Age Of Innocence [Murray / Harris] I can't be compromising in my
thoughts no more I can't prevent the times my anger
fills my heart I can't be sympathizing with a new
lost cause I feel I've lost my patience with
the world and all And all the politicians and their
hollow promises And all the lies, deceit and shame
that goes with it The working man pays everything for
their mistakes And with his life too if there was
to be a war [Chorus:] So we can only get one chance, can
we take it? And we only got one life, can't
exchange it Can we hold on to what we have,
don't replace it The age of innocence is fading like
an old dream A life of petty crime gets punished
with a holiday The victims' mind are scarred for
life most everyday Assailants know just how much
further they can go They know the laws are soft,
conviction chances low [Repeat chorus] You can't protect yourselves even in
your own home For fear of vigilante cries, the
victims wipe their eyes So now the criminal they launch
right in our face Judical system lets them do it, a
disgrace Despondent public worries, where it
will all end? We can't protect ourselves, our kids
from the crime trend We cannot even warn each other of
evil in our midst They have more rights than us, you
cannot call that just [Repeat chorus] عصر معصومیت(آلبوم رقص مرگ2003) دیگه بیشتر از این نمیتونم با افکارم موافقت کنم نمتونم مانع از پر شدن دلم از خشم بشم نمیتونم از یک دلیل غیر منطقی جدید دیگه جانبداری کنم حس میکنم که دیگه طاقتم نسبت به دنیا و همه چیزش از بین رفته همه ی سیاستمدارها و وعده های تو خالیشون با تمام دروغ ها ، فریب ها و ننگی که همیشه با اونا هستن مردان کارگر و زحمت کش باید بهای اشتباه های اونا رو پرداخت کنن و اگه جنگی در کار بود جونشون رو
فدای اونها میکنن پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟ و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه گناه های جزئی با یک روز بیکاری مجازات میشن میرن(زندان) اما قربانی ها هر روز که میگذره بیشتر از زندگی میترسن متجاوز ها میدونن که چقدر میتونن پیش روی کنن میدونن که قوانین پشم هستن ،و شانس محاکمه شدنشون کمه نمتونی حتی تویه خونت از خودت محافظت کنی از ترس پارتیزان ها امثالهم ،قربانی ها چشماشون رو درویش میکنن و حالا تبهکار ها قانون رو جلوی خودمون اجرا میکنن سیستم قضایی به اونها اجازه میده این کارو بکنن، این یک ننگه براشون نگرانی های دلسرد کننده ی عموم، کی اینها تموم میشن؟ ما نمیتونیم از گرایش خودمون و بچه هامون به جرم و جنایت جلوگیری کنیم حتی نمیتونیم به خودمون هشدار بدیم که این شرارت در میان ماست اونها از ما بیشتر حق دارن ، و تو هم نمیتونی اون رو انصاف بدونی پس ما فقط میتونم همین یک شانس رو داشته باشیم، نمیتونیم؟ و ما فقط همین یک زندگی رو داریم ، نمیتونیم عوضش کنیم میتونیم همینی که داریم رو دو دستی بچسبیم، وجایگزینش هم نباید بکنیم عصر معصومیت داره مانند یک رویا ی قدیمی محو میشه .... در دوره و زمانه ای که بریتنی ها و جاستین تیمبرلیک ها و ... قهرمانان جهانند و هیچکس ها و مرلین
منسون ها و کورن ها و ساسی مانکن ها یکه تاز عرصه هنر موسیقیند!، آیرن میدن در سال
2003 مانند فرزندی صالح به بیان واقعیت ها میپردازد،واقعیاتی بسیار دردناک.این
واقعیت که ما هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم واین جمله را سه بار در اول شعر
تکرار میکند. بله، این شعر هم مانند بسیاری از گروه های خوب و بد راک ،اعتراضی است
و پر از نیش و کنایه ، اما آیرن میدن هیچ وقت لاف نمیزند و شعار نمیدهد و صادقانه اعتراف
میکند که شرارت در میان ما هم وجود دارد و غیره. و بعد از حدود سی سال کار و فروش
آلبوم و بدست آوردن پول ، همچنان متواضعانه و با هنرمندی کار میکند و بر اصل خودش
پایبند است و مانند بسیاری از گروه های دیگر به منجلاب عشق به پول و اعتیاد و
...نیفتاده است!! اغراق نیست که آنها را بهترین گروه موسیقی قرن بیست و یک بدانیم.
و من افتخار میکنم که طرفدار آیرن میدن هستم و با افتخار این را همه جا جار میزنم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:30 توسط سیاوش |
درود امروز
با شعري از آلبوم هفتمين پسر از يک هفتمين پسر آمدم.آهنگ مورد علاقه ي من در اين
آلبوم.ساخته ي استيو هريس و بروس ديکنسون.داستان از این قرار است در ترجمه زیر
مشاهده میکنید . این بار سعی کردم تحولی در ترجمه اشعار میدن انجام بدهم تا دریافت
موضوع آن ساده تر شود.بنابراین داستان به خوبی در ترجمه یا حتی خود متن اصلی شعر
ملموس است ...اما معنی درون آن به نقل از ویکی پدیا اینست:" جوانی برای یافتن
پاسخ یافتن به پرسش هایش به ماورا الطبیعه روی می آورد و نزد پیرمرد پیشگویی
میرود.پیرمرد به گوی بلورین خود خیره میشود، مرد جوان عصبانی میشود و با اعتراض
میگوید: "اين تو که هيچ تصويري
نيست؟" پیرمرد به مرد جوان نگاه میکند و می خندد چرا که جوانک "خیلی کور
است تا تصویر را ببیند" اما مهمتر ،این است که جوان بسیار کور است تا ببیند
چه اتفاقی واقعاً در حال رخ دادن است که آن فریب خوردن مرد جوان توسط پیرمرد است
که واقعاً هیچ تصویری در گوی بلورین وجود ندارد." و این
استعاره ای است از فریب خوردن نسل جوان از نسل قدیمی تر ، نسلی که بلاهای زیادی بر
سر این جوانک ها آورده ، از جنگ و آشوب و بدبختی توسط آنها بگیرید تا گول زدن جوان
های ساده لوح با مسائل غیر مهم و چرت و پرتی مثل ماورا الطبیعه و ... این
نوع استعاره را در آهنگ شاهکار پرواز ایکاروس را نیز با طرحی دیگر دیدیم و شنیدیم
و لذت بردیم و این بار نیز در این آهنگ این لذات را لمس میکنیم. این
شعر گرفته شده از تصنیفی سروده ی آدریان اسمیت! به نام "بر روی بال های
عقاب" است. آهنگ
نسبت به دیگر آهنگ های میدن نسبتاً کوتاه است.اما در همین کوتاهی، زیبایی های
زیادی وجود دارد از چورس های متعدد بگیرید تا سولوی زیبا و فضا سازی های خوب آن و
خوانندگی یک نفس بروس دیکنسون.دیگر سرتان را درد نیاورم: آيا
ميتونم با جنون بازي کنم؟ قدرت
ادراک رو به من بده تا
درک کنم که آزادم تا بدونم
که ميتونم خودم باشم قدرتي
رو به من بده تا سرمو بالا نگه دارم و تف
بکنم تو صورت اینا براي
باز کردن اين درا هيچ کليدي نياز نداشته باشم ميخوام
ديوارها رو بشکنم از
اين مکان زشت فرار کنم آيا
ميتونم با جنون بازي کنم؟ پيشگو
به گوي بلورینيش خيره شد گفتم
اين تو که هيچ تصويري نيست؟ پيشگو
به من نگاه کرد و خنديد ...ها ها...و گفت: تو
خيلي کوري، خيلي کوري که ببيني! اون
گفت خيلي کوري که ببيني..خيلي من
يهو جيغ و داد بلندي زدم به پيرمرد گفتم
خالي نبند، اينو نگو، تو نميدوني گفتم
تو تاوان اين نامرديتو ميدي يا تو
اين دنيا يا دنياي بعدي اي
واي! و بعد اون من رو با يک نگاه فلج کننده ميخکوب کرد و بعد
آتش جهنم تو چشمش پيدا شد اون
گفت خيلي خوب!، ميخواي حقيقت رو بدوني؟ خيلي
خوب باشه ارباب!، من حقيقت رو بهت ميگم روح
تو ، توي درياچه ي آتش ميسوزه پيشگو
گفت، گوش کن به من! آيا
ميتونم با جنون بازي کنم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 19:42 توسط سیاوش |
درود
دوستان! الان چند ساعتی میشه که گیتار آدریان اسمیت در کنسرتی در یونان دزدیده شده ، این گیتار در نوع خودش منحصر به فرده و گم شدن اون برای آدریان اسمیت باید خیلی دردناک باشه!! همچنین خود میدن ها در وب سایت خودشون به طرفدار ها اعلام کردند که برای پیدا شدن گیتار آدریان کمک کنند...البته از دست ما که کمکی برنمیاد!! یک بار دیگه میگم که از این گیتار فقط یک دونه در دنیا وجود داره!!
در عکس، گیتار مفقوده را میتوانید مشاهده کنید!!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 12:32 توسط سیاوش |