگل تر و ترسناک تر از مرلین منسون مواجه میشویم .... بله ...دکتر،پورفسور،حجت الاسلام فلان!!!
درادامه ،دستگیری عده ای جوان منحرف از کنسرت شیطان پرستی را میبینیم.
بعد هم یک شیطان پرست را میبینیم که در باره ی ریش خود صحبت میکند و میگوید :این ریشه من شیطون پرستیه!!!!!
بعد هم در ادامه افتضاحات به بار آمده شاهد به زبان رانده شدن کلمه ی مقدس متال از زبان یک جوجه رپر و اظهار نظر ایشان درباره ی خودکشی و متال هستیم!!!
ادامه دارد .... این پست را نمی گویم !! مستند شوک را میگویم !! ساعت 10:20 شبکه ی 3
جمله ی معترضه: ای نو متال بازها!، ای طرفداران مرلین منسون، ای کسانی که هنوز متال باز نشده میروید سراغ اینکه متال بازها بابد چه لباسی بپوشند، ای کسانی که بیخود از گروه های ساتانیسم دفاع میکنید و ای کسانی که .... بدانید و آگاه باشید که متال به معنای واقعی به گه کشیده شده طوری که از زبان یک رپر مفلوک کلمه ی مقدس متال را میشنویم و این کلمه ی والا را در کنار کلمه ی رپ میشنویم
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 19:0 توسط سیاوش |
مستند "شوک" عرفانهای نوظهور را به تصویر میکشد
تولید مستند "شوک" با موضوع عرفانهای نوظهور به تهیهکننگی حمید نوبهار در گروه اجتماعی شبکه سه سیما به زودی آغاز میشود.
نوبهار در این باره به خبرنگار مهر گفت: طرح این مستند به کارگردانی فرشاد شکیبی چند ماه پیش به گروه اجتماعی شبکه سه ارائه و از آن استقبال شد. با توجه به نامگذاری سال 87 به نام نوآوری و شکوفایی مستند "شوک" نگاهی جدید به مقولهای به روز اجتماعی دارد و به عرفانهای نوظهور میپردازد.
وی در ادامه افزود: این نخستین بار است که رسانه چنین موضوعی را دستمایه کار خود قرار میدهد. عرفانهای نوظهور شامل گروههای شیطانپرست و ... میشود. البته مقاومتهایی نسبت به تولید مستند "شوک" شده، اما با حمایتهای دکتر علیاصغر پورمحمدی مدیر شبکه سه و فضلالله شریعتپناهی مدیر گروه اجتماعی این شبکه با قدرت موضوع را دنبال میکنیم.
این تهیهکننده خاطرنشان ساخت: همچنین حمایتهایی تازه از طرف حوزه علمیه قم، مجلس شورای اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع) و نهادهای ذیربط از ما شده است. تحقیق و نگارش متن مستند "شوک" حدود سه ماه طول کشید. در واقع به این نتیجه رسیدیم که با توجه به نیاز جوانان این مستند را بسازیم و در زمینه عرفانهای نوظهور روشنگری کنیم.
نوبهار ادامه داد: تولید مستند "شوک" از سه روز دیگر برای پخش در سه قسمت 25 دقیقهای آغاز میشود و ممکن است حین تولید تعداد قسمتها افزایش یابد. بخش عمده تحقیق و نگارش این مستند بر عهده حجتالاسلام دکتر محمدجواد ادبی بود و امیدواریم با اعتمادی که مسئولان به ما کردند برنامهای جذاب و روشنگرانه بسازیم.
خبر گزاری مهر
ساخت شوك با موضوع پديده شيطان پرستي مخاطب اصلي اين مستند جوانان و نوجوانان هستند
با موضوع پديده شيطان پرستي با ويژگي هاي مدرن، ساخت مستند شوك از 7خردادماه آغاز شد.
محمدصادق زماني ـ مدير توليد شوك ـ در گفت وگو با خبرگزاري ايسنا، با اعلام اين خبر اظهار كرد: افرادي انتخاب شده براي مصاحبه در اين مستند، كساني هستند كه در گروه هاي شيطان پرستي بوده اند. وي با بيان اينكه علاوه بر مصاحبه وضع ظاهر اين افراد نيز به تصوير كشيده مي شود، مخاطب اصلي شوك را جوانان ونوجوانان ذكر كرد.
زماني درباره پژوهش هاي انجام شده براي ساخت اين مستند گفت: منبع اصلي تحقيقاتي شوك، پايان نامه دكتراي آقاي جواد ادبي درباره عرفان هاي نوظهور و ساتنيسم است كه در يكي از كشورهاي اروپايي انجام شده است.
مديرتوليد مستند شوك، اين مستند را گزارشي ذكر كرد كه سعي مي شود با داستان تلفيق شود.
وي با اشاره به همكاري نهادهاي مختلف با ساخت اين مستند گفت: شوك با حمايت هاي ويژه نهادهاي مختلف فرهنگي، مذهبي، سياسي و اجتماعي ساخته مي شود. زماني در پايان زمان پخش شوك اظهار كرد: به علت افزايش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي براي عضوگيري در تابستان، اين برنامه در اين فصل روي آنتن مي رود. اين مستند قرار است در13قسمت 25 دقيقه اي ساخته شود، اما در مرحله اول پنج قسمت از آن توليد مي شود. فرشاد شكيبي كه پيش از اين مستندهايي چون كراك،مد شده، فست فود را ساخته است، اين بار شوك را كارگرداني مي كند. حميد نوبهار هم تهيه اين مجموعه مستند را براي پخش از شبكه سه سيما برعهده دارد.
روزنامه ی کیهان
تا فردا شب ساعت 10:20 باید منتظر بمانیم تا ببینیم چه آشی برایمان پختند.این طور که از تیزر و خبر های مربوط به این مستند فهمیدم این مستند بیشتر از اینکه درباره ی رپ باشد در مورد شیطان پرستی است و حمله ی دیگری به متال و راک و ... قضاوت زود هنگام هم نمیکنم! ....وقتی گروه Rasmus را در تیزر خود نشان میدهند و درباره شیطان پرستی و گروه های شیطان پرست صحبت میکنند ....
مطمئناً اینها نمیخواهند درباره ی موسیقی که خودشان آن را به جامعه تزریق و همه گیر کردند (رپ) صحبت کنند.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:48 توسط سیاوش |