برای این که به قولم عمل کرده باشم براتون یه مصاحبه ی قدیمی و باحال از آدریان اسمیت آماده کردم
برید حال کنید ... کلاً! (راستی اگه فونت کوچیکه ctrl را نگه دارین و wheel موس رو بچرخونین! ... شرمنده برای حفظ ظاهر یکدست وبلاگ نمیتونم فونت رو بزرگ کنم یا رنگشو عوض کنم!... منم که حساس!)
اصل مصاحبه :
February 16, 1987
Backstage at the Long Beach Arena in Long Beach, California
زمان انتشار: 2009!!
- در حال حاظر از چه نوع گیتاری استفاده میکنی؟
- من یه دونه ibanez destroyer و یه les paul goldtop و یه دونه هم Gibson SG دارم.
- از همش الان استفاده میکنی؟
- آره ... من تقریباً هر آهنگ سازمو عوض میکنم ... فقط برای اینکه مطمئن بشم سازم کوکه.
- هنگام ظبط هم همین کارو میکنی؟
- نه، توی آلبوم ها من فقط از یه گیتار استفاده میکنم. معمولاً اونی رو که بهتر جواب میده رو برمیدارم.
- برای آلبوم آخریتون از چه گیتاری استفاده کردی؟ ( این آلبوم باید ششمین آلبومشون بوده باشه، Somewhere In Time)
- Ibanez
- این ibanez مگه چی داره که اینقدر خوشت میاد ازش؟
- پیکاپ هاش خیلی خوبن. این ibanez دو تا پیک آپ داره. همین دوتا خیلی قدرتمندن و من صداشون رو به demarzio یا حتی gibson ترجیح میدم. این گیتار منحصر به فرده ، صدای عالیی میده.
- آیا گروه میخواد که دو تا گیتاریست داشته باشین که یکیشون لید و اون یکی ریتم بزنه؟
- فکر کنم همیشه دو تا گیتاریست بوده. دیو که از اول بوده. من هم قبلاً با دیو تو گروه های دیگه کار کردم، بنابر این من و dave همدیگر رو و طرز نواختنمون رو به خوبی میشناسیم. وقتی یه کاری رو شروع میکنیم من با اون در ارتباطم ، بنابراین ما همیشه با هم تفاهم داریم!(آقا فکر بد نکن!)
- این دو نوع نوازندگی مختلف رو چه جوری توصیف میکنی؟
- dave با آهنگای hendrix بزرگ شد. هر وقت بری خونشون میبینی داره همینارو میزنه! برای همین بیشتر از wah wah استفاده میکنه و whammy bar رو خیلی خیلی سریع باهاش ور میره!.من موقع سولو زدن تو استودیو میذارم سولو که تموم که شد میدمش پایین یا نگهش میدارم ... ولی dave سه چهار بار تو یه سولو این کار ومیکنه.
- ... خب برای اون سولو های سریع دیگه...
- dave بیشتر سریع هارو میزنه
- تو بیشتر چیزای ملودیک میزنی؟
- آره ، این باعث یه تضاد جالب میشه، به جای این که دو تاگیتاریست بخوان موز(میوه!!) بشن! (این جمله معادل نداره؟!؟)
- آیا گروه به بند هایی مثل led zeppelin و Deep Purple گوش میده؟
- من اینجوری میگم که کل گروه با بند های دهه 70 مثل free و sabbath و این جور بندا بزرگ شدن. اینا بیشترین تاثیرو داشتن.
- Iron Maiden چیکار میکنه که اینقدر از این گروه ها متفاوت تره ؟ مثلاً Black Sabbath ؟
- فکر کنم ما فرق میکنیم. برای تازه کارا، تو این گروه bass نقش برجسته ای داره. اون صدای منحصر به فردی داره. یه عالمه آهنگ هارو مینویسه. اون میشینه و کار میکنه، و اینا برای گیتار یه چیز معمولیه. برای همین این یه چیزی کوچیکه که گروه رو متمایز میکنه.
- آیا آهنگای Maiden از یه ریفی ساخته میشه که شاید یکیتون نواخته باشه؟
- نمیدونم. ما ایده اولیه رو میگیریم و میریم آروم میشینیم و تهش رو درمیآریم.بعد میریم تو استودیو و با هم میزنیمش. این همون موقع است که شروع میکنه به زنده شدن و ما میفهمیم چی به چیه.
- آیا واقعاً آهنگ هارو تو استودیو در میارین؟
- نه استودیو ظبط! منظورم استودیو ئه تمرینه. خیلی به ندرت. ممکنه شروع کار تو استودیو خیلی گرون دربیاد.
- بند تمایل داره توی استودیو، خیلی سریع کار کنه؟
- آره. فکر کنم ما ترک های اولیه رو تو کمتر از دو هفته ظبتیدیم. و برای همش با هم، من فکر کنم یه چند هفته بیشتر برای ظبط vocals و سولو ها طول کشید.
- آیا بند سعی میکنه که ترک هارو هر چی live تر که ممکنه اجرا کنه؟
- آره. ما درامز رو تو یه اتاق live ظبط میکنیم، بعد یه صدای بزرگ سمفونیک بهش میدیم(؟). صدای زنده دادن به گیتار ها تو استودیو خیلی سخته. برای همین بعضی اوقات مجبور میشیم یه گیتار دومی هم بیاریم.
- نظرت راجع به کار با Martin Birch چیه؟
- عالیه! اون زور نمیزنه که یه آلبوم Martin Birch درست کنه! تقریباً اولین چیزی که بهمون گفت این بود : "این آلبوم شماست. من فقط میخوام چیز هایی که اینجاست رو جمع کنم دور هم." اون زیاد به ادم تحمیل نمیکنه یا سعی نمیکنه آهنگ هارو عوض کنه. اون فقط یه صدای خوب می گیره و بعد ما هم شروع میکنیم. اگه ما شل و ول شروع کنیم پدرمون رو در میآره.
- آیا شما مخصوصاً میخواین با اون کار کنین؟
- آره، ما تو ذهنمون چند نفر رو داشتیم، اما دوستان، مارتین رو میشناختن. ما هم رفتیم پیشش و اون هم میخواست اجرای مارو ببینه. برای همین فکرکنم اون کار بعدی رو هم بگیره. اصلاً شاید هم کارو تو Record Plant لوس آنجلس ظبط کنیم ... هنوز به طور قطع مطمئن نیستیم.
- به خاطر هزینه مالیاته؟
- نه! البته که به خاطر دلایل موسیقیاییه.
- آیا با کارایی که مارتین قبلاً انجام داده آشنایین؟
- خب، آره. sabbath. بعضی از آلبوم های سبث رو ظبطیده.
- و آلبوم های دیپ پرپل؟
- آره... آلبوم های دیپ پرپل
- از لحاظ فیزیکی تو ظبط گیتار بهتون کمک کرد؟
- خب، مطمئناً آره. اما شما مجبوری با هم کار کنی. برای همین ما دو روز و دو شب رو با هم گذروندیم(فکر بد نکن!). فقط میشستیم و کار میکردیم. اون اونجا بود و این خیلی مهمه. ما اون جا میشستیم و استراحت میکردیم، بعد اون شروع میکرد مثلاً راجع به یه قسمت آهنگ صحبت میکرد.
- اون برای ظبط گیتار کار خاصی انجام داد؟
- فکر کنم ما برای ظبط ترک های زمینه (اولیه) از دوتا میکروفن استفاده کردیم، یه دونه نزدیک و یه دونه هم با فاصله چون ما سه نفر اون جا بودیم. این تنها مانعمون بود که تو استودیو باهاش مواجه بودیم. این زیاد راحت نبود. یه دونه اتاق زنده با یه اتاق درامز داشتیم و فقط یه دونه استودیو. آره داداش!(این تیکه رو خودم اضافه کردم D:)... اما اون از افکت های زیادی استفاده کرد. خودم هم دقیقاً نمیدونم چی استفاده کرد!
- پشت آلبومتون نوشته با تشکر از k*i*s*s (خ*د*ا *ا*ی*ن*س*ا*ز*م*ا*ن*ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ*ر*و*ل*ع*ن*ت*ک*ن*ه!*!*!*!) ، Priest، و UFO ... دلیل خاصی داره؟
- فکر کنم فقط به خاطر این که باهاشون تور برگزار کریدم. ما با K*I*S*S (خ*د*ا *ا*ی*ن*س*ا*ز*م*ا*ن*ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ*ر*و*ل*ع*ن*ت*ک*ن*ه!*!*!*!) تو اروپا کنسرت دادیم. من یه تور 20 روزه با کیسسسس بودم. وقتی تو آمریکا بودیم با پریست یه تور دو ماهه انجام دادیم.پس کلاً ما باهاشون تور دادیم!
- آیا از این جور همکاری ها خوشتون میاد؟
- آره. ما مجبور بودیم که اجرا کنیم.
- حتماً gig خوبی برای بند بود؟
- آره عالی بود.
- هدف بعدی بند؟
- ما تا آگوست می توریم(تور میدیم!) بعد میریم به انگلیس باسه ی Reading Festival که ما از گروه های شاخشیم(قبول نداری؟) بعد دوباره برمیگردیم اینجا که یه دوماهی با scorpions هستیم اینجا.بعد دور و بر نوامبر میریم ژاپون و بعد میریم اروپا یا برمیگردیم همین جا. هنوز نمیدونیم. حول حوش زمستون بعد از کریسمس آلبوم رو در میکنیم.
- کلاً راجع به بعد آلبوم فکری کردین؟
- من که زیا دوقت نداشتم! ولی آره یه چند تا آهنگ رو آماده تو آستین داریم.
- آیا آهنگی دارین که ممکنه بازگشتی به عقب سبک اولیتون باشه؟
- نمیدونم هنوز خیلی زوده که صحبت کنم. ما هنوز اول کاریم. تا وقتی که هنوز پیچ هارو سفت نکریدم نمیشه با قطعیت گفت.
- آیا فعالیت بند مطابق با وضعیت فعلی متال انگلستانه؟
- این جا تو لندن چیزای مختلفی اتفاق می افته. همه چیز خیلی زود تغییر میکنه. آدم همیشه یه عالمه گروه جدید رو میبینه که با یه سبک جدید درمیان. و فقط دو سه تا از اونا گروه های واقعاً خوبین و شاید اونا ادامه بدن. اونا وقتی که بقیه یه جورایی عقب میافتن باقی میمونن. اما موسیقی ما هیچ وقت نزول نمیکنه. مثل Cream. اونا اصلاً طوری نبودن که یه دفعه محو بشن. همیشه طرفداری باسش بوده. ممکنه برای یه مدت به عقب برگرده اما هنوز هم طرفدارای زیادی براش هست.
- تو طرفدار cream هستی؟
- اونا زمان قبل از من بودن، برا همین نمیتونم بگم من فنشون بودم چون نمیدونم اون موقع چه خبر بوده ... اما اونا آهنگ های خوبی دارن.
مصاحبه ای از Steven Rosen
منبع سایت : Ultimate-Guitar.Com © 2009
برین حال کنین!(علامت کپی رایتو حال کردی؟!)
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:36 توسط سیاوش |
درود!
از تاخیری که پیش اومد معذرت میخوام .... حدود یه ماهی نبودم!
راستش دیگه آدم انگیزه نداره خب! ... قبلانا بچه های وبلاگ نویس بیشتر بودن، پست های بیشتری مینوشتن، بحث های بیشتری انجام میشد ... نمیدونم چر الان اینجوری شده؟ هیچ کس حال نداره ... به نظرم دیگه علاقه همه داره به متال کم میشه! دیگه متال هد درست حسابی نداریم!( حداقل تو اینترنت و اینا!) قبول نداری؟ به جهنم!
حالا اینا از کجا به ذهنم رسیده؟... آقا ما رفته بودیم یه چند تا فروم ( مثلا) مربوط به متال .... نمیدونین چه شرو ور هایی نوشته بودن! ... اسم خودشون رو هم میذارن متال باز! تنها گروهایی که میشناسن متالیکا و لینکین پارک و اسلپ نات و امثال ایناس ... اونوقت میان درباره ی اسطوره هایی مثل آیرن میدن، acdc، منووار ، و گروه های راک و متال کلاسیک دیگه، تر تر میکنن ... آخه آدم طاقتش یه حدی داره ... میخواستم برم هر چی از دهنم درمیاد بهشون بگم ! اما بعد گفتم بیخیال ... آخرش پاک میکنن.
اگه این شر و ور هارو از دهن رپرا میشنیدم این قدر عصبانی نمیشدم! ... فرض کنین صدای بروس دیکنسون و اریک آدامز و راب هالفورد و ... رو یک جوجه ، که هنوز فرق هارد راک و متالو نمیفهمه، -جیغ- نام گذاری کنه!
بیخیال ...... مثل اینکه الفنون و دارو دستش دارن به هدفشون میرسن: نابود کردن موسیقی، سینما، ادبیات، هنر ، فرهنگ ، اینترنت، ایران، نسل بشر، پاسارگاد، و ...!!
کلاً منظورم اینه که بچه های وبلاگ نویس که تو این راه مو سفید کردن باید یک کم a*s*s خود رو بجنبونن ! و شروع کنن به فرهنگ سازی برای جامعه متال ایران .... بذارید تعارف رو کنار بذارم ... بدون خودستایی میگم .... به نظر خودم الان موسیقی که گوش میدم موسیقی خوبیه و حسابی به خودم افتخار میکنم!! ... اما من خودم به تنهایی به این جا نرسیدم ... یه زمانی بود که من هم فقط متالیکا رو میشناختم ... یه زمانی بود تو کاست های گلچینمون (!)متالیکا رو با ابی و اینا گوش میکردیم!! من و خیلی های دیگه با خوندن مطالب دوستان تو همین وبلاگ ها تونستیم فرق موسیقی با هویج رو تشخیص بدیم ... الان اگه یه سری به نت بزنین به ندرت یه بلاگ خوب و بروز رو میتونین پیدا کنین ... شاید هم یه سری بحث نصف و نیمه تو چند تا فوروم هم ببینین (به تعداد انگشتان دست) ... مطالب اکثراً کپی پیست و دزدیه! ...
خلاصه دوستان بیاین همگی با هم دست به کار بشیم و شروع کنیم! ... کاش کسایی که خداحافظی کردن و دیگه تو بلاگشون چیزی نمی نویسن دوباره برمیگشتن ... کاش کسایی که دیر به دیر آپ میکنن متحول بشن و زود به زود آپ کنن!! (از جمله خودم!) .. کاش از دست الفنون و هر چی دیکتاتور و وزارت ارشاده راحت بشیم تا به روزی برسیم که هممون جمع شیم با هم بریم یه کنسرت درست حسابی ! ... (خواب دیدم خیره)
13 آبان هم نزدیک است!
اوه اوه ! چه قدر ضر زدم! (ضر رو اینجوری مینویسن دیگه؟!)
آقا بریم سر اصل مطلب ... این پست درباره ی این آهنگه: هفتمین پسر از یک هفتمین پسر .... که با نام خود آلبوم یکسانه ...
یه خلاصه کلی هم از قسمت های قبلی بدم تا ماجرا یادتون بیاد ...
آهنگ اول قبل از اینه که –پسر- به دنیا بیاد ... لوسیفر ننه هه رو تهدید میکنه و غیره .... آهنگ دوم راجع به بابای پسره ... باباهه یک مشت خواب های غیر طبیعی میبینه و احتمالاً یه سری قدرت های فرابشری هم داره .... در آهنگ بعد باباهه میره پیش یه پیشگو تا به پاسخ سوالاتش برسه .. اما پیشگو سر کارش میذاره و باباهه هم بیخیال میشه ... تو آهنگ بعد پسر تو شکم ننشه و باباهه هم میمیره .... و بالاخره میرسیم به این اهنگ که پسر به دنیا میاد :
Here they stand brothers them all
All the sons divided they'd fall
Here await the birth of the son
The seventh, the heavenly, the chosen one
Here the birth from an unbroken line
Born the healer the seventh, his time
Unknowingly blessed and as his life unfolds
Slowly unveiling the power he holds
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Then they watch the progress he makes
The Good and the Evil which path will he take
Both of them trying to manipulate
The use of his powers before it's too late
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Seventh son of a seventh son
Today is born the seventh one, born of woman the seventh son
And he in turn of a seventh son, he has the power to heal
He has the gift of the second sight, he is the chosen one
So it shall be written, so it shall be done
(7:05 – Solo: Dave Murray)
(7:37 – Solo: Dave Murray)
(7:57 – Solo: Adrian Smith)
(8:25 – Solo: Adrian Smith)
همگی پسرانی که ایستاده اند نابود خواهند شد
منتظر تولد فرزندی هستند
هفتمین، آسمانی، و برگزیده شده
زایشی از خطی تسلسل ناپذیر! (یعنی هفتمین پسر همیشه نیرو های مافوق بشری واینا داره…)
هفتمین فرزند همرا با نیروی شفا دهندگی به دنیا آمده، آن هنگام
همزمان با نیرویی مافوق بشر و خجسته بود، و همانطور که زندگی او میگذرد
نیرویی که در او نهفته است به آرامی و آهستگی آشکار میشود
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
سپس آنها پیشرفتی که او حاصل میکند را تماشا میکنند
او کدام راه را انتخاب خواهد کرد؟ راه نیک یا راه شر؟
هر دوی آنها در پی این هستند تا از قدرتی که او استفاده میکند
نهایت بهره را ببرند، قبل از اینکه خیلی دیر شود
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
هفتمین پسر از یک هفتمین پسر
امروز هفتمین نفر زاییده شده، هفتمین پسر از زن زاییده شده
و او در نوبت هفتمین پسر، فدرت شفا دهندگی دارد
او موهبت روشن بینی را دارد، او برگزیده است
پس باید نوشته شده باشد، پس باید انجام شده باشد
در متن این قطعه مشاهده میکنیم که پسر با یه سری نیروهای مافوق بشری به دنیا میاد .... نیروهای خیر و شر هر دو دنبال استفاده از قدرت هایی این پسرن تا به وسیله ی اون به جنگ با یک دیگه برن ... اما از اون جایی که پسر آزاده که از قدرت هاش استفاده کنه میتونه هر طرف که دلش خواست رو انتخاب کنه ... قدرت شفا دهندگی و پیشگویی از قدرت های اصلیه پسره.همچنین میفهمیم که فرق نمیکنه اون بتونه پیش بینی کنه یا نه چون آینده غیر قابل تغییره ( با توجه به این قسمت : " پس این باید نوشته شده باشد، پس این باید انجام شده باشد")
میشه گفت این آهنگ یکی از masterpiece های میدنه ... حضور پررنگ کیبورد و سینث برای فضا سازی ... فضای به شدت حماسی ... سولوهای طولانی و فراوون و تغییر ریتم زیاد و همچنین نحوه ی درامز نوازی نیکو باعث شده این آهنگ جزو بهترین کارهای میدن قرار بگیره ... بعد از chorus آخر به قسمت instrumental آهنگ میرسیم که با دکلمه (!) بروس همراهه ....
حالا پیشنهاد میکنم یه دور دیگه شعر رو بخونین و همراه با اون آهنگ رو هم گوش کنین
امیدوارم لذت برده باشین
خدافظ!
پست بعدی : The Prophecy
+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:25 توسط سیاوش |
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند عشق تیغی است و من بر روی لبه ی نقره ای و تیزش قدم برداشتم آقا اول بگم که وبلاگ بلاگ اسپاتم sea of madness هم آپه خواستین یه سری بزنین ... این بلاگفای نکبت که سه روزه هی داره تر میزنه ... بعد از روز قدس این جوری شده ...اونوقت میگن بدلیل مشکلات فنی!!.... گه خوردی با مشگلات فنی! عنوان این آهنگ از داستان ژولیو سزار شکسپیر برداشته شده ... جایی که مارکوس آنتونیوس به طرف مردم روم برمیگرده و درباره ی مرگ سزار باهاشون صحبت میکنه، و با جدیت از حاکم مقتول دفاع میکنه و بروتوس ، یکی از قاتلین رو، به شدت محکوم میکنه: منبع : ironmaidencommentary
Love is a razor and I walked the line on that silver blade
Slept in the dust with his daughter, her eyes red with the slaughter of innocence
But I will pray for her, I will call her name out loud
I would bleed for her, if I could only see her now
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Balancing on a ledge, living on a razor's edge
Balancing on a ledge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
Circle of fire my baptism of joy at an end it seems
The seventh lamb slain, the book of life opens before me
And I will pray for you, someday I may return
Don't you cry for me, beyond is where I learn
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
(3:15 – Solo: Adrian Smith)
Living on a razor's edge, balancing on a ledge
Living on a razor's edge, you know, you know
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil that men do lives on and on...
The evil, the evil, the evil that men do
The evil, the evil, the evil that men do
با دختر او در میان گرد و خاک خوابیدم ، چشمانش سرخ بود معصومیت از او رخت بر بسته بود
اما من برای او دعا میکنم، نامش را بلند فریاد خواهم کرد
برایش خواهم مرد ، اگر تنها یک لحظه او را ببینم
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، زندگی بر لبه ی تیغ
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
حلقه ی آتش، غسل تعمید خوشی من در پایانی که به نظر میرسد، است(!)
هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود
و من برای تو دعا خواهم کرد، روزی باز خواهم گشت
برای من گریان نباش، آن دورتر جایی است که من فرا خواهم گرفت
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
زندگی بر لبه ی تیغ، توازن بر برآمدگی
توازن بر برآمدگی، تو میدانی، تو میدانی
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند ادامه دارد و ادامه دارد ...
"دوستان، مردم روم، هم میهنان، به من گوش دهید ; من آمده ام تا سزار را به خاک بسپارم، نه این که از او تمجید کنم. اعمال شیطانی که این انسان ها انجام میدهند پس از این نیز ادامه خواهد داشت، نیکی، بارها با استخوان های ایشان با خاک مدفون شده است ; پس بگذارید این خوبی با سزار بماند"
ژولیو سزار. پرده سوم ، صحنه ی 2
با این حال به آهنگ هیچ ربطی نداره ( سر کار رفتی ... قبول نداری؟ به جهنم!) اما با این حال اشعار کاملاً شاعرانه و هنرمندانه نوشته شده و درکش کمی سخته (قبول نداری؟ به جهنم!) ... متن شعر بیشتر شبیه آهنگ رویا های پریشانه ، چون به جهان پس از مرگ و اینا میپردازه ... شخصیت داخل داستان میتونه هفتمین پسر اول باشه ... اما معلوم نیست اون دختری که باهاش تو گرد خاک خوابیده(!) کیه؟... بعلاوه جمله ی " معصومیت از او رخت بر بسته بود" میتونه به معنای این باشه که بکارتش رو از دست داده. اما کیه این؟
کاملاً روشنه که این بابا عاشق یه دختری بوده ("برایش خواهم مرد") و همینطورمدتی بوده که از دستش داده بوده ("اگر تنها یک لحظه او را ببینم").... باقی متن میگه این بابا قصد خودکشی هم داشه، شاید از دست دادن اون دختره و خواب هایی که میبینه فشار زیادی بهش آوورده... با این حال هنوز هم امید داره که روزی برمیگرده ( احتمالاً تناسخه منظورش)
اما به نظر خودم این دختره رو میتونه تو رویاهاش دیده باشه ... شاید به خاطر اون میخواد بمیره ... اما من این جمله " هفتمین قسمت گوشت قربانی، کتاب زندگی، روبروی من باز می شود" رو درست حسابی نفهمیدم ... یعنی ممکنه به جادوی سیاه روی آوورده باشه؟!! .... به هر حال منتظر نظراتتون هستم ...تفسیر کنین : به نظرتون دختره کی میتونه باشه؟ در جمله ی دختر او ، منظور از "او" کیه؟!!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 13:51 توسط سیاوش |